مادهٔ «ثخن»
مَا كَانَ لِنَبِىٍّ أَن يَكُونَ لَهُۥٓ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ يُثْخِنَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ تُرِيدُونَ عَرَضَ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ يُرِيدُ ٱلْءَاخِرَةَ ۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ
برای هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد، مگر اینکه در زمین سرکوب و زمینگیر کند. شما بهرهٔ دنیا را میخواهید، ولی خدا سرای واپسین را میخواهد؛ و خدا عزتمند و فرزانه است.
مادهٔ «ثخن» بهمعنی «سنگینی ایجاد شده بر اثر اعمال قدرت که موجب توقف و شکست میشود» است. در تعابیر رایج فارسی برای بیان این مفهوم از تعبیری چون «سرکوب و زمینگیر شدن» استفاده میشود. بر این اساس «اثخان» را میتوان «سرکوب و زمینگیر کردن» ترجمه کرد.