ضرورت انحراف از ادیان
قرآن کریم بارها تسلیم بودن در برابر حق را تنها دین مقبول، اعلام و عناوین و خطکشیهای دیگر را نفی کرده است، اما بهنظر میرسد با این مقدار، مشکل انحصارطلبی متولیان مذاهب و گرفتاری در آسیبهای ادیان برطرف نمیشود. چرا که همهٔ فرقهها ادعاهای خود را همان حقی میدانند که باید در برابر آن تسلیم بود.
راه حل قرآن برای این مشکل، تأکید بر «حنیف» بودن دینداری است. لذا دوازده بار بر این قید اصرار ورزیده و در اغلب آنها از ما خواسته است همچون ابراهیم (علیهالسلام) که «مشرک نبود»، تابع دین حنیفیّت باشیم. (ن.ک: آیات مرتبط)
دربارهٔ معنای حنیف اختلاف و پیچیدگیهایی وجود دارد که بهنظر میرسد با انحصارطلبیهای دینی بیارتباط نیست. چرا که ریشهٔ واژهٔ حنیف بهمعنی انحنا و انحراف است، اما بسیاری کوشیدهاند با توجیههایی آن را معادل مستقیم و بدون انحراف معرفی کنند؛ همانگونه که در تعیین مصداق نیز گاهی از بتپرستان یا پیروان ادیان دیگر با این عنوان یاد شده است.
در میان اقوال و نکات پراکندهٔ کتب لغت، آنچه در لسانالعرب آمده است به ریشهٔ لغوی و کاربرد قرآنی حنیف نزدیکتر بهنظر میرسد. چرا که ابنمنظور ضمن نقل توجیه دیگران، معنای آن را همان انحراف و متمایل شدن ذکر میکند و میگوید حنیف آن مُسلمی است که با همهٔ ادیان زاویه و انحراف پیدا میکند و به حق متمایل میشود. (ج ۹، ص ۵۸)
راز پسندیده بودن این انحراف را باید در خاصیّت طبیعی تبدیل شدن دین واحد به ادیان متعدد و پدید آمدن مرزبندی و هویتهای جداگانهٔ مذهبی جستجو کرد. چرا که وقتی دین به نهادی اجتماعی با ساز و کار و مناسبات قدرت غیر معصوم تبدیل شود، ظهور خطا و تحریف تدریجی در آن گریزناپذیر است و سرسپردگی کامل به چنین نهادی با حقطلبی سازگاری ندارد.
مطرح شدن حضرت ابراهیم (علیهالسلام) بهعنوان نماد دینداری حنیف، بهخاطر نقش وحدتبخش آن حضرت در بازگشت به دینی واحد بر پایهٔ اعتقاد مشترک همهٔ مخاطبان آن روز قرآن به حقانیت شخصیتی است که با الگو گرفتن از حقطلبی او میتوان مرزبندیهای مذهبی را از میان برداشت.
تأکید این آیات بر مشرک نبودن حضرت ابراهیم (علیهالسلام) این پیام را میرساند که تبدیل دین به ادیان، نهتنها به تحریفهایی شرکآمیز چون تثلیث و بتپرستی میانجامد، بلکه اصل شرک، همین خطکشیها و ادعاهای بیدلیل است. در روایات اهل بیت (علیهمالسلام) نیز شرک، حقستیزی و پایبندی به چیزی جز حقیقت معرفی شده است. (کتاب ایمان و کفر کافی، باب الشرک)
راز آشفتگی دیدگاهها دربارهٔ دین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پیش از بعثت را نیز باید در بیتوجهی به معنای دقیق حنیفیت جستجو کرد. چرا که بسیاری با همین برداشت گمان کردهاند حنیف و بر دین حضرت ابراهیم بودن معنایش این است که ایشان بر آیین حضرت موسی یا عیسی نبودهاند. این در حالی است که آیین آن دو پیامبر خدا نیز حنیفیت بوده و عناوین یهودی یا نصرانی و مرزهای فرقهای بعدها توسط دیگران بهوجود آمده است. (ن.ک: آیات ۱۳۵ تا ۱۴۰ سورهٔ بقره)
اگر چه لازمهٔ اسلام و حقطلبی، پیروی از شریعتی است که به حقانیتش پی بردهایم، ولی حنیفیت به ما اجازهٔ دینپرستی نمیدهد و از ما میخواهد در عین تبعیت از آیینی که برگزیدهایم، با نگاهی علمی بر پایهٔ عقل و فطرت بشری، از آسیبها و خطاهایی که به اسم دین مطرح میشود، انحراف و زاویه پیدا کنیم. (ر.ک: آیهٔ ۳۰ سورهٔ روم)
#دین_حنیف ۳
@hamidhossaini
قرآن کریم بارها تسلیم بودن در برابر حق را تنها دین مقبول، اعلام و عناوین و خطکشیهای دیگر را نفی کرده است، اما بهنظر میرسد با این مقدار، مشکل انحصارطلبی متولیان مذاهب و گرفتاری در آسیبهای ادیان برطرف نمیشود. چرا که همهٔ فرقهها ادعاهای خود را همان حقی میدانند که باید در برابر آن تسلیم بود.
راه حل قرآن برای این مشکل، تأکید بر «حنیف» بودن دینداری است. لذا دوازده بار بر این قید اصرار ورزیده و در اغلب آنها از ما خواسته است همچون ابراهیم (علیهالسلام) که «مشرک نبود»، تابع دین حنیفیّت باشیم. (ن.ک: آیات مرتبط)
دربارهٔ معنای حنیف اختلاف و پیچیدگیهایی وجود دارد که بهنظر میرسد با انحصارطلبیهای دینی بیارتباط نیست. چرا که ریشهٔ واژهٔ حنیف بهمعنی انحنا و انحراف است، اما بسیاری کوشیدهاند با توجیههایی آن را معادل مستقیم و بدون انحراف معرفی کنند؛ همانگونه که در تعیین مصداق نیز گاهی از بتپرستان یا پیروان ادیان دیگر با این عنوان یاد شده است.
در میان اقوال و نکات پراکندهٔ کتب لغت، آنچه در لسانالعرب آمده است به ریشهٔ لغوی و کاربرد قرآنی حنیف نزدیکتر بهنظر میرسد. چرا که ابنمنظور ضمن نقل توجیه دیگران، معنای آن را همان انحراف و متمایل شدن ذکر میکند و میگوید حنیف آن مُسلمی است که با همهٔ ادیان زاویه و انحراف پیدا میکند و به حق متمایل میشود. (ج ۹، ص ۵۸)
راز پسندیده بودن این انحراف را باید در خاصیّت طبیعی تبدیل شدن دین واحد به ادیان متعدد و پدید آمدن مرزبندی و هویتهای جداگانهٔ مذهبی جستجو کرد. چرا که وقتی دین به نهادی اجتماعی با ساز و کار و مناسبات قدرت غیر معصوم تبدیل شود، ظهور خطا و تحریف تدریجی در آن گریزناپذیر است و سرسپردگی کامل به چنین نهادی با حقطلبی سازگاری ندارد.
مطرح شدن حضرت ابراهیم (علیهالسلام) بهعنوان نماد دینداری حنیف، بهخاطر نقش وحدتبخش آن حضرت در بازگشت به دینی واحد بر پایهٔ اعتقاد مشترک همهٔ مخاطبان آن روز قرآن به حقانیت شخصیتی است که با الگو گرفتن از حقطلبی او میتوان مرزبندیهای مذهبی را از میان برداشت.
تأکید این آیات بر مشرک نبودن حضرت ابراهیم (علیهالسلام) این پیام را میرساند که تبدیل دین به ادیان، نهتنها به تحریفهایی شرکآمیز چون تثلیث و بتپرستی میانجامد، بلکه اصل شرک، همین خطکشیها و ادعاهای بیدلیل است. در روایات اهل بیت (علیهمالسلام) نیز شرک، حقستیزی و پایبندی به چیزی جز حقیقت معرفی شده است. (کتاب ایمان و کفر کافی، باب الشرک)
راز آشفتگی دیدگاهها دربارهٔ دین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پیش از بعثت را نیز باید در بیتوجهی به معنای دقیق حنیفیت جستجو کرد. چرا که بسیاری با همین برداشت گمان کردهاند حنیف و بر دین حضرت ابراهیم بودن معنایش این است که ایشان بر آیین حضرت موسی یا عیسی نبودهاند. این در حالی است که آیین آن دو پیامبر خدا نیز حنیفیت بوده و عناوین یهودی یا نصرانی و مرزهای فرقهای بعدها توسط دیگران بهوجود آمده است. (ن.ک: آیات ۱۳۵ تا ۱۴۰ سورهٔ بقره)
اگر چه لازمهٔ اسلام و حقطلبی، پیروی از شریعتی است که به حقانیتش پی بردهایم، ولی حنیفیت به ما اجازهٔ دینپرستی نمیدهد و از ما میخواهد در عین تبعیت از آیینی که برگزیدهایم، با نگاهی علمی بر پایهٔ عقل و فطرت بشری، از آسیبها و خطاهایی که به اسم دین مطرح میشود، انحراف و زاویه پیدا کنیم. (ر.ک: آیهٔ ۳۰ سورهٔ روم)
#دین_حنیف ۳
@hamidhossaini