برخی از کتابهای مجعول و بیاعتبار
برگرفته از کتابپژوهی اثر استاد محمد اسفندیاری
1. کتاب فقه الرضا که به امام رضا (ع) نسبت دادهاند قطعاً از آن حضرت نیست.
2. تفسیر الامام الحسن العسکری (ع) از کتابهای مجعول و شامل بسیاری از احادیث ضعیف است.
3. کتاب مقتل الحسین (ع) منسوب به ابومخنف.
4. کتاب نورالعین فی مشهد الحسین (ع) منسوب به اسفراینی.
5. کتاب السیاسة الحسینیة که به موسیو ماربین آلمانی نسبت دادهاند کتابی است مجعول و اساساً فردی به نام ماربین وجود خارجی نداشته است.
6. کتاب سرّ العالمین که به نام محمد غزالی ساختهاند و گروهی از جمله سبط ابن جوزی در تذکرة الخواص و فیض کاشانی در المحجه البیضاء باورشان شده که از غزالی است.
7. کتاب مؤتمر علماء بغداد از آثار مجعول عصر حاضر است.
8. کتاب خاطرات مستر همفر که تاکنون ۵ ترجمه از آن انجام شده و یک ترجمه آن تا سال ۱۳۹۵، ۲۹ بار به چاپ رسیده است.
9. انجیل برنابا که سه بار به فارسی برگردانده شده و چندین بار به چاپ رسیده مجعول است. این انجیل ظاهراً به هدف دفاع از اسلام نوشته شده و مورد عنایت عالمان مسلمان از جمله علامه طباطبایی و آیة الله سید علی قاضی قرار گرفته است.
10. به نام عطار نیشابوری چند کتاب جعل شده است، اما جز چهار منظومه (منطق الطیر، مصیبتنامه، اسرارنامه و الهینامه) بقیه مثنویهای منسوب به عطار ربطی به او ندارد، از جمله: بلبلنامه و اشترنامه و پندنامه و لسان الغیب و جوهر الذات.
11. کتاب شرح زندگانی من که به نام ابوالقاسم لاهوتی شاعر کمونیست ایرانی در سال ۱۳۳۲ انتشار یافت کتابی جعلی است.
12. کتاب نگهبانان سحر و افسون، علیه دین و روحانیت را رژیم پهلوی در حدود سال ۱۳۳۰ برای مبارزه با نفوذ حزب توده به نام آنان جعل کرد، اما کسانی که دستی در سیاست دارند میدانند که حزب توده دینستیز نبود و همواره ضمن احترام به اسلام، روحانیت مبارز را پاس میداشت.
13. کتاب یادداشتهای کینیاز دالگورکی که در ردّ بابیت و بهائیت است و بارها به چاپ رسیده و به عربی هم برگردانده شده، از آثار مجعول همان زمان پهلوی است و هیچ اعتبار تاریخی ندارد.
14. بسیاری از کتابهایی که از ذبیح الله منصوری به عنوان ترجمه یا ترجمه و اقتباس منتشر شده معجونی از تالیف و ترجمه است و مجعول شمرده میشود، از جمله کتابهای: محمد (ص) پیغمبری که از نو باید شناخت، عایشه بعد از پیغمبر، امام حسین (ع) و ایران، و مغز متفکر جهان شیعه امام جعفر صادق (ع). کتاب اخیر تا سال ۱۳۷۲، ۱۷ بار به چاپ رسیده، و حتی علامه شوشتری در مقدمه بر توحید مفضل بیش از ۲۰ صفحه از آن نقل قول کرده است.
پ.ن: مقتل ابومخنف اصلی در تاریخ طبری و برخی دیگر از کتب نقل شده و اخیرا بازسازی و منتشر شده، اما مقتلی که با نام ابومخنف از چند قرن پیش رواج داشته ساختگی است و ربطی به ابومخنف ندارد. متأسفانه همین مقتل جعلی را اخیرا در عتبات با عنوان المصرع الشین به نام سید ابن طاوس منتشر کردهاند!
@bazmeghodsian
برگرفته از کتابپژوهی اثر استاد محمد اسفندیاری
1. کتاب فقه الرضا که به امام رضا (ع) نسبت دادهاند قطعاً از آن حضرت نیست.
2. تفسیر الامام الحسن العسکری (ع) از کتابهای مجعول و شامل بسیاری از احادیث ضعیف است.
3. کتاب مقتل الحسین (ع) منسوب به ابومخنف.
4. کتاب نورالعین فی مشهد الحسین (ع) منسوب به اسفراینی.
5. کتاب السیاسة الحسینیة که به موسیو ماربین آلمانی نسبت دادهاند کتابی است مجعول و اساساً فردی به نام ماربین وجود خارجی نداشته است.
6. کتاب سرّ العالمین که به نام محمد غزالی ساختهاند و گروهی از جمله سبط ابن جوزی در تذکرة الخواص و فیض کاشانی در المحجه البیضاء باورشان شده که از غزالی است.
7. کتاب مؤتمر علماء بغداد از آثار مجعول عصر حاضر است.
8. کتاب خاطرات مستر همفر که تاکنون ۵ ترجمه از آن انجام شده و یک ترجمه آن تا سال ۱۳۹۵، ۲۹ بار به چاپ رسیده است.
9. انجیل برنابا که سه بار به فارسی برگردانده شده و چندین بار به چاپ رسیده مجعول است. این انجیل ظاهراً به هدف دفاع از اسلام نوشته شده و مورد عنایت عالمان مسلمان از جمله علامه طباطبایی و آیة الله سید علی قاضی قرار گرفته است.
10. به نام عطار نیشابوری چند کتاب جعل شده است، اما جز چهار منظومه (منطق الطیر، مصیبتنامه، اسرارنامه و الهینامه) بقیه مثنویهای منسوب به عطار ربطی به او ندارد، از جمله: بلبلنامه و اشترنامه و پندنامه و لسان الغیب و جوهر الذات.
11. کتاب شرح زندگانی من که به نام ابوالقاسم لاهوتی شاعر کمونیست ایرانی در سال ۱۳۳۲ انتشار یافت کتابی جعلی است.
12. کتاب نگهبانان سحر و افسون، علیه دین و روحانیت را رژیم پهلوی در حدود سال ۱۳۳۰ برای مبارزه با نفوذ حزب توده به نام آنان جعل کرد، اما کسانی که دستی در سیاست دارند میدانند که حزب توده دینستیز نبود و همواره ضمن احترام به اسلام، روحانیت مبارز را پاس میداشت.
13. کتاب یادداشتهای کینیاز دالگورکی که در ردّ بابیت و بهائیت است و بارها به چاپ رسیده و به عربی هم برگردانده شده، از آثار مجعول همان زمان پهلوی است و هیچ اعتبار تاریخی ندارد.
14. بسیاری از کتابهایی که از ذبیح الله منصوری به عنوان ترجمه یا ترجمه و اقتباس منتشر شده معجونی از تالیف و ترجمه است و مجعول شمرده میشود، از جمله کتابهای: محمد (ص) پیغمبری که از نو باید شناخت، عایشه بعد از پیغمبر، امام حسین (ع) و ایران، و مغز متفکر جهان شیعه امام جعفر صادق (ع). کتاب اخیر تا سال ۱۳۷۲، ۱۷ بار به چاپ رسیده، و حتی علامه شوشتری در مقدمه بر توحید مفضل بیش از ۲۰ صفحه از آن نقل قول کرده است.
پ.ن: مقتل ابومخنف اصلی در تاریخ طبری و برخی دیگر از کتب نقل شده و اخیرا بازسازی و منتشر شده، اما مقتلی که با نام ابومخنف از چند قرن پیش رواج داشته ساختگی است و ربطی به ابومخنف ندارد. متأسفانه همین مقتل جعلی را اخیرا در عتبات با عنوان المصرع الشین به نام سید ابن طاوس منتشر کردهاند!
@bazmeghodsian