تأثیر دروغ در کمآبی؟!
نقدهایی که دربارهٔ مطلب پیش دریافت کردم، شامل این نکات بود:
محتوای این احادیث قابل نقض است. مثلاً اگر کشوری روی خط استوا باشد و مردمش زکات ندهند و حاکمانشان ظالم و دروغگو باشند، هرگز دچار خشکسالی نمیشوند. همانگونه که در صحرای آفریقا کسی بهخاطر درستکاری از بیآبی نجات پیدا نمیکند.
اگر منظور شما تعدد عوامل مادی و معنوی است، پس چرا در این احادیث، حکمی قطعی و تکعاملی مطرح شده است؟
شاید هزار سال پیش که علوم هواشناسی و اقلیمشناسی وجود نداشت، ذهنها بهسوی آسیبشناسی معنوی بحران کمآبی میگرایید، اما اکنون وقتی باران نمیبارد، کسی نمیپذیرد دروغ حکام باعث تغییر مسیر تودههای هوا و ظلم آنان باعث تغییر جهت بادها میشود و ندادن زکات هم در مکانیسم میعان ایجاد مشکل میکند!
در پاسخ باید به این نکات توجه داشت:
اینکه دانش بشر بخشهایی از نظام دقیق حاکم بر طبیعت را شناخته سخن درستی است. این واقعیت نیز آشکار است که اکثر مردم اگر از علت مادی پدیدهای آگاهی نداشته باشند آن را به امور ماورائی نسبت میدهند و وقتی به عامل و فرایند مادی آن پی ببرند، همه چیز را در همان فرایند طبیعی خلاصه میکنند.
اما قضاوت ما در این زمینه نباید تابع این روش سطحی باشد و باید ببینیم آیا عقل و منطق، هستی را در همین اموری که با حواس ظاهری درک میکنیم محدود میداند یا نیروها و عوامل مهمتر و بیشتری را اثبات میکند؟
هر یک از ما در زندگی روزمرهٔ خود، بارها تأثیر عواملی غیرمادی را تجربه کردهایم. مثلاً بعید میدانم کسی این حقیقت را انکار کند که دستکم گاهی کسی که به فرد بیپناهی ظلم کند، در زندگی با مشکلاتی مواجه خواهد شد یا کسی که مال دیگران را با فریب از آنها برباید، خیر و برکتی از آن نخواهد دید. همانگونه که تأثیر انرژیهای مثبت و منفی در مسائل روحی و حتی جسمی بر همگان روشن شده است.
این حقایق و نشانههای فراوانی که بهوفور در اطراف ما وجود دارد نشان میدهد آنچه فرستادگان خدا دربارهٔ خلاصه نشدن هستی در جهان مادی و ناچیز بودن طبیعت در برابر جهانی برتر میگفتند، پیام مهمی است که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت و خبرهایی را که از آنسوی هستی میآورند نباید نادیده گرفت.
البته نقل و فهم سخنان پیشوایان دین نیازمند دقت، تخصص و جامعنگری است. مثلاً وقتی در حدیثی دروغ را موجب کاهش باران میدانند، این سخن نه با قوانین و فرایند طبیعی بارش منافات دارد و نه سایر عوامل مؤثر در این موضوع را نفی میکند. همانگونه که قرینهٔ زمان و مکان به ما میفهماند مقصود اصلی، بیان تأثیر این انرژی منفی بر زندگی انسان است و طبعاً نوع نمود آن در مناطق و اقلیمهای گوناگون متفاوت خواهد بود. ضمن اینکه گونههای عقوبت، امتحان و دیگر پیچیدگیهای سنتهای الهی را نیز باید در نظر داشت.
پس هر کس هستی را در برابر خوبی و بدی دارای واکنش بداند، نمیتواند تأثیر دروغ و ستم را بهعنوان بخشی از عوامل متعدد مادی و معنوی مؤثر در کاهش باران انکار کند.
#باورها
t.me/hamidhossaini/796
نقدهایی که دربارهٔ مطلب پیش دریافت کردم، شامل این نکات بود:
محتوای این احادیث قابل نقض است. مثلاً اگر کشوری روی خط استوا باشد و مردمش زکات ندهند و حاکمانشان ظالم و دروغگو باشند، هرگز دچار خشکسالی نمیشوند. همانگونه که در صحرای آفریقا کسی بهخاطر درستکاری از بیآبی نجات پیدا نمیکند.
اگر منظور شما تعدد عوامل مادی و معنوی است، پس چرا در این احادیث، حکمی قطعی و تکعاملی مطرح شده است؟
شاید هزار سال پیش که علوم هواشناسی و اقلیمشناسی وجود نداشت، ذهنها بهسوی آسیبشناسی معنوی بحران کمآبی میگرایید، اما اکنون وقتی باران نمیبارد، کسی نمیپذیرد دروغ حکام باعث تغییر مسیر تودههای هوا و ظلم آنان باعث تغییر جهت بادها میشود و ندادن زکات هم در مکانیسم میعان ایجاد مشکل میکند!
در پاسخ باید به این نکات توجه داشت:
اینکه دانش بشر بخشهایی از نظام دقیق حاکم بر طبیعت را شناخته سخن درستی است. این واقعیت نیز آشکار است که اکثر مردم اگر از علت مادی پدیدهای آگاهی نداشته باشند آن را به امور ماورائی نسبت میدهند و وقتی به عامل و فرایند مادی آن پی ببرند، همه چیز را در همان فرایند طبیعی خلاصه میکنند.
اما قضاوت ما در این زمینه نباید تابع این روش سطحی باشد و باید ببینیم آیا عقل و منطق، هستی را در همین اموری که با حواس ظاهری درک میکنیم محدود میداند یا نیروها و عوامل مهمتر و بیشتری را اثبات میکند؟
هر یک از ما در زندگی روزمرهٔ خود، بارها تأثیر عواملی غیرمادی را تجربه کردهایم. مثلاً بعید میدانم کسی این حقیقت را انکار کند که دستکم گاهی کسی که به فرد بیپناهی ظلم کند، در زندگی با مشکلاتی مواجه خواهد شد یا کسی که مال دیگران را با فریب از آنها برباید، خیر و برکتی از آن نخواهد دید. همانگونه که تأثیر انرژیهای مثبت و منفی در مسائل روحی و حتی جسمی بر همگان روشن شده است.
این حقایق و نشانههای فراوانی که بهوفور در اطراف ما وجود دارد نشان میدهد آنچه فرستادگان خدا دربارهٔ خلاصه نشدن هستی در جهان مادی و ناچیز بودن طبیعت در برابر جهانی برتر میگفتند، پیام مهمی است که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت و خبرهایی را که از آنسوی هستی میآورند نباید نادیده گرفت.
البته نقل و فهم سخنان پیشوایان دین نیازمند دقت، تخصص و جامعنگری است. مثلاً وقتی در حدیثی دروغ را موجب کاهش باران میدانند، این سخن نه با قوانین و فرایند طبیعی بارش منافات دارد و نه سایر عوامل مؤثر در این موضوع را نفی میکند. همانگونه که قرینهٔ زمان و مکان به ما میفهماند مقصود اصلی، بیان تأثیر این انرژی منفی بر زندگی انسان است و طبعاً نوع نمود آن در مناطق و اقلیمهای گوناگون متفاوت خواهد بود. ضمن اینکه گونههای عقوبت، امتحان و دیگر پیچیدگیهای سنتهای الهی را نیز باید در نظر داشت.
پس هر کس هستی را در برابر خوبی و بدی دارای واکنش بداند، نمیتواند تأثیر دروغ و ستم را بهعنوان بخشی از عوامل متعدد مادی و معنوی مؤثر در کاهش باران انکار کند.
#باورها
t.me/hamidhossaini/796