یادداشت‌ها#۱۲۵۷

۵ هزار بازدید
پزشکی اسلامی، بدعتی نوین در دنیای مدرن

در سالیان اخیر جریانی با عنوان پزشکی اسلامی در کشور به راه افتاده است. جریانی که مدعی است اسلام تنها در اعتقادات و فقه و اخلاق خلاصه نشده، بلکه در سایر شؤون بشری از جمله نظام طب و سلامت نیز برنامه کامل و مستقلی برای بشریت به ارمغان آورده است. این جریان فکری که به شدت با دستاوردهای پزشکی مدرن (حتی با واکسیناسیون و عمل جراحی) مخالف است، راه درمان تمام بیماری های بشر را در رجوع به نسخه های پزشکی اسلامی معرفی می کند.

این جریان فکری مدعی است روایات طبی فراوانی که از معصومین(ع) نقل شده بهترین دلیل و شاهد بر وجود علمی، به نام پزشکی اسلامی است. اینان مدعی هستند که اساساً چگونه می توان مدعی بود که دینی که حتی در جزیی ترین امور زندگی بشر همچون غذا خوردن و خوابیدن و حتی قضای حاجت، آداب و دستوراتی را بیان داشته، در مساله مهمی چون نظام سلامت و درمان بیماری های او سکوت کرده باشد و برنامه جامعی ارائه نداده باشد؟ اگر دین اسلام آن گونه که خود بیان داشته دین کاملی هست پس ضرورتاً دارای نظام پزشکی نیز می باشد و الّا چه جای ادعای کامل بودن؟

خلط بزرگی که این جریان فکری بدان مبتلا شده است، آن است که میان آداب و دستورات کلی و جزیی به عنوان الگو و راهنمایی در سبک زندگی، و علم به عنوان یک سیستم معرفتی نظام مند به هم پیچیده از گزاره های مرتبط با موضوع مشخص، تمایزی نمی گذارد، و گمان می دارد چون اسلام در مورد آداب شخصی و اجتماعی دستوراتی بیان داشته است، پس باید در هر موضوع مهم دیگری که به نحوی با زندگی بشر مرتبط است برنامه ای منسجم و جامع ارائه داده باشد. در حقیقت اینان می خواهند باری بر دوش دین بگذارند که خود دین هم آن بار را بر دوش نگرفته است. خداوند در قرآن، برنامه پیامبران را، تزکیه مردم و تعلیم کتاب (آسمانی) و حکمت به آنان معرفی می نماید و در هیچ جایی سخن از ارائه تمام علوم مورد نیاز بشر، توسط پیامبران به میان نمی آورد. در هیچ جای قرآن سخن از پزشکی و درمان بیماری ها به میان نیامده است و تنها استثنا آیه ای است که عسل را مایه شفا برای مردمان معرفی می کند.

اما در مورد روایات فراوان طبی که بزرگترین دستمایه این جریان برای ادعای پزشکی اسلامی می باشد، چه میتوان گفت؟ آیا این روایات شاهدی بر وجود نظام طبی مستقل اسلام نیستند؟
در پاسخ باید بیان داشت از مجموع 6000 روایت طبی استخراج شده از منابع حدیثی، 80 درصد این روایات بدون سند و فاقد هر گونه اعتباری هستند ( اکثر این روایات در دوران ترجمه کتب یونانی به زبان عربی، توسط جریانات غالی جعل شده اند) از میان احادیث باقیمانده نیز تنها 60 روایت در بیان درمان بیماری هاست و سایر روایات در مقام بیان خواص میوه ها و گیاهان و امثال آن است. اما نکته بسیار مهمی که توجه بدان ضروی است و قائلین به پزشکی اسلامی به کل از آن غافل هستند آن است که بسیاری از توصیه های طبی که در روایات آمده مربوط به شرایط جغرافیایی و اقلیمی همان مناطق صدور روایت و متناسب با فیزیولوژی بدن مردمان همان مناطق بوده است و نمیتوان آن دستورات را به تمامی مناطق در تمامی زمان ها سرایت داد. به عنوان مثال در روایات به مصرف نمک تشویق شده و حتی تناول آن در ابتدا و انتهای غذا جزء سنت شمرده شده است، اما نمیتوان این دستور را توصیه ای برای همه زمان ها و برای تمام شرایط اعلام کرد، این دستور متناسب با اقلیم مناطق حجاز و عراق بوده که به علت شدت گرما و کثرت تعرّق در آن مناطق، بدن حجم زیادی از نمک خود را از دست میداده و طبعاً باید این کمبود به گونه ای جبران میشده است و لذا نمیتوان این دستور را در شرایط امروزی نیز توصیه کرد. از بهترین شواهد بر این مطلب آن است که امام رضا (ع) در دو سالی که در خراسان زندگی میکردند به این دستور عمل نمی کردند و در ابتدا و انتهای غذای خود به جای نمک، سرکه مصرف می کردند (وسائل الشیعه،ج24،ص408)

نکته دیگر آنکه اگر اسلام یک نظام پزشکی مستقل دارد پس چگونه است که معصومین (ع) اصحاب و پیروان خود را از مراجعه به طبیبان آن زمان نهی نکرده اند؟ بلکه نه تنها نهی نکرده اند که حتی خود نیز در صورت بیماری، به طبیب مراجعه می کرده اند، همان گونه که در روایت آمده است که پس از ضربت خوردن امیر المومنین (ع)، امام حسن و حسین(ع)، پزشکی مسیحی را برای معالجه آن حضرت بر بالین ایشان آوردند.

در پایان توجه به این مطلب ضروری است که طرفداران این جریان فکری گاه در مقام دفاع و تبلیغ پزشکی اسلامی، به این مطلب تمسّک میکنند که بیماران صعب العلاج بسیاری بوده اند که پس از ناامیدی از درمان توسط پزشکی مدرن، توسط نسخه های پزشکی اسلامی بهبود یافته اند و این خود بهترین سند بر حقانیت این علم میباشد

مشاهده در Telegram

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».