«محرومیت از حقوق طبیعی»
سالیانی پیش خانمی خبرنگار و چادری، سر راهم سبز شد و از من پرسید: نظر شما در بارۀ حجابِ چادر چیست؟
من با مصاحبۀ خیابانی مخالف بوده و هستم. چون مصاحبهشونده بیدرنگ و بیفکر باید پاسخِ مصاحبهکننده را بدهد. از این رو اغلب، بلکه همۀ مصاحبههای در خیابان و مراسمِ مذهبی و سیاسی، بیمحتوا و کلیشهای است و تنها ارزشِ آن، تبلیغات و نمایش است.
آن روز بر خلاف میلم ایستادم و گفتم: از نظرِ من و بسیاری، چادر -به شرطِ پوششِ کامل- میتواند حجابِ برتر باشد اما این برتری را نباید و نمیتوان به زنان تحمیل کرد. باید به بانوان، حق بدهیم تا خود حجابشان را انتخاب کنند. آنان حجاب زنانِ مسلمانِ دیگرکشورها، از لبنان گرفته تا ترکیه و عراق و مصر و پاکستان و ... را میبینند که متنوّع و در عینِ حال کامل است. آنگاه با خود میاندیشند که چرا ما حقِّ انتخاب نداریم؟! سپس این نکتۀ کلیدی را یادآور شدم:
از نظر اجتماعی اگر جامعه و حاکمیّت، حقِ انتخابِ سبکِ زندگیِ مردُم و بانوان را به رسمیّت نشناسد، مردُم و بانوان بیش از حقّشان را از جامعه و حاکمیّت میستانند. برای مثال: اگر با امر و نهیِ قوۀ قاهره، بانوان را به داشتن حجاب الزام کنید، نهتنها حجاب رونقی نمیگیرد بلکه ناخواسته قشر زیادی را به حجابستیزی هُل دادهاید.
اکنون و پس از وقایعِ جانخراشِ روزهای گذشته، آن جمله را بیاد آوردم که اگر حاکمیّت، سالیانی دراز، حقِ طبیعیِ اعتراض را از مردُم بگیرد، ناخواسته قشری از مردُم را برمیانگیزد تا با واکنشی اجتماعی، بیش از حقشان را از حاکمیّت بستانند و آن حقِ بیشتر، همان زیادهرویها و آسیبهایی است که برخی به مراکز دینی و اجتماعی روا داشتند. از این رو آن اعتراضهای انباشته و در گلوماندۀ مسالمتآمیز جای خود را به شورش و تخریب و تقابل داد و چه هزینههای جبرانناپذیر را بر ملت و کشور تحمیل کرد. و این همان است که مصلح الدین سعدی گفت:
سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل.
بر این بیفزایید که این گروه میبیند، گروهی دیگر بیش و بسیار بیشتر از حق اجتماعیاش از حق اظهار نظر و اعتراض برخوردار است. آنان هرگاه اراده کنند و به هر خیابانی که میلشان بکشد فراخوان میدهند.
البته شاید برخی بفرمایند: این فرسته نیز حاصل مصاحبۀ خیابانی است و از استحکام برخوردار نیست!
۱۲ بهمن ۱۴۰۴
سالیانی پیش خانمی خبرنگار و چادری، سر راهم سبز شد و از من پرسید: نظر شما در بارۀ حجابِ چادر چیست؟
من با مصاحبۀ خیابانی مخالف بوده و هستم. چون مصاحبهشونده بیدرنگ و بیفکر باید پاسخِ مصاحبهکننده را بدهد. از این رو اغلب، بلکه همۀ مصاحبههای در خیابان و مراسمِ مذهبی و سیاسی، بیمحتوا و کلیشهای است و تنها ارزشِ آن، تبلیغات و نمایش است.
آن روز بر خلاف میلم ایستادم و گفتم: از نظرِ من و بسیاری، چادر -به شرطِ پوششِ کامل- میتواند حجابِ برتر باشد اما این برتری را نباید و نمیتوان به زنان تحمیل کرد. باید به بانوان، حق بدهیم تا خود حجابشان را انتخاب کنند. آنان حجاب زنانِ مسلمانِ دیگرکشورها، از لبنان گرفته تا ترکیه و عراق و مصر و پاکستان و ... را میبینند که متنوّع و در عینِ حال کامل است. آنگاه با خود میاندیشند که چرا ما حقِّ انتخاب نداریم؟! سپس این نکتۀ کلیدی را یادآور شدم:
از نظر اجتماعی اگر جامعه و حاکمیّت، حقِ انتخابِ سبکِ زندگیِ مردُم و بانوان را به رسمیّت نشناسد، مردُم و بانوان بیش از حقّشان را از جامعه و حاکمیّت میستانند. برای مثال: اگر با امر و نهیِ قوۀ قاهره، بانوان را به داشتن حجاب الزام کنید، نهتنها حجاب رونقی نمیگیرد بلکه ناخواسته قشر زیادی را به حجابستیزی هُل دادهاید.
اکنون و پس از وقایعِ جانخراشِ روزهای گذشته، آن جمله را بیاد آوردم که اگر حاکمیّت، سالیانی دراز، حقِ طبیعیِ اعتراض را از مردُم بگیرد، ناخواسته قشری از مردُم را برمیانگیزد تا با واکنشی اجتماعی، بیش از حقشان را از حاکمیّت بستانند و آن حقِ بیشتر، همان زیادهرویها و آسیبهایی است که برخی به مراکز دینی و اجتماعی روا داشتند. از این رو آن اعتراضهای انباشته و در گلوماندۀ مسالمتآمیز جای خود را به شورش و تخریب و تقابل داد و چه هزینههای جبرانناپذیر را بر ملت و کشور تحمیل کرد. و این همان است که مصلح الدین سعدی گفت:
سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل.
بر این بیفزایید که این گروه میبیند، گروهی دیگر بیش و بسیار بیشتر از حق اجتماعیاش از حق اظهار نظر و اعتراض برخوردار است. آنان هرگاه اراده کنند و به هر خیابانی که میلشان بکشد فراخوان میدهند.
البته شاید برخی بفرمایند: این فرسته نیز حاصل مصاحبۀ خیابانی است و از استحکام برخوردار نیست!
۱۲ بهمن ۱۴۰۴