چرا «شیعیان تکفیری»؟
در این چند روز با انتقاد دوستانی مواجه بودم که استفاده از تعبیر «شیعیان تکفیری» در یادداشت پیش را نمیپسندیدند. گروهی این تعبیر را توهین به شیعیان و گروهی دیگر، آن را موجب سوء استفادهٔ بدخواهان میدانستند. برخی نیز با این تصور که آن مطلب، درصدد مخالفت با تبرّی یا لعن دشمنان اهل بیت (علیهمالسلام) است، مجموعهای از روایات بیانکنندهٔ کفر آن ملعونان را ارسال میکردند. این در حالی است که آن هشدار، برای زدودن دامن تشیع از رفتار گروهی اندک ولی پرمدعا بود که رفتارهایی غیراخلاقی را ترویج میکنند و تنها خود را شیعهٔ واقعی میدانند،
اگرچه پیش از این نیز در اینباره توضیحاتی داده بودم، اما لازم است در پاسخ به این انتقادات، نکاتی را متذکر شوم:
تاریخ زندگی بشر و تجربهٔ کسانی که درگیر بحثهای عقیدتی بودهاند نشان میدهد تأثیر #زاویه_دید افراد در حق دانستن باورهای قبلی بهحدی است که تغییر آن را بسیار دشوار و گاهی غیرممکن میکند. اگر به همین بحث و جدلهایی که هر ساله دربارهٔ جشن نهم ربیع درمیگیرد بنگرید و تأثیر آن را در موضع طرفین بسنجید، تصدیق خواهید کرد که این تغییر، نزدیک به صفر است.
انصافاً بسیاری از این بحثها نه از سر لجاجت، بلکه بهخاطر دغدغههایی است که ذهن طرفین را به خود مشغول و مستنداتی متفاوت از کتاب و سنت را برای هر یک برجستهتر میسازد. در این شرایط، هر کس باید بتواند نظری را که با انتخابی آگاهانه درست میداند، اجرا و ترویج کند؛ مشروط بر آنکه اخلاق مشترک انسانی را پاس دارد و به دیدگاه و شخصیت دیگران، توهین نکند. چرا که با خودبینی و متهم کردن یکدیگر به حماقت و عناد، چیزی جز نفرت و دشوارتر شدن زندگی حاصل نمیشود.
بسیاری از اختلافها در مقیاس بزرگتری چون مذاهب و ادیان نیز تابع همین فرایند است و اینگونه نیست که حقیقت برای همگان آشکار و مالکیت مطلق آن در اختیار گروهی خاص از انسانهای عادی باشد. پس انصاف حکم میکند در اینجا نیز به همان روش عمل کنیم و همچون پیشوایان اسلام، مدارا و احسان و آگاهیبخشی را در برخورد با دگراندیشان، مبنا قرار دهیم.
در جایی که بدانیم کسی پس از آگاهی از حقیقت، لجوجانه برای رسیدن به هوسهایش در برابر حق ایستادگی میکند. دیگر تسامح و مدارا روا نیست. زیرا اگر با این بیاخلاقی مقابله نشود، گسترش و غلبهٔ فساد و تباهی، مجالی برای زندگی سالم و آرام باقی نخواهد گذاشت. تعبیر «کفر» در قرآن و سنت، دقیقاً به همین معناست و دعوای پیامبران خدا با مخالفان، تنها بر سر این بود که چرا آنچه را فهمیدهاند نمیپذیرند، یا بیدلیل، چیزی را انکار میکنند. هیچکس این نوع مقابله با کفر را ناپسند نمیداند.
پیروان هر آیینی که مبانی فوق را نمیپذیرند و دگراندیشان را بدون در نظر گرفتن شرایط و زاویهٔ نگاهشان شایستهٔ ملامت و برخورد میدانند، یا حقیقت را آشکار و باورهای دیگر را عناد میپندارند، اصطلاحاً «تکفیری» نامیده میشوند. هشدار نسبت به گسترش این تفکر در میان برخی شیعیان، نهتنها توهین به این مکتب و مخالف با برائت از دشمنان حقیقت نیست، بلکه اقدامی ضروری برای صیانت از مذهبی است که پیشوایانش برترین الگوی مهرورزی و مدارا بودهاند و همین نکته را بارها به اصحابشان تذکر دادهاند.
@hamidhossaini
در این چند روز با انتقاد دوستانی مواجه بودم که استفاده از تعبیر «شیعیان تکفیری» در یادداشت پیش را نمیپسندیدند. گروهی این تعبیر را توهین به شیعیان و گروهی دیگر، آن را موجب سوء استفادهٔ بدخواهان میدانستند. برخی نیز با این تصور که آن مطلب، درصدد مخالفت با تبرّی یا لعن دشمنان اهل بیت (علیهمالسلام) است، مجموعهای از روایات بیانکنندهٔ کفر آن ملعونان را ارسال میکردند. این در حالی است که آن هشدار، برای زدودن دامن تشیع از رفتار گروهی اندک ولی پرمدعا بود که رفتارهایی غیراخلاقی را ترویج میکنند و تنها خود را شیعهٔ واقعی میدانند،
اگرچه پیش از این نیز در اینباره توضیحاتی داده بودم، اما لازم است در پاسخ به این انتقادات، نکاتی را متذکر شوم:
تاریخ زندگی بشر و تجربهٔ کسانی که درگیر بحثهای عقیدتی بودهاند نشان میدهد تأثیر #زاویه_دید افراد در حق دانستن باورهای قبلی بهحدی است که تغییر آن را بسیار دشوار و گاهی غیرممکن میکند. اگر به همین بحث و جدلهایی که هر ساله دربارهٔ جشن نهم ربیع درمیگیرد بنگرید و تأثیر آن را در موضع طرفین بسنجید، تصدیق خواهید کرد که این تغییر، نزدیک به صفر است.
انصافاً بسیاری از این بحثها نه از سر لجاجت، بلکه بهخاطر دغدغههایی است که ذهن طرفین را به خود مشغول و مستنداتی متفاوت از کتاب و سنت را برای هر یک برجستهتر میسازد. در این شرایط، هر کس باید بتواند نظری را که با انتخابی آگاهانه درست میداند، اجرا و ترویج کند؛ مشروط بر آنکه اخلاق مشترک انسانی را پاس دارد و به دیدگاه و شخصیت دیگران، توهین نکند. چرا که با خودبینی و متهم کردن یکدیگر به حماقت و عناد، چیزی جز نفرت و دشوارتر شدن زندگی حاصل نمیشود.
بسیاری از اختلافها در مقیاس بزرگتری چون مذاهب و ادیان نیز تابع همین فرایند است و اینگونه نیست که حقیقت برای همگان آشکار و مالکیت مطلق آن در اختیار گروهی خاص از انسانهای عادی باشد. پس انصاف حکم میکند در اینجا نیز به همان روش عمل کنیم و همچون پیشوایان اسلام، مدارا و احسان و آگاهیبخشی را در برخورد با دگراندیشان، مبنا قرار دهیم.
در جایی که بدانیم کسی پس از آگاهی از حقیقت، لجوجانه برای رسیدن به هوسهایش در برابر حق ایستادگی میکند. دیگر تسامح و مدارا روا نیست. زیرا اگر با این بیاخلاقی مقابله نشود، گسترش و غلبهٔ فساد و تباهی، مجالی برای زندگی سالم و آرام باقی نخواهد گذاشت. تعبیر «کفر» در قرآن و سنت، دقیقاً به همین معناست و دعوای پیامبران خدا با مخالفان، تنها بر سر این بود که چرا آنچه را فهمیدهاند نمیپذیرند، یا بیدلیل، چیزی را انکار میکنند. هیچکس این نوع مقابله با کفر را ناپسند نمیداند.
پیروان هر آیینی که مبانی فوق را نمیپذیرند و دگراندیشان را بدون در نظر گرفتن شرایط و زاویهٔ نگاهشان شایستهٔ ملامت و برخورد میدانند، یا حقیقت را آشکار و باورهای دیگر را عناد میپندارند، اصطلاحاً «تکفیری» نامیده میشوند. هشدار نسبت به گسترش این تفکر در میان برخی شیعیان، نهتنها توهین به این مکتب و مخالف با برائت از دشمنان حقیقت نیست، بلکه اقدامی ضروری برای صیانت از مذهبی است که پیشوایانش برترین الگوی مهرورزی و مدارا بودهاند و همین نکته را بارها به اصحابشان تذکر دادهاند.
@hamidhossaini