یادداشت‌ها#۲۵۶۴

۲٫۸ هزار بازدید
کامجویی از زنان شوهردار؟!!
بخش نخست

سید حمید حسینی

پیش‌فرض‌ نادرست، بی‌توجهی به قواعد تفسیر متن و غیر قابل نقد دانستن برداشت‌ گذشتگان، از آسیب‌های مهمی است که فهم قرآن را دچار اختلال می‌کند. اگرچه بروز خطا در امور علمی کاملاً طبیعی است، ولی گاهی سهل‌انگاری در مراقبت از این آفات، به اشتباهی بزرگ و انحراف در فرهنگ مسلمانان انجامیده است.
نمونهٔ این مشکل را می‌توان در تفسیر آیهٔ ۲۴ و ۲۵ سورهٔ نساء مشاهده کرد. عموم مفسران و مترجمان با آنکه واژهٔ «محصنات» را، که چند بار در همین دو آیه و در آیاتی دیگر تکرار شده است، همه‌جا به‌معنی «زنان پاکدامن» یا تعابیری شبیه آن دانسته‌اند، اما در ابتدای آیهٔ ۲۴ آن را «زنان شوهردار» معنی ‌کرده‌اند.
آنها در توجیه این برخورد دوگانه می‌گویند آیهٔ ۲۳ زنانی را بر ‌شمرده که ازدواج با آنها جایز نیست‌ و چون ازدواج با پاکدامنان منعی ندارد، ناچاریم «محصنات» را در ابتدای آیهٔ ۲۴ متفاوت معنا کنیم و بر همین اساس، کنیزانی را که در ادامه استثنا شده‌اند، شامل زنان شوهرداری بدانیم که در جنگ به اسارت گرفته می‌شوند.
این در حالی است که می‌توان برداشتی از آیه داشت که مستلزم برخورد دوگانه و حکمی غیراخلاقی نباشد. همان‌گونه که مقاتل بن سلیمان در کهن‌ترین تفسیر قرآن، «محصنات» را «زنان پاکدامن» و «ما ملکت أیمانکم» را «همسران شرعی» معنی کرده و پیام آیه را حرمت بهره‌گیری جنسی از همهٔ زنان، جز همسران دانسته است.
به‌نظر می‌رسد دربارهٔ «محصنات» حق با مقاتل است، ولی «ما ملکت أیمانکم» همه‌ جای قرآن برای «کنیزان» به‌کار رفته و با این تعبیر نیز نباید برخوردی دوگانه داشت. با این حال اگر به تفاوت «لاتنکحوا» با «حرمت علیکم» در دو آیهٔ قبل دقت کنیم، به مقصود این آیه و پیام مهم و زیبای آن نزدیک خواهیم شد.
مخاطبان قرآن در ناپسند بودن ازدواج با خواهر و مادر تردیدی نداشته‌اند؛ لذا در این آیات به‌جای منع ازدواج، حرمت آنها مطرح شده است تا با تأکید بر مفهومی گسترده‌تر، از هر گونه نگاه و ارتباط جنسی با محارم پرهیز شود. این همان نکته‌ای است که توجه به آن، فلسفهٔ عطف شدن زنان پاکدامن به مادران را آشکار می‌کند.
بر اساس این برداشت، قرآن از مردان می‌خواهد با زنانی که همسر یا کنیزشان نیستند، مانند مادران و خواهران و دختران خود برخورد کنند و نگاه بیماردلانی که در مواجهه با هر مؤنثی به مسائل جنسی می‌اندیشند را از خود دور سازند؛ دقیقاً همان‌ محدوده‌ای که در آیهٔ ۵ و ۶ سورهٔ مؤمنون با بیانی دیگر مطرح شده است.
پس اساساً این آیه به «زنان شوهردار» ربطی ندارد تا بتوان جواز کامجویی از اسیران شوهردار را به آن نسبت داد. در تفاسیر و منابع حدیثی شیعیان نیز تا قرن چهارم هیچ اثری از چنین ارتباطی دیده نمی‌شود و به نظر می‌رسد بعد از تأثیرپذیری شیخ طوسی از کتب اهل سنت، چنین مطالبی به تفاسیر شیعی راه یافته است.
مهم‌ترین نقدی که ممکن است بر برداشت فوق وارد دانسته شود این است که «حتی اگر این احتمال را بر نظر مشهور ترجیح دهیم، نتیجه تغییر نمی‌کند و قرآن با تأیید برده‌داری، عملاً کامجویی از کنیزی که اجباراً از همسرش جدا شده را پذیرفته است؛ همان‌گونه که در احادیث معتبر شیعه نیز بهره‌گیری جنسی از کنیز شوهردار مجاز شمرده شده است.»
اما حقیقت این است که قرآن نه مؤسس برده‌داری بوده و نه مؤید آن. برده و کنیز گرفتن اسیران، زاییدهٔ نظام اقتصادی و اجتماعی خاصی است که در زمان و مکان نزول قرآن و بلکه در دیگر نقاط و دوره‌های زندگی بشر، امری اخلاقی و ضروری شمرده می‌شده و لغو دستوری آن، بیش از هر کس به خود برده‌ها آسیب می‌رسانده است.

ادامه در بخش دوم

@hamidhossaini
مشاهده در Telegram

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».