دین خالص
قرآن کریم بارها با تعابیری چون «مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» بر ضرورت خالص ساختن دین تأکید کرده و با عبارت «أَلَا لِلَّـهِ الدِّينُ الْخَالِصُ» (زمر: ٣) زندگی حسابشدهای که در آن ناخالصی نباشد را مقبول خداوند متعال دانسته است.
بسیاری از دینداران، خلوص را به این میدانند که امور خود را با انگیزهٔ رضایت خدایی که باورش دارند انجام دهند. این در حالی است که تدبر در آیات قرآن ما را به معنای عمیقتر و کاربردیتری از اخلاص میرساند.
دقت به تعریف دین حق در قرآن و وابسته بودنش به تسلیم در برابر حقیقت، تدبرکنندگان را به این نتیجه میرساند که دینداری خالصانه، زندگی حسابشدهای است که محاسباتش جز بر پایهٔ حقایق وجدانی شکل نمیگیرد.
در ادامهٔ آیهای که از دین خالص سخن میگفت، مصداقی که برای دین غیر خالص ذکر میشود، عبادت و تقرب جستن به خداوند است، ولی از راهی آمیخته با دروغ، بیاخلاقی و نادیده گرفتن حقیقت.
از نگاه قرآن، اهمیت و اولویت پایبندی به حقایق وجدانی تا جایی است که حتی ضرورت عبادت خدا نیز با این استدلال بیان میشود که چون عقل بشر، تأثیر و قدرتی برای غیر او سراغ ندارد، پس باید جز او را نپرستد. (یونس، ۱۰۴ و یوسف، ۴۰)
خالص شدن دین، راز مصونیت در برابر همهٔ زشتیها و وسوسههاست؛ زیرا همانگونه که در بحث درجات دینداری بیان شد، در مرتبهٔ یقین، چیزی جز حقیقت دیده نمیشود و مجالی برای توهم یا جایگزینی باطل باقی نمیماند.
اینکه در بسیاری از آیات قرآن، خالصشدگان (مخلَصین) از قرار گرفتن در معرض وسوسهٔ شیطان (حجر، ۴۰) یا مبتلا شدن به زشتیها (یوسف، ۲۴) و بسیاری لغزشهای دیگر (صافات، ۴۰ و ۷۴ و ۱۲۸ و ۱۶۰) استثنا شدهاند، بهخاطر بار یافتن آنها به درجهٔ یقین به حقیقت است.
آنچه ما را از دین خالص دور و دچار شرک و گمراهی میکند، توهم حقیقت است. لذا قرآن میگوید در شرایط اضطرار، با کنار رفتن پردههای باطل، مشرکان هم به دینی خالص دست مییابند. (عنکبوت، ۶۵)
#دین_حنیف ۷
@hamidhossaini
قرآن کریم بارها با تعابیری چون «مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» بر ضرورت خالص ساختن دین تأکید کرده و با عبارت «أَلَا لِلَّـهِ الدِّينُ الْخَالِصُ» (زمر: ٣) زندگی حسابشدهای که در آن ناخالصی نباشد را مقبول خداوند متعال دانسته است.
بسیاری از دینداران، خلوص را به این میدانند که امور خود را با انگیزهٔ رضایت خدایی که باورش دارند انجام دهند. این در حالی است که تدبر در آیات قرآن ما را به معنای عمیقتر و کاربردیتری از اخلاص میرساند.
دقت به تعریف دین حق در قرآن و وابسته بودنش به تسلیم در برابر حقیقت، تدبرکنندگان را به این نتیجه میرساند که دینداری خالصانه، زندگی حسابشدهای است که محاسباتش جز بر پایهٔ حقایق وجدانی شکل نمیگیرد.
در ادامهٔ آیهای که از دین خالص سخن میگفت، مصداقی که برای دین غیر خالص ذکر میشود، عبادت و تقرب جستن به خداوند است، ولی از راهی آمیخته با دروغ، بیاخلاقی و نادیده گرفتن حقیقت.
از نگاه قرآن، اهمیت و اولویت پایبندی به حقایق وجدانی تا جایی است که حتی ضرورت عبادت خدا نیز با این استدلال بیان میشود که چون عقل بشر، تأثیر و قدرتی برای غیر او سراغ ندارد، پس باید جز او را نپرستد. (یونس، ۱۰۴ و یوسف، ۴۰)
خالص شدن دین، راز مصونیت در برابر همهٔ زشتیها و وسوسههاست؛ زیرا همانگونه که در بحث درجات دینداری بیان شد، در مرتبهٔ یقین، چیزی جز حقیقت دیده نمیشود و مجالی برای توهم یا جایگزینی باطل باقی نمیماند.
اینکه در بسیاری از آیات قرآن، خالصشدگان (مخلَصین) از قرار گرفتن در معرض وسوسهٔ شیطان (حجر، ۴۰) یا مبتلا شدن به زشتیها (یوسف، ۲۴) و بسیاری لغزشهای دیگر (صافات، ۴۰ و ۷۴ و ۱۲۸ و ۱۶۰) استثنا شدهاند، بهخاطر بار یافتن آنها به درجهٔ یقین به حقیقت است.
آنچه ما را از دین خالص دور و دچار شرک و گمراهی میکند، توهم حقیقت است. لذا قرآن میگوید در شرایط اضطرار، با کنار رفتن پردههای باطل، مشرکان هم به دینی خالص دست مییابند. (عنکبوت، ۶۵)
#دین_حنیف ۷
@hamidhossaini