مقاله‌هااهمیت مباحث اعتقادی

دلایلی برای بی‌اعتقادی

همان‌گونه که در یادداشت قبل اشاره شد، در کنار مخالفتهایی که به دلیل بی‌خیالی و هوسرانی با مباحث جدی اعتقادی می‌شود، برخی انتقادها و استدلالها نیز وجود دارد. کافی است سری به سایتها و وبلاگهای ضد مذهب بزنیم تا با برخی از این سخنان آشنا شویم. آشنایی با این طرز فکر، جدی بودن حرف مخالفان دین و لزوم توجه بیشتر ما به مباحث اعتقادی را روشن می‌کند. به چند نمونه از مطالبی که در برخی از سایتهای ضد دین آمده توجه کنید:

میلیونها انسان نمازخوان و دعاگزار هر روز عاجزانه با تمنا و التماس از خدا و ائمه چیزی را تقاضا مى‌کنند: “خدایا این کار را برایم بکن، “من ماشین نو مى‌خواهم”، “شغل بهتر مى‌خواهم”، “این را به من بده، آن را به من بده”. اما مشکل این است که اگر خدا به دعاها و عجز و التماس شما جواب نداد چه؟ حتما مى‌گویید خواست خدا بوده. این طور تشخیص داده. این فقط یک مغالطه برای فرار از سؤالات بی‌شمار در مورد دین و اعتقادات است. همین الان اگر از خدا یا ائمه بخواهید که وجودش را نه با کاری خارق‌العاده و عجیب مثل معجزه، نه، فقط با نشانه‌ای مثلا ابری شدن هوا در فلان روز و فلان ساعت نشان دهد آیا این کار را خواهد کرد؟ اگر بکند من به دین و مذهب ایمان می‌‌آورم ولی اگر نه چه؟ من بارها این درخواست را کرده‌ام ولی هیچ اتفاقی نیفتاده. حال به من بگویید چگونه می‌توان به این خدا ایمان آورد؟ من به این نتیجه رسیده‌ام که واقعیتهای زندگی همینهایی است که می‌بینم و می‌‌شنوم و حس می‌‌کنم. بحث کردن در مورد خدا و آخرت و دین برای زمانی بود که انسان توانایی توجیه علمی خیلی از وقایع را نداشت. و برای آرام کردن خود به این مسائل توسل می‌‌کرد. همان‌طور که مارکس می‌گفت: “دین افیون ملتهاست”. یا به خاطر ترس از مظاهر طبیعت مثل زلزله و سیل و آتشفشان آن را به خدا و دین نسبت می‌‌داد. الان همه چیز را می‌‌توان با علم توجیه کرد حتی چیزهایی که هنوز توجیه علمی نشده‌اند در آینده با علم قابل توجیه‌اند.

من نمی‌گویم خدا وجود دارد یا ندارد. زیرا بود و نبودش برایم مهم نیست. اصلا ارتباطی به من ندارد. اگر خدا در زندگی بشر و در کائنات هیچ کاره است ….پس نیست! اگر هم هست … با نیست فرقی ندارد. نه با زلزله کار دارد، نه با برخورد کهکشانها و نه با برنده شدن من در قرعه‌کشی. چه اجباری است که به زور فلسفه و بازی با کلمات خودم را به چیزی متقاعد کنم که در زندگی مادی که با من ارتباط دارد کوچکترین اثری از او ندیده‌ایم … و ببینیم هم … تاثیری ندارد!

” از راسل پرسیدند اگر قیامت و آخرتی وجود داشته باشد و از تو بپرسند که چرا به خدا ایمان نیاوردی چه پاسخی داری؟ او گفت: آن وقت من از خدا می‌‌پرسم که چرا دلایل وجودش را این‌قدر ضعیف آفریده است!

این‌گونه سخنان در صفحات و محافل الحادی فراوان است اما مضمون و محتوای اکثر آنها فراتر از دو نکته نیست: یکی این که تنها امور حسی و تجربی قابل اثبات و پیگیری است و مسائل نظری و غیرمادی را نمی‌توان بررسی کرد. و دوم این که بر فرض اثبات حقانیت و درستی اعتقادات دینی، این اعتقادات هیچ فایده و اثر عملی در زندگی انسان ندارد و پرداختن به آن اتلاف وقت است.
بنا بر این لازم است این دو نکته را مورد بررسی و توجه قرار دهیم. به یاری خداوند در یادداشتهای آینده به این دو بحث خواهیم پرداخت. اما خوب است تا آن زمان شما پاسخها و نکته‌هایی که در این باره به ذهنتان می‌رسد را مطرح کنید تا زمینۀ بهتری برای مطالب بعدی فراهم شود.

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».