مادهٔ «همم»
ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنۢ بَعْدِ ٱلْغَمِّ أَمَنَةًۭ نُّعَاسًۭا يَغْشَىٰ طَآئِفَةًۭ مِّنكُمْ ۖ وَطَآئِفَةٌۭ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِٱللَّهِ غَيْرَ ٱلْحَقِّ ظَنَّ ٱلْجَٰهِلِيَّةِ ۖ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلْأَمْرِ مِن شَىْءٍۢ ۗ قُلْ إِنَّ ٱلْأَمْرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِ ۗ يُخْفُونَ فِىٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبْدُونَ لَكَ ۖ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلْأَمْرِ شَىْءٌۭ مَّا قُتِلْنَا هَٰهُنَا ۗ قُل لَّوْ كُنتُمْ فِى بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقَتْلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ ۖ وَلِيَبْتَلِىَ ٱللَّهُ مَا فِى صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِى قُلُوبِكُمْ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ
سپس بعد از اندوه، آسایشی را بهصورت خوابی سبک بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی نفسشان پریشانشان کرده بود و دربارهٔ خدا بهناحق، چیزی همانند آنچه در جاهلیت به نظر میرسید، به نظرشان میرسید و میگفتند: «آیا چیزی از این موضوع در اختیار ماست؟» بگو: «بهراستی کار کاملاً در اختیار خداست.» در درون خود چیزی را پنهان میکنند که برای تو آشکار نمیسازند. میگویند: «اگر چیزی از کار دست ما بود، اینجا کشته نمیشدیم.» بگو: «اگر در خانههاتان بودید هم آنان که کشته شدن بر ایشان مقرر شده بود قطعاً بهسوی آرامگاههای خود رهسپار میشدند.» و تا خدا آنچه را در سینههایتان است بیازماید و تا آنچه را در دلهایتان است پالایش کند و خدا به آنچه اختیار سینهها را دارد داناست.
مادهٔ «همم» در اصل بهمعنی «عزم چیزی داشتن» است و وقتی به باب افعال میرود معنای «وا داشتن به فکر و عزم» را میرساند.
أَلَا تُقَٰتِلُونَ قَوْمًۭا نَّكَثُوٓا۟ أَيْمَٰنَهُمْ وَهَمُّوا۟ بِإِخْرَاجِ ٱلرَّسُولِ وَهُم بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَتَخْشَوْنَهُمْ ۚ فَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
آیا با گروهی که سوگندهایشان را شکستند و عزم خود را بر بیرون کردن این فرستاده جزم کردند - و آنان بودند که نخستین بار بر شما خروج کردند - نمیجنگید؟ آیا از آنان میترسید؟! با اینکه اگر مؤمناید، خدا سزاوارتر است که از او بترسید.
مادهٔ «همم» در اصل بهمعنی «عزم کردن بر کاری همراه با آغاز مقدمات آن» است.
يَحْلِفُونَ بِٱللَّهِ مَا قَالُوا۟ وَلَقَدْ قَالُوا۟ كَلِمَةَ ٱلْكُفْرِ وَكَفَرُوا۟ بَعْدَ إِسْلَٰمِهِمْ وَهَمُّوا۟ بِمَا لَمْ يَنَالُوا۟ ۚ وَمَا نَقَمُوٓا۟ إِلَّآ أَنْ أَغْنَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ مِن فَضْلِهِۦ ۚ فَإِن يَتُوبُوا۟ يَكُ خَيْرًۭا لَّهُمْ ۖ وَإِن يَتَوَلَّوْا۟ يُعَذِّبْهُمُ ٱللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًۭا فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْءَاخِرَةِ ۚ وَمَا لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍۢ
به خدا سوگند میخورند که نگفتهاند، درحالیکه سخن کفرآمیز را گفتند و پس از آنکه اسلام آورده بودند، حقپوشی کردند و عزم خود را بر چیزی جزم کردند که به آن نرسیدند. و برخورد نکردند مگر ازآنرو که خدا و فرستادهاش از افزونبخشی خود، بینیازشان کردند. پس اگر توبه کنند، برایشان بهتر است؛ و اگر رویگردان شوند، خدا در دنیا و سرای واپسین به عذابی دردناک، عذابشان خواهد کرد و نه سرپرستی در زمین خواهند داشت و نه حمایتگری.
مادهٔ «همم» در اصل بهمعنی «عزم کردن بر کاری همراه با آغاز مقدمات آن» است.