مادهٔ «صلب»
وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا ٱلْمَسِيحَ عِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ ٱللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ ۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ لَفِى شَكٍّۢ مِّنْهُ ۚ مَا لَهُم بِهِۦ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا ٱتِّبَاعَ ٱلظَّنِّ ۚ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًۢا
و بهخاطر این سخنشان که: «ما مسیح، عیسی پسر مریم، فرستادهٔ خدا را کشتیم» با آنکه او را نکشتند و به صلیب نکشیدند؛ بلکه دچار اشتباه شدند. و بهراستی کسانی که دربارهٔ او اختلاف پیدا کردند، قطعاً در این زمینه مردّدند و هیچ علمی به آن ندارند - مگر پیروی از آنچه به نظر میرسد - و او را بهصورت یقینی نکشتند.
مادهٔ «صلب» در اصل بهمعنی «سختی و استحکام» است و واژهٔ «صلابت» در فارسی بهخوبی مفهوم اصلی آن را بیان میکند. کاربرد این ماده برای «صلیب» بهمعنی «چوبهٔ شکنجه و کشتار» از آن جهت است که فرد را بهسختی و محکم به آن میبستند. بر این اساس «ما صلبوه» را باید «او را به صلیب نکشیدند» ترجمه کرد و نه «او را به دار نیاویختند».