از گذشته آموختن و از آن گذشتن: تجربه ژاپن
در میان یادداشتهایم چشمم افتاد به خلاصه کتاب «در میان ژاپنیها: مردم و مدیران» (حسین افشین منش، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، 1377). دوباره آن را مرور کردم. نکات خوبی در آن آمده بود که شایسته اشاره است. این کتاب در اصل در زمان جنگ ایران و عراق نوشته شده است. در این زمان نویسنده برای آموزش مدیریت مدتی به ژاپن رفته بود و این کتاب سفرنامه او است.
یکی از نکات خوب این کتاب اشاره به موضع ژاپنیها در باب حمله اتمی به هیروشیما است. به گفته نویسنده، ژاپنی ها در این قضیه هم ژاپنی ها را مقصر میدانند و هم آمریکاییها را. با این حال، زیاد در پی برجسته کردن این مسئله و تأکید بر آن نیستند، بلکه ترجیح میدهند از آن درس بگیرند و بگذرند و کشورشان را بهتر کنند (ص 29). با این نگاه، هنگام بازدید از هیروشیما فیلمی مستند به بازدیدکنندگان نشان داده و اصل حادثه شرح داده میشود. اما تأکید میشود که هیروشیما مرکز اعزام نیرو بر ضد آمریکاییان و بمباران پرل هاربر بود و انتظار میرفت که روزی در معرض حمله قرار گیرد. همچنین از مسبب حادثه چیزی نمیگویند و به سادگی از آن میگذرند. هنگامی که درباره نقش آمریکا در بمباران پرسش میشود، راهنما توضیح میدهد: «البته ما از آمریکاییها دل خوشی نداریم، اما به هر حال در جنگ امکان پیش آمدن هر فاجعهای میرود» (ص119).
نویسنده با دیدن این ماجرا نتیجه میگیرد که نباید علت بدبختی را بیرون از خود جست، برعکس باید در نهایت ریشههای مشکلات را در درون خود جستجو کرد (ص120).
همچنین در کتابهای تاریخ که در مدارس خوانده میشود، «ذکری از مسئله هیروشیما و بمباران اتمی ژاپن را نمیبینم. از آقای هایاما علت را میپرسم. میگوید نظام فرهنگی ما عقیده دارد که نباید اختلافات نسلهای گذشته را به میان نسلهای بعد آورد. لزومی ندارد که جوانان خود را با فجایع قبلی که در دنیا روی داده آزرده کرده دشمنی بین ملتها را شعلهور سازیم. ما که قرار نیست وارد جنگی دیگر شویم، دلیلی نیز برای یادآوری گذشته نداریم» (ص171).
مدیران این کشور با این نگرش، فرهنگی را رواج دادهاند که حاصل آن اقتصاد نیرومند و مصرف پایین است. خانههای آنجا کوچک است، تا جایی که خانههای ژاپنی غالباً بین 35-40 متری است و از این که میشنوند در ایران خانههای هزار متری هم یافت میشود حیرت میکنند. برای آنها خانه فقط برای خواب است و بس (ص181).
ژاپنیها به واقع از موهبت جنگ بهره بردند و از طریق آمریکایی ها موفق شدند کیفیت اجناس خود را بالا ببرند. به گفته مدرس ژاپنی مدیریت، موفقیت ژاپن مرهون عوامل مختلفی چون شانس و موقعیت منطقه و به خصوص جنگ کره بوده است. در واقع، اجناس ژاپنی در آن موقع بنجل بود و بر اساس سختگیری آمریکاییها در مقام مشتری ارتقای کیفیت پیدا کرد. به گفته پروفسور تاکاناکا:
«تقدیر خواست که ما در جنگ کره نقش تدارکات را برای آمریکا بازی کنیم. تولید کالاهای نظامی و سختگیری مشتری آمریکایی از بابت کیفیت محصول، خود به خود کارگران و مدیران ما را به سوی کیفیت بهتر هدایت کرد» (ص227).
این درسآموزی از گذشته است و در گذشته نماندن است.
۹ فروردین ۱۳۹۷
@hassan_eslami
http://yon.ir/W13YH
در میان یادداشتهایم چشمم افتاد به خلاصه کتاب «در میان ژاپنیها: مردم و مدیران» (حسین افشین منش، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، 1377). دوباره آن را مرور کردم. نکات خوبی در آن آمده بود که شایسته اشاره است. این کتاب در اصل در زمان جنگ ایران و عراق نوشته شده است. در این زمان نویسنده برای آموزش مدیریت مدتی به ژاپن رفته بود و این کتاب سفرنامه او است.
یکی از نکات خوب این کتاب اشاره به موضع ژاپنیها در باب حمله اتمی به هیروشیما است. به گفته نویسنده، ژاپنی ها در این قضیه هم ژاپنی ها را مقصر میدانند و هم آمریکاییها را. با این حال، زیاد در پی برجسته کردن این مسئله و تأکید بر آن نیستند، بلکه ترجیح میدهند از آن درس بگیرند و بگذرند و کشورشان را بهتر کنند (ص 29). با این نگاه، هنگام بازدید از هیروشیما فیلمی مستند به بازدیدکنندگان نشان داده و اصل حادثه شرح داده میشود. اما تأکید میشود که هیروشیما مرکز اعزام نیرو بر ضد آمریکاییان و بمباران پرل هاربر بود و انتظار میرفت که روزی در معرض حمله قرار گیرد. همچنین از مسبب حادثه چیزی نمیگویند و به سادگی از آن میگذرند. هنگامی که درباره نقش آمریکا در بمباران پرسش میشود، راهنما توضیح میدهد: «البته ما از آمریکاییها دل خوشی نداریم، اما به هر حال در جنگ امکان پیش آمدن هر فاجعهای میرود» (ص119).
نویسنده با دیدن این ماجرا نتیجه میگیرد که نباید علت بدبختی را بیرون از خود جست، برعکس باید در نهایت ریشههای مشکلات را در درون خود جستجو کرد (ص120).
همچنین در کتابهای تاریخ که در مدارس خوانده میشود، «ذکری از مسئله هیروشیما و بمباران اتمی ژاپن را نمیبینم. از آقای هایاما علت را میپرسم. میگوید نظام فرهنگی ما عقیده دارد که نباید اختلافات نسلهای گذشته را به میان نسلهای بعد آورد. لزومی ندارد که جوانان خود را با فجایع قبلی که در دنیا روی داده آزرده کرده دشمنی بین ملتها را شعلهور سازیم. ما که قرار نیست وارد جنگی دیگر شویم، دلیلی نیز برای یادآوری گذشته نداریم» (ص171).
مدیران این کشور با این نگرش، فرهنگی را رواج دادهاند که حاصل آن اقتصاد نیرومند و مصرف پایین است. خانههای آنجا کوچک است، تا جایی که خانههای ژاپنی غالباً بین 35-40 متری است و از این که میشنوند در ایران خانههای هزار متری هم یافت میشود حیرت میکنند. برای آنها خانه فقط برای خواب است و بس (ص181).
ژاپنیها به واقع از موهبت جنگ بهره بردند و از طریق آمریکایی ها موفق شدند کیفیت اجناس خود را بالا ببرند. به گفته مدرس ژاپنی مدیریت، موفقیت ژاپن مرهون عوامل مختلفی چون شانس و موقعیت منطقه و به خصوص جنگ کره بوده است. در واقع، اجناس ژاپنی در آن موقع بنجل بود و بر اساس سختگیری آمریکاییها در مقام مشتری ارتقای کیفیت پیدا کرد. به گفته پروفسور تاکاناکا:
«تقدیر خواست که ما در جنگ کره نقش تدارکات را برای آمریکا بازی کنیم. تولید کالاهای نظامی و سختگیری مشتری آمریکایی از بابت کیفیت محصول، خود به خود کارگران و مدیران ما را به سوی کیفیت بهتر هدایت کرد» (ص227).
این درسآموزی از گذشته است و در گذشته نماندن است.
۹ فروردین ۱۳۹۷
@hassan_eslami
http://yon.ir/W13YH