یادداشت‌ها#۷۳۹

۲۰٫۳ هزار بازدید اخلاق
چرا برخی از دین زده شده‌اند؟

گفتگو با ضمیمهٔ جوان روزنامهٔ خراسان که سوم مهر منتشر شد:

این چیزی که مردم نسبت به آن دلسرد و بی علاقه شده‌اند همان دین حقیقی خودمان است؟

من فکر نمی‌کنم کسی از دین زده شود. از دین حقیقی، دینی که زیباست و دقیقا مطابق فطرت انسان‌ها تعریف شده است. تابه‌حال دیده‌اید کسی از یک گل زیبا زده بشود؟ نمی‌توان از زیبایی‌ها زده شد. برخی جوان‌ها از چیزی که به اسم دین معرفی می‌شود زده شده‌اند. چیزی که به جای دین قرار داده شده است. همان چیزی که امیرالمومنین علی(ع) آن را به پوستین وارونه تشبیه کرده و بلای جامعه دانسته‌اند. البته نباید فراموش کرد که عامل تمام این مخالفت‌ها زدگی مردم و بد جلوه داده شدن دین نیست. حتی زمانی که دین حقیقی به مردم معرفی می‌شود برخی‌‌ها که تابع نفس‌شان هستند و دین را مزاحم تنبلی‌ها و منافع باطلشان می‌بینند آن را نمی‌پذیرند.

اگر بخواهیم عمیق‌تر مسئله را کنکاش کنیم، این قضیه از کجا آب می‌خورد؟

عوامل متعددی برای این موضوع وجود دارد و مقالات و مطالب گوناگونی هم در موردش نوشته شده است. من اخیرا مقاله‌ای خوانده‌ام که در آن هفت عامل را ذکر کرده بود: تبلیغات و توصیه‌های بیش از حد دینی در سطج جامعه، احساس ناسازگاری دین با زندگی و در نظر نگرفتن جایی برای تنفس و هنر و شادی مردم، بایدها و نبایدهای فراوان و بیش از حد طاقت افراد عادی، حجیم شدن تعالیم دینی و دغدغه‌های نگران کننده، ابهامات و مشکلاتی که در تاریخ دین وجود دارد، ترویج دینی که حقوق انسان را محترم نمی‌شمارد و در خدمت انسان نیست و تناقض گفتار و رفتار متولیان دین. به نظرم تمام این‌ها تا حدودی درست است. اما من تمایل دارم این مشکل را از نگاه خود دین و دغدغه‌هایی که پیشوایان اسلام مطرح می‌کردند بررسی کنم.

عوامل دین زدگی جوانان در نگاه شما چیست؟

اگر با قرآن و متون اصیل دین آشنا باشیم می‌توانیم در این منابع سه عامل مهم برای زده شدن از دین پیدا کنیم. اولین عامل تغییر اولویت‌ها و جا‌به‌جا شدن اصل‌ها و فرع‌ها است. وقتی به اصل دین مراجعه می‌کنیم می‌بینیم اولویت اصلی آیات قرآن و احادیث پیشوایان دین، موضوع اخلاق و انسانیت است و بقیه مسائل از جمله عقاید و احکام شرعی در اولویت‌های بعد قرار دارند. در حالیکه در دین رایجی که تبلیغ می‌شود اولویت با ظواهر و ضوابط شرعی است و به اخلاق به عنوان یک موضوع تزئینی نگاه می‌شود. البته منظور این نیست که عقاید و احکام اهمیت ندارند اما در دین واقعی عقاید و احکام جایگاه‌شان را از اخلاق می‌گیرند.

دو عامل دیگر چیست؟

دومین عاملی که در توصیه‌ها و هشدارهای پیشوایان دین بر آن تاکید شده است بی‌توجهی به ظرفیت‌ها و تفاوت‌های افراد است. حکایت همان تازه مسلمانی که همسایه‌اش او را آنقدر به مسجد برد تا باعث شد از دین، زده و مرتد بشود مصداق خوبی برای این قضیه است. امامان ما فراوان توصیه کرده‌اند به پیروان‌شان و مبلغان دین که از همه توقع یکسان نداشته باشید و فکر نکنید همه وظیفه دارند از همان زاویه دید شما به مسائل نگاه کنند. فرمودند خدا انسان‌ها را با تفاوت‌ها و ظرفیت‌های گوناگون آفریده است و اگر شما از مردم انتظار داشته باشید مثل شما فکر و عمل کنند حتما آن‌ها را از دین زده می‌کنید.
عامل سومی که در این زمینه بسیار موثر است شیوه زندگی و رفتار متولیان و مبلغان دین است. برخی از این افراد در حالی که باید برای مردم الگو و مصداق عینی دین باشند، حرف و عمل‌شان تناقض دارد. سخت گیری‌ها و تندخویی‌ها و دنیاگرایی برخی از آن‌ها موجب بدبینی مردم به دین می‌شود. مخصوصا اگر دولت و حکومت هم به اسم دین تشکیل شده باشد و عده‌ای در پشت سنگر دین بخواهند قدرت را در دستان خود نگه دارند. طبیعتا همه مشکلات و نارسایی‌ها به جای اینکه به افراد برخورد کند به آن سنگر بر می‌خورد.

راه چاره چیست؟ می‌شود بازهم برای حفظ دین جوانان، محدودترشان کرد؟

واقعیت این است که تا وقتی علما و حوزه‌های علمیه، اخلاق و انسانیت را بر احکام و شریعت اولویت ندهند و دین را به جایگاه درست خودش برنگردانند نباید انتظار داشته باشند با استقبال مردم مواجه شوند. در دنیای کنونی سطح آگاهی‌ها بالا رفته و ارتباطات و دسترسی به اطلاعات باعث شده راه‌هایی که شاید در گذشته برای توجیه احکام و موضع‌گیری‌ها جواب می‌داده دیگر تاثیری نداشته باشد. دیگر نمی‌شود با ممنوع کردن کتاب‌ها و محدود کردن شبکه‌ها و دسترسی‌ها جلوی پرسش‌ها و انتقادات را گرفت.

متن کامل گفتگو و دیدگاه کاربران دربارهٔ آن را اینجا ملاحظه کنید:

jeem.ir/article/featured/817

#اخلاق_دین
@hamidhossaini
مشاهده در Telegram

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».