ایمان بد، ایمان خوب
شخصیت واقعی هر کس همان روحیاتی است که در باطن و روان او شکل میگیرد. پس دینداری و زندگی حسابشدهٔ افراد را باید در جان و دل آنها سراغ گرفت. قرآن نیز که دین مطلوب را تسلیم بودن در برابر حقیقت معرفی میکند، ارزش و اثربخشی آن را در گرو «ایمان» و تسلیم قلبی میداند.
اسلام، ایمان، تقوا و یقین، چهار کلیدواژه و محور مهم در آموزههای قرآن و سنت است که شناخت دین حنیف جز با درک روابط و مراتب آنها ممکن نیست؛ موضوعی که در باب بیست و ششم کتاب ایمان و کفر کافی مطرح و در تفسیر المیزان با تحلیلی صرفاً قرآنی ذیل آیهٔ ۱۳۱ سورهٔ بقره ارائه شده است.
قرآن کریم بارها به تبیین این مفاهیم پرداخته است. از جمله در سورهٔ حجرات پس از توصیههایی دربارهٔ اخلاق و آداب اجتماعی میفرماید درجات انسانی با استحکام هر چه بیشتر ارزشهای اخلاقی در جانها بهدست میآید (آیهٔ ۱۳) و این مهم را باید از پذیرش ظاهری و اجمالی حقیقت آغاز و با تصمیم برای تسلیم کامل، به دل وارد کرد. (آیهٔ ۱۴) با راهیابی ایمان به قلب و استقامت در برابر بیاخلاقیها، صداقت آدمی در این مسیر آشکار و سلامت گوهر وجود او تضمین میشود. (آیهٔ ۱۵) اینجاست که ارزش دعوت به دین و نقش ایمان در ارتقای وجودی انسان آشکار میگردد. (آیهٔ ۱۷)
پس در تمامی مراحل دینداری و انسانیت آنچه در اختیار ما قرار دارد، اخلاقمداری یا تسلیم در برابر حقایقی است که درک میکنیم و رسیدن به درجات ایمان و تقوا و یقین، نتیجه و پاداشی است که خداوند در ازای استمرار این تسلیم به بندگانش عطا میکند. (مجادله، ۲۲ و محمد، ۱۷)
توجه به محوریت اخلاق در همهٔ مراتب دینداری نشان میدهد عشق و ایمان، با آن همه ارزش و تعالی، نهتنها جایگزینی برای عقل و اخلاق نیست، بلکه قرآن، بیاخلاقی را مانع ایمان راستین میداند (یونس، ۳۳) و میوهٔ ایمان بدون اخلاق را ناپسند میشمرد. (بقره، ۹۳)
#دین_حنیف ۶
پ.ن: مطالعهٔ مقالهٔ «نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی» در این زمینه مفید و راهگشا خواهد بود.
@hamidhossaini
شخصیت واقعی هر کس همان روحیاتی است که در باطن و روان او شکل میگیرد. پس دینداری و زندگی حسابشدهٔ افراد را باید در جان و دل آنها سراغ گرفت. قرآن نیز که دین مطلوب را تسلیم بودن در برابر حقیقت معرفی میکند، ارزش و اثربخشی آن را در گرو «ایمان» و تسلیم قلبی میداند.
اسلام، ایمان، تقوا و یقین، چهار کلیدواژه و محور مهم در آموزههای قرآن و سنت است که شناخت دین حنیف جز با درک روابط و مراتب آنها ممکن نیست؛ موضوعی که در باب بیست و ششم کتاب ایمان و کفر کافی مطرح و در تفسیر المیزان با تحلیلی صرفاً قرآنی ذیل آیهٔ ۱۳۱ سورهٔ بقره ارائه شده است.
قرآن کریم بارها به تبیین این مفاهیم پرداخته است. از جمله در سورهٔ حجرات پس از توصیههایی دربارهٔ اخلاق و آداب اجتماعی میفرماید درجات انسانی با استحکام هر چه بیشتر ارزشهای اخلاقی در جانها بهدست میآید (آیهٔ ۱۳) و این مهم را باید از پذیرش ظاهری و اجمالی حقیقت آغاز و با تصمیم برای تسلیم کامل، به دل وارد کرد. (آیهٔ ۱۴) با راهیابی ایمان به قلب و استقامت در برابر بیاخلاقیها، صداقت آدمی در این مسیر آشکار و سلامت گوهر وجود او تضمین میشود. (آیهٔ ۱۵) اینجاست که ارزش دعوت به دین و نقش ایمان در ارتقای وجودی انسان آشکار میگردد. (آیهٔ ۱۷)
پس در تمامی مراحل دینداری و انسانیت آنچه در اختیار ما قرار دارد، اخلاقمداری یا تسلیم در برابر حقایقی است که درک میکنیم و رسیدن به درجات ایمان و تقوا و یقین، نتیجه و پاداشی است که خداوند در ازای استمرار این تسلیم به بندگانش عطا میکند. (مجادله، ۲۲ و محمد، ۱۷)
توجه به محوریت اخلاق در همهٔ مراتب دینداری نشان میدهد عشق و ایمان، با آن همه ارزش و تعالی، نهتنها جایگزینی برای عقل و اخلاق نیست، بلکه قرآن، بیاخلاقی را مانع ایمان راستین میداند (یونس، ۳۳) و میوهٔ ایمان بدون اخلاق را ناپسند میشمرد. (بقره، ۹۳)
#دین_حنیف ۶
پ.ن: مطالعهٔ مقالهٔ «نگاهی نو به فضیلتهای اخلاقی در کتاب کافی» در این زمینه مفید و راهگشا خواهد بود.
@hamidhossaini