پایان علم غیب
آنگونه که در خطبهٔ ۲۳۵ نهجالبلاغه نقل شده، امام علی (علیهالسلام) ارتحال رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) را سبب قطع شدن اخبار غیبی و آسمانی اعلام کردهاند. این در حالی است که میدانیم پس از آن حضرت، امامان اهل بیت (علیهمالسلام) از برخی خبرهای غیبی و آسمانی خبر دادهاند.
آیا مقصود ایشان از قطع شدن اخبار آسمانی، پایان نوع خاصی از این خبرها یعنی مسائل مربوط به نبوت بوده و این منظور را واضح بیان نکردهاند، یا واقعاً هر نوع خبررسانی از عالم غیب را پس از ارتحال پیامبر خدا منتفی میدانستهاند؟
قرآن کریم در آیهٔ ۲۶ و ۲۷ سورهٔ جن صریحاً هر گونه آگاهی از غیب را جز برای رسولان الهی نفی میکند:
روایات پیشوایان دین نیز بر این نکته تأکید دارد که هر آنچه آن بزرگواران از امور دینی و اخبار غیبی در اختیار داشتهاند، همه را از رسول الله آموختهاند. پس در واقع، آگاهی از غیب صرفاً توسط رسول خدا بهدست آمده است و پس از آشکار شدن آن حقایق برای ایشان، آموختن آنها علم غیب نامیده نمیشود.
آنچه این برداشت را تأیید میکند، بیان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در خطبهٔ ۱۲۸ نهجالبلاغه است که وقتی از آینده خبر دادند، در پاسخ به این پرسش که آیا شما از غیب خبر دارید فرمودند:
آن حضرت سپس توضیح دادند:
نکتهٔ مهم دیگر اینکه در تعلیم ویژهٔ پیامبر، علاوه بر مسائل دینی، اصول آگاهی از حوادث آینده نیز با روشی ناشناخته به اهل بیت ایشان منتقل شده است. لذا وقتی ائمهٔ اطهار از اینگونه امور خبر میدادند و با تعجب و انکار دیگران مواجه میشدند، با اشاره به آیهٔ بالا میفرمودند:
با توجه به آنچه گذشت روشن میشود که آگاهی از غیب به این معنای قرآنی مختصّ پیامبران الهی بوده و با ارتحال آخرین پیامبر خدا این باب بهصورت کلی و از هر نوع آن بسته شده است و فرمایش امیرالمومنین ناظر به همین نکته است.
#باورها
@hamidhossaini
آنگونه که در خطبهٔ ۲۳۵ نهجالبلاغه نقل شده، امام علی (علیهالسلام) ارتحال رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) را سبب قطع شدن اخبار غیبی و آسمانی اعلام کردهاند. این در حالی است که میدانیم پس از آن حضرت، امامان اهل بیت (علیهمالسلام) از برخی خبرهای غیبی و آسمانی خبر دادهاند.
آیا مقصود ایشان از قطع شدن اخبار آسمانی، پایان نوع خاصی از این خبرها یعنی مسائل مربوط به نبوت بوده و این منظور را واضح بیان نکردهاند، یا واقعاً هر نوع خبررسانی از عالم غیب را پس از ارتحال پیامبر خدا منتفی میدانستهاند؟
قرآن کریم در آیهٔ ۲۶ و ۲۷ سورهٔ جن صریحاً هر گونه آگاهی از غیب را جز برای رسولان الهی نفی میکند:
عالِمُ ٱلغَيبِ فَلَايُظهِرُ عَلَىٰ غَيبِهِۦٓ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ٱرتَضَىٰ مِن رَّسُول.
دانای غیبی که کسی را بر غیب خود آگاه نمیسازد، مگر فرستادهای که به او رضایت داده باشد.
روایات پیشوایان دین نیز بر این نکته تأکید دارد که هر آنچه آن بزرگواران از امور دینی و اخبار غیبی در اختیار داشتهاند، همه را از رسول الله آموختهاند. پس در واقع، آگاهی از غیب صرفاً توسط رسول خدا بهدست آمده است و پس از آشکار شدن آن حقایق برای ایشان، آموختن آنها علم غیب نامیده نمیشود.
آنچه این برداشت را تأیید میکند، بیان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در خطبهٔ ۱۲۸ نهجالبلاغه است که وقتی از آینده خبر دادند، در پاسخ به این پرسش که آیا شما از غیب خبر دارید فرمودند:
ليْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَيْبٍ وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِي عِلْم.
اینها علم غیب نیست و فقط مسائلی است که از فردی صاحب علم یاد گرفتهام.
آن حضرت سپس توضیح دادند:
علم غیب چیزی است که فقط خدا بداند و وقتی رسولش را نسبت به آن آگاه ساخت، دیگر غیب نیست و به دانشی تبدیل شده است که میتوان آن را آموخت.
نکتهٔ مهم دیگر اینکه در تعلیم ویژهٔ پیامبر، علاوه بر مسائل دینی، اصول آگاهی از حوادث آینده نیز با روشی ناشناخته به اهل بیت ایشان منتقل شده است. لذا وقتی ائمهٔ اطهار از اینگونه امور خبر میدادند و با تعجب و انکار دیگران مواجه میشدند، با اشاره به آیهٔ بالا میفرمودند:
رسول خدا پس از آگاهی از غیب، آن را به ما آموخته است. (الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۳۴۳) همانگونه که این آگاهی را محدود به اخبار پیشین میدانستند و با استناد به آیهٔ محو و اثبات (رعد، ۳۹) اعلام میکردند از تحولات جدید خبر ندارند. (نورالثقلین، ج ۲، ص ۵۱۲)
با توجه به آنچه گذشت روشن میشود که آگاهی از غیب به این معنای قرآنی مختصّ پیامبران الهی بوده و با ارتحال آخرین پیامبر خدا این باب بهصورت کلی و از هر نوع آن بسته شده است و فرمایش امیرالمومنین ناظر به همین نکته است.
#باورها
@hamidhossaini