حال و روز مردم و عمق راهبردی نظام
محمد مطهری
اگر برخی از مسئولان را نمیشناختم باور میکردم که اینهمه اهمال و انفعال که این روزها در مقابل حملات بیشمار و وحشیانه به مردم برای سرقت اموالشان در خیابان صورت میگیرد، بیتردید از روی عمد است و دستوری محرمانه برای عدم مقابله جدی صادر شده است؛ «اقدام، فقط به اندازه خالی نبودن عریضه».
حال که چنین نیست، انسان مبهوت میماند که چرا حاکمان همچنان در عالم خودشان هستند در حالی که قادرند در اندک زمانی به شدت از این آمار برای همیشه بکاهند. اگر نمیتوانند قیمت دلار را پایین بیاورند، چرا لااقل قمههایی را که هر روز برای سرقت اموال مردم بلند میشود پایین نمیآورند؟
برای حل این معما جز این سه فرض به ذهن من نمیرسد:
۱. این عزیزان چون خودشان با محافظان تردد میکنند اساسا از حال مردم در خیابانها بیخبرند و چه بسا اخبار و کلیپهای گرفتار شدن کوچک و بزرگ در چنگال کفتاران حتی در روز روشن، به رؤیت مبارکشان نمیرسد. شاید این اخبار چون مربوط به جناحبازیها، آمریکا، پروندههای امنیتی، انتخابات ۱۴۰۰ و اموری از این قبیل نیست اطرافیان آن را منتقل نمی کنند.
۲. عزیزان از همه چیز خبر دارند ولی حساسیت آنها نسبت به آنچه نظام را تهدید میکند صد برابر حساسیتشان نسبت به آن چیزی است که جان و مال و ناموس مردم را در معرض خطر قرار میدهد.
۳. عزیزان از اوضاع خبر دارند و حساسیت لازم را هم دارند ولی در مرحله قلب. در واقع کسی در جایگاههای بالا و میانی و پایین نهادهای انتظامی و قضایی و امنیتی، نگران بازخواست شدن در صورت کوتاهی در برخورد با این شرارتها نیست. مثلا یک قاضی هرگز جرأت نمیکند متهمی را که به اصطلاح «تشویش اذهان» کرده و برچسب امنیتی خورده، با وثیقه کم موقتا آزاد کند اما اگر شرور سابقهداری را که متهم به «تجاوز به ابدان» است با وثیقه کم هم آزاد کند آسودهخاطر است.
هر کدام از این گزینهها درست باشد این نکته قابل تردید نیست که ضرورت حفظ امنیت نظام چون برای حاکمان بسیار روشن است، نه تنها بنیه قدرت نظامی کشور را (به درستی) به شدت تقویت می کنند، بلکه برای دفاع از نظام، عمق استراتژیک منطقهای نیز تعریف و اجرا میکنند.
نمیگویم عمق راهبردی و استراتژیک داشتن نظام ما و سرمایهگذاری عظیم برای آن غلط است، و شعار «نه غزه، نه لبنان» را انحرافی میدانم (بنابراین «سرداران قلم کردن آبروها»، برای تحریف و پردهدری و هتاکی تا پایان نوشته صبر کنند) و این را هم توجه دارم که پدید آوردن این عمق راهبردی علاوه بر ارتقای امنیت برای نظام و مسئولان، برای امنیت مردم هم بسیار مؤثر است و یک موی سردار سلیمانی را هم با بسیاری از مسئولان عوض نمیکنم.
اما سؤال این است که آیا اگر این عمق راهبردی هیچ تأثیری در امنیت و بقای نظام و حاکمانش نداشت و صرفا نفعش به مردم میرسید آیا نسبت به ایجاد آن اقدام میشد؟ انصاف میگوید خیر، هرگز چنین هزینه هنگفتی برای ایجاد آن و نیز تبعات سنگین اقتصادیاش - به خاطر فشارهای دشمنان - پرداخت نمیشد.
بنابراین اگر این عمق راهبردی ایجاد نمیشد، دختران و پسران کمتری به خاطر وضع اقتصادی به تجرد قطعی میرسیدند، افراد کمتری به سبب فقر ترک تحصیل میکردند، بیماران کمتری از نداری برای خرید دارو اکنون در عالم برزخ بودند، زنان مجرد و متاهل کمتری از شدت فقر تن به خودفروشی میسپردند و پدران و مادران سرپرست خانوار کمتری به خاطر ناتوانی از سیر کردن شکم فرزندان، آرزوی مرگ میکردند.
با این مقدمات آیا وضعیت امنیت مردمی که هزینه این عمق استراتژیک و امنیتی را با هزار بدبختی پرداخت میکنند باید چنین باشد؟
آیا غم این مردم کم است که برای همراه داشتن یک گوشی فَکَسَنی که با کم ارزش شدن پول ملی، قیمتش به چند میلیون رسیده باید در خیابان و پارک و آسانسور بر خود بلرزند و بسیاری برای فرستادن پسر دوازده ساله خود تا سر کوچه احتیاط کنند؟
وقتی امنیت و حیثیت نظام مطرح است، قادرید مدیر یک کانال معلومالحال را با پیچیدهترین روشها از پاریس به کشور ثالث کشانده و دستگیر کنید و برای دستگیری دیگری جنگنده هوا کنید، اما شر چند چاقوکش خیابانی را نمیتوانید از سر مردم کم کنید؟ آیا اشرار فقط باید مرزی باشند و مرتبط با برخی کشورهای منطقه و مسئله باید رنگ سیاسی-امنیتی به خود بگیرد تا اقدام اساسی کنید؟
ادامه مطلب در پست بعدی
@m_motahari
محمد مطهری
اگر برخی از مسئولان را نمیشناختم باور میکردم که اینهمه اهمال و انفعال که این روزها در مقابل حملات بیشمار و وحشیانه به مردم برای سرقت اموالشان در خیابان صورت میگیرد، بیتردید از روی عمد است و دستوری محرمانه برای عدم مقابله جدی صادر شده است؛ «اقدام، فقط به اندازه خالی نبودن عریضه».
حال که چنین نیست، انسان مبهوت میماند که چرا حاکمان همچنان در عالم خودشان هستند در حالی که قادرند در اندک زمانی به شدت از این آمار برای همیشه بکاهند. اگر نمیتوانند قیمت دلار را پایین بیاورند، چرا لااقل قمههایی را که هر روز برای سرقت اموال مردم بلند میشود پایین نمیآورند؟
برای حل این معما جز این سه فرض به ذهن من نمیرسد:
۱. این عزیزان چون خودشان با محافظان تردد میکنند اساسا از حال مردم در خیابانها بیخبرند و چه بسا اخبار و کلیپهای گرفتار شدن کوچک و بزرگ در چنگال کفتاران حتی در روز روشن، به رؤیت مبارکشان نمیرسد. شاید این اخبار چون مربوط به جناحبازیها، آمریکا، پروندههای امنیتی، انتخابات ۱۴۰۰ و اموری از این قبیل نیست اطرافیان آن را منتقل نمی کنند.
۲. عزیزان از همه چیز خبر دارند ولی حساسیت آنها نسبت به آنچه نظام را تهدید میکند صد برابر حساسیتشان نسبت به آن چیزی است که جان و مال و ناموس مردم را در معرض خطر قرار میدهد.
۳. عزیزان از اوضاع خبر دارند و حساسیت لازم را هم دارند ولی در مرحله قلب. در واقع کسی در جایگاههای بالا و میانی و پایین نهادهای انتظامی و قضایی و امنیتی، نگران بازخواست شدن در صورت کوتاهی در برخورد با این شرارتها نیست. مثلا یک قاضی هرگز جرأت نمیکند متهمی را که به اصطلاح «تشویش اذهان» کرده و برچسب امنیتی خورده، با وثیقه کم موقتا آزاد کند اما اگر شرور سابقهداری را که متهم به «تجاوز به ابدان» است با وثیقه کم هم آزاد کند آسودهخاطر است.
هر کدام از این گزینهها درست باشد این نکته قابل تردید نیست که ضرورت حفظ امنیت نظام چون برای حاکمان بسیار روشن است، نه تنها بنیه قدرت نظامی کشور را (به درستی) به شدت تقویت می کنند، بلکه برای دفاع از نظام، عمق استراتژیک منطقهای نیز تعریف و اجرا میکنند.
نمیگویم عمق راهبردی و استراتژیک داشتن نظام ما و سرمایهگذاری عظیم برای آن غلط است، و شعار «نه غزه، نه لبنان» را انحرافی میدانم (بنابراین «سرداران قلم کردن آبروها»، برای تحریف و پردهدری و هتاکی تا پایان نوشته صبر کنند) و این را هم توجه دارم که پدید آوردن این عمق راهبردی علاوه بر ارتقای امنیت برای نظام و مسئولان، برای امنیت مردم هم بسیار مؤثر است و یک موی سردار سلیمانی را هم با بسیاری از مسئولان عوض نمیکنم.
اما سؤال این است که آیا اگر این عمق راهبردی هیچ تأثیری در امنیت و بقای نظام و حاکمانش نداشت و صرفا نفعش به مردم میرسید آیا نسبت به ایجاد آن اقدام میشد؟ انصاف میگوید خیر، هرگز چنین هزینه هنگفتی برای ایجاد آن و نیز تبعات سنگین اقتصادیاش - به خاطر فشارهای دشمنان - پرداخت نمیشد.
بنابراین اگر این عمق راهبردی ایجاد نمیشد، دختران و پسران کمتری به خاطر وضع اقتصادی به تجرد قطعی میرسیدند، افراد کمتری به سبب فقر ترک تحصیل میکردند، بیماران کمتری از نداری برای خرید دارو اکنون در عالم برزخ بودند، زنان مجرد و متاهل کمتری از شدت فقر تن به خودفروشی میسپردند و پدران و مادران سرپرست خانوار کمتری به خاطر ناتوانی از سیر کردن شکم فرزندان، آرزوی مرگ میکردند.
با این مقدمات آیا وضعیت امنیت مردمی که هزینه این عمق استراتژیک و امنیتی را با هزار بدبختی پرداخت میکنند باید چنین باشد؟
آیا غم این مردم کم است که برای همراه داشتن یک گوشی فَکَسَنی که با کم ارزش شدن پول ملی، قیمتش به چند میلیون رسیده باید در خیابان و پارک و آسانسور بر خود بلرزند و بسیاری برای فرستادن پسر دوازده ساله خود تا سر کوچه احتیاط کنند؟
وقتی امنیت و حیثیت نظام مطرح است، قادرید مدیر یک کانال معلومالحال را با پیچیدهترین روشها از پاریس به کشور ثالث کشانده و دستگیر کنید و برای دستگیری دیگری جنگنده هوا کنید، اما شر چند چاقوکش خیابانی را نمیتوانید از سر مردم کم کنید؟ آیا اشرار فقط باید مرزی باشند و مرتبط با برخی کشورهای منطقه و مسئله باید رنگ سیاسی-امنیتی به خود بگیرد تا اقدام اساسی کنید؟
ادامه مطلب در پست بعدی
@m_motahari