یادداشت‌ها#۶۹۸

۱۴٫۱ هزار بازدید باورهااخلاق
سخنی با شیعیان تکفیری

این‌روزها با افزایش حضور برخی فعالان مذهبی در فضای مجازی با موج رو به گسترشی از لعن و تکفیر مخالفان و انواع ناسزا به شخصیت‌هایی چون مولوی مواجهیم که گذشته از تأسف‌بار بودن، بسیار خطرناک و هشداردهنده است.

البته این هشدار و تأسف هرگز به‌‌خاطر نقد و اعتراض نسبت به شخصیت‌های فرهنگی و تاریخی نیست؛ چراکه ما هیچ‌کس جز حضرات معصومان (علیهم‌السلام) را بری از خطا نمی‌دانیم و در مواجهه با هر عالم و عارف و شاعری وظیفه داریم از حکمت‌ها و نکات مفیدش استفاده و خطاها و انحرافاتش را نقد کنیم.

بنده بسیاری از نقدها و اعتراضاتی را که دربارهٔ اشعار و افکار مولوی ( و نه شخصیت او) مطرح می‌شود وارد و دقیق می‌دانم و با هشدار نسبت به اشتباهات و انحرافاتی که در آثار مولوی یا دیگر شاعران و عارفان و نویسندگان وجود دارد موافقم. اما سخن در این است که وقتی به خطا و انحراف کسی پی بردیم، هرگز اجازه نداریم او را لعن و تکفیر کنیم. چرا که این روش علاوه بر قبح اخلاقی و حاصل خانمان‌سوزش در جنگ‌های مذهبی، به‌صراحت از سوی ائمهٔ اهل البیت (علیهم‌السلام) مذمت و نهی شده است و از کسانی که ادعای ولایت‌مداری و شیعهٔ تنوری بودن‌ دارند پذیرفته نیست.

برای نمونه خوب است مقابلهٔ شدید امام صادق (علیه‌السلام) با این نوع برخورد را در روایت هاشم بن بريد (صاحب البريد) در اصول کافی ملاحظه کنید که وقتی او مخالفان امامت را کافر می‌نامد، آن حضرت می‌فرمایند: «سبحان اللّه، هذا قول الخوارج».
در این حدیث توضیح داده شده که کفر تنها در جایی مطرح است که کسی حقی را بشناسد و آگاهانه و لجوجانه انکار کند؛ اما وقتی کسی در اثر محیط، خانواده و #زاویه_دید ، راه خطای خود را صحیح می‌پندارد ولی اصول کلی اخلاق را پاس می‌دارد، تکفیر او روشی خوارج‌گونه است.

افتخار ما پیروی از پیشوایانی است که نه‌تنها صاحبان افکار مخالف را طرد و لعن نمی‌کردند، بلکه شیعیانشان را موظف به پذیرش سخن حق حتی از کافران و منافقان می‌دانستند و زیباترین رفتارها را در مواجهه با مخالفان و منحرفان نشان می‌دادند.

بگذریم از اینکه برخی از کسانی که از سوی این به‌اصطلاح شیعیان دوآتشه تکفیر و لعن ‌می‌شوند، در همان حد شناخت و شرایطشان، زیباترین ارادت‌ها را به آستان اهل بیت (علیهم‌السلام) ابراز کرده‌اند و از مفاخر ادبیات و حکمت دینی و تواناترین افراد در ارائهٔ هنرمندانهٔ معارف قرآن و سنت به‌شمار می‌آیند. البته آنها نیز مانند بسیاری دیگر، خطاهایی بزرگ داشته‌اند که هرگز قابل توجیه نیست. ولی وقتی هیچ مستند و دلیل قاطعی بر عناد و لجاجتشان در برابر حق نداریم، چگونه می‌توانیم بی‌پروا آنان را به کفر متهم سازیم؟

مشکل اصلی دوستان تکفیری این است که همگان را موظف‌ به نگاه از زاویهٔ دید خودشان می‌دانند؛ لذا مثلاً وقتی یک عالم سنی از خلفا تمجید می‌کند، گمانشان این است که او با علم به اینکه آنها ظالم بوده‌اند چنین می‌گوید؛ غافل از اینکه او برحسب اطلاعات و آموزش‌هایی که از کودکی دریافت کرده، هیچ‌گونه دشمنی و کدورتی میان خلفا و اهل بیت (علیهم‌السلام) را باور نمی‌کند و آنها را دوستان و هم‌رزمانی با سلایق مختلف می‌داند.

البته ما حق داریم با استناد به منابع تاریخی و آگاهی‌هایی که به‌لطف خداوند به‌دست آورده‌ایم سخن آنها را نپذیریم و از دشمنان و ظالمانی که فجیع‌ترین ستم‌ها را بر خاندان نبوت روا داشتند برائت بجوییم، اما هرگز نباید دیگرانی را که چنین آگاهی‌هایی دراختیار ندارند و برمبنای دانسته‌های ناقصشان آنچه را حق پنداشته‌اند تبعیت می‌کنند، تکفیر و لعن کنیم.

ای کاش قدر سرمایه‌های فرهنگی خود را بیشتر می‌دانستیم و همچون بزرگان شیعه در کنار احترام به همهٔ اندیشمندان و هنرمندان جهان و استفاده از فرصت‌های همدلی و هم‌افزایی، به نقد و گفتگوی علمی رو می‌آوردیم و ضمن پافشاری بر مرزهای عقیدتی، بهره‌گیری نقادانه از همهٔ سخن‌های خوب و مفید را ترویج می‌کردیم.

#باورها
t.me/hamidhossaini
Telegram کلام | سید حمید حسینی ✳️ یادداشت‌ها و پیشنهادهایی در مسیر آگاهی✅ نقد و نظرتان به دیدهٔ منّت⬅️ آی‌دی شخصی: @hamidhosseiniii✳️ https://t.me/hamidhossaini✳️ https://www.instagram.com/kalam_hamidhosseini✳️…
مشاهده در Telegram

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».