دغدغهای مهمتر از بیحجابی
سید حمید حسینی
گزارش اخیر* مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در زمینهٔ حجاب، دارای نکاتی مهم و هشدارهایی جدی است که بهروشنی نادرست بودن روشهای گذشته و تأثیر آن در کاهش اعتقاد و التزام مردم نسبت به حجاب شرعی را نشان میدهد.
بسیاری از این نکات باید درس عبرتی برای سیاستگذاران و متولیان امور باشد؛ ولی در میان یافتههای این پژوهش علمی هشداری مهمتر وجود دارد که مسئولیتی سنگین را بر دوش تکتک خانوادههای مذهبی و دستاندرکاران تعلیم و تربیت قرار میدهد. کاهش شدید ارزش پوشش در نگاه افراد جامعه طی سی سال گذشته و رابطهٔ مثبت و معنادار بدحجابی با افزایش تحصیلات، از یافتههایی است که بیش از اصل موضوع گزارش، توجهها را به خود جلب میکند.
چه تهاجم فرهنگی را موجب کمرنگ شدن باورهای دینی در ذهن جوانان بدانیم و چه عملکرد بد متولیان دینداری و استفادهٔ ابزاری و سیاسی از دین را بهعنوان مقصر اصلی این فاجعه معرفی کنیم و چه پای موضوعاتی دیگر را بهمیان بکشیم، در اصل مسئله، یعنی سست بودن و تاب نیاوردن باورهای دینی بسیاری از مردم در برابر این آفتها تغییری ایجاد نمیشود.
کسی که پایههای ایمانش مستحکم باشد، وقتی در برابر تهاجم و وسوسه قرار میگیرد، نهتنها از اصولش دست نمیکشد، بلکه با احساس نیاز بیشتر به پناهگاهی معنوی، دستبهدامن باورهایش خواهد شد و وقتی دزدانی را میبیند که ارزشهای او را به سپری برای قدرت و منافع خود تبدیل کردهاند، به دفاع و مراقبت بیشتر از داشتههایش برخواهد خاست.
اگر آمارها از ریزش فراوان باورها حکایت میکند، بهجای نزاع بر سر معرفی عوامل و مقصرانی که شاید اصلاحشان از اختیار و توان ما خارج باشد، باید روشهای تربیت و تبلیغ دینی خود را بررسی کنیم و ببینیم اشکال اصلی در کجاست که آنهمه سازمان و هزینه و تلاش فرهنگی نهتنها نتیجهبخش نبوده، بلکه با افزایش تحصیلات مخاطبان، نتایجی معکوس بهبار آورده است؟
قرآن، سنت، تحلیل عقلی و تجربه به ما میگوید استحکام پایههای دینداری جز با آزادی بیان، شنیدن صدای مخالف، انتخاب آگاهانه و بها دادن به علم و اندیشه تحقق نمییابد و نمیتوان به عمق و پایداری ایمانی که بر اثر اجبار، احساسات، هیجان و نقل خواب و کرامات پدید آمده باشد امید بست.
اکنون باید دید روشهای ما به کدام رویکرد نزدیکتر است و آیا میتوان با اصلاح برخی رویّهها، دستکم از شدت و سرعت این فاجعه کم کرد، یا همچنان بنا داریم اشتباهات گذشته را تکرار و تقصیر خود را انکار کنیم؟
*پ.ن: این یادداشت سال ۱۳۹۸ پس از انتشار گزارش مرکز پژوهشهای مجلس دربارهٔ حجاب منتشر شد و اکنون پس از پنج سال با این توضیح بازنشر میشود که ظاهراً تنها تغییری که مسئولان امر در این مدت رقم زدهاند، از دسترس خارج کردن آن گزارش در وبسایت این مرکز پژوهشی است!
@hamidhossaini
سید حمید حسینی
گزارش اخیر* مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در زمینهٔ حجاب، دارای نکاتی مهم و هشدارهایی جدی است که بهروشنی نادرست بودن روشهای گذشته و تأثیر آن در کاهش اعتقاد و التزام مردم نسبت به حجاب شرعی را نشان میدهد.
بسیاری از این نکات باید درس عبرتی برای سیاستگذاران و متولیان امور باشد؛ ولی در میان یافتههای این پژوهش علمی هشداری مهمتر وجود دارد که مسئولیتی سنگین را بر دوش تکتک خانوادههای مذهبی و دستاندرکاران تعلیم و تربیت قرار میدهد. کاهش شدید ارزش پوشش در نگاه افراد جامعه طی سی سال گذشته و رابطهٔ مثبت و معنادار بدحجابی با افزایش تحصیلات، از یافتههایی است که بیش از اصل موضوع گزارش، توجهها را به خود جلب میکند.
چه تهاجم فرهنگی را موجب کمرنگ شدن باورهای دینی در ذهن جوانان بدانیم و چه عملکرد بد متولیان دینداری و استفادهٔ ابزاری و سیاسی از دین را بهعنوان مقصر اصلی این فاجعه معرفی کنیم و چه پای موضوعاتی دیگر را بهمیان بکشیم، در اصل مسئله، یعنی سست بودن و تاب نیاوردن باورهای دینی بسیاری از مردم در برابر این آفتها تغییری ایجاد نمیشود.
کسی که پایههای ایمانش مستحکم باشد، وقتی در برابر تهاجم و وسوسه قرار میگیرد، نهتنها از اصولش دست نمیکشد، بلکه با احساس نیاز بیشتر به پناهگاهی معنوی، دستبهدامن باورهایش خواهد شد و وقتی دزدانی را میبیند که ارزشهای او را به سپری برای قدرت و منافع خود تبدیل کردهاند، به دفاع و مراقبت بیشتر از داشتههایش برخواهد خاست.
اگر آمارها از ریزش فراوان باورها حکایت میکند، بهجای نزاع بر سر معرفی عوامل و مقصرانی که شاید اصلاحشان از اختیار و توان ما خارج باشد، باید روشهای تربیت و تبلیغ دینی خود را بررسی کنیم و ببینیم اشکال اصلی در کجاست که آنهمه سازمان و هزینه و تلاش فرهنگی نهتنها نتیجهبخش نبوده، بلکه با افزایش تحصیلات مخاطبان، نتایجی معکوس بهبار آورده است؟
قرآن، سنت، تحلیل عقلی و تجربه به ما میگوید استحکام پایههای دینداری جز با آزادی بیان، شنیدن صدای مخالف، انتخاب آگاهانه و بها دادن به علم و اندیشه تحقق نمییابد و نمیتوان به عمق و پایداری ایمانی که بر اثر اجبار، احساسات، هیجان و نقل خواب و کرامات پدید آمده باشد امید بست.
اکنون باید دید روشهای ما به کدام رویکرد نزدیکتر است و آیا میتوان با اصلاح برخی رویّهها، دستکم از شدت و سرعت این فاجعه کم کرد، یا همچنان بنا داریم اشتباهات گذشته را تکرار و تقصیر خود را انکار کنیم؟
*پ.ن: این یادداشت سال ۱۳۹۸ پس از انتشار گزارش مرکز پژوهشهای مجلس دربارهٔ حجاب منتشر شد و اکنون پس از پنج سال با این توضیح بازنشر میشود که ظاهراً تنها تغییری که مسئولان امر در این مدت رقم زدهاند، از دسترس خارج کردن آن گزارش در وبسایت این مرکز پژوهشی است!
@hamidhossaini