دربارهٔ دموکراسی
بخشی از گفتگو با یکی از منتقدان یادداشت قبل:
علیرضا: دموکراسی حاوی فرهنگ و بینشی عمیق و همهجانبه است که از اومانیسم و نفی وحی در عرصهٔ سیاسی و اجتماعی شروع میشود و با شیوهٔ حکمرانی سکولار، صرفاً بر اساس خواست اکثریت، ارزشهای خود را تعیین میکند.
در حالی که در تفکر اسلامی ما مردمسالاری دینی و ولایت را داریم که صد البته با بسیاری از منویات دموکراسی وجه اشتراک مییابد.
چه نیازی است دست نیاز به سمت دموکراسی دراز کنیم و رفتهرفته جامعه را غرق در فرهنگ لیبرالیسم کنیم؟!
حسینی: دموکراسی را بهعنوان یک روش مطرح کردم و نه هدف یا مبنا. اینکه از ترجمهٔ یک کلمه استفاده کنید تغییری در ماهیتش ایجاد نمیکند.
به هر حال مردمسالاری بهعنوان یک روش حکمرانی محصول تمدن غرب است و ما مانند سایر دستاوردهای این تمدن باید از جنبههای مثبتش استفاده کنیم و در حد امکان از آفاتش بپرهیزیم. نه اینکه با تغییر اسمش خودمان و مردم را فریب دهیم.
علیرضا: شما وقتی دموکراسی صرف را شعار خود قرار دادید، فردا مبنا خواهد شد. فردا سکولاریسم را هم باید به عنوان لازمهٔ تحقق آن بپذیرید. فردا باید مبانی آزادی غربی را بپذیرید و ...
در خصوص مردمسالاری با شما موافق نیستم زیرا مردمسالاری دینی مراد است، نه صرف مردمسالاری. (یکی از فرقهای این دو در این است که در دومی، ارزشها و قوانین جامعه صرفاً بر اساس خواست مقطعی اکثریت شکل نمیگیرند.)
نکته دوم اینکه مردمسالاری بهعنوان روش هم در تاریخ اسلام سابقه دارد (به شکل ساده و تاریخمندش) و هم در قرآن و احادیث، بالاخص نهج البلاغه.
این وظیفهٔ امثال حضرتعالی بود که قبل از غرب آن را کشف و عملیاتی میکردید.
حال آنان که تعمقی کردند، همچون آیات عظام نایینی، کرکی، امام، منتظری و ... از مبانی اسلامی استفاده نمودهاند!
حسینی: مطالب شما بر اساس این تصور نادرست است که دین باید به ما روش حکومت کردن ارائه دهد و ما در استنباط این روش از متون دینی کوتاهی داشتیم و امثال مرحوم نائینی که نکاتی از مردمسالاری را بیان کردهاند آن را از مبانی دینی بهدست آوردهاند. این در حالی است که اساساً کار دین این نیست که به ما روش مدیریت یاد دهد، همانگونه که قرار نیست به ما روش آشپزی یا معماری آموزش دهد. اینها امور عادی زندگی است که باید خودمان با تلاش و بهصورت علمی بهدست آوریم. دین به زندگی ما هدف و معنی میبخشد و چارچوبهای کلی بهرهگیری از روشهای علمی و عادی را مشخص میکند.
اشکال شما مثل این است که در برابر توصیه به بهرهگیری از فناوری اطلاعات، اعتراض کنید که باید بگویی فناوری اطلاعات دینی تا کسی تصور نکند ما با تمامی مبانی بهرهگیری از طبیعت و تکنولوژی غربی موافقیم!
@hamidhossaini
بخشی از گفتگو با یکی از منتقدان یادداشت قبل:
علیرضا: دموکراسی حاوی فرهنگ و بینشی عمیق و همهجانبه است که از اومانیسم و نفی وحی در عرصهٔ سیاسی و اجتماعی شروع میشود و با شیوهٔ حکمرانی سکولار، صرفاً بر اساس خواست اکثریت، ارزشهای خود را تعیین میکند.
در حالی که در تفکر اسلامی ما مردمسالاری دینی و ولایت را داریم که صد البته با بسیاری از منویات دموکراسی وجه اشتراک مییابد.
چه نیازی است دست نیاز به سمت دموکراسی دراز کنیم و رفتهرفته جامعه را غرق در فرهنگ لیبرالیسم کنیم؟!
حسینی: دموکراسی را بهعنوان یک روش مطرح کردم و نه هدف یا مبنا. اینکه از ترجمهٔ یک کلمه استفاده کنید تغییری در ماهیتش ایجاد نمیکند.
به هر حال مردمسالاری بهعنوان یک روش حکمرانی محصول تمدن غرب است و ما مانند سایر دستاوردهای این تمدن باید از جنبههای مثبتش استفاده کنیم و در حد امکان از آفاتش بپرهیزیم. نه اینکه با تغییر اسمش خودمان و مردم را فریب دهیم.
علیرضا: شما وقتی دموکراسی صرف را شعار خود قرار دادید، فردا مبنا خواهد شد. فردا سکولاریسم را هم باید به عنوان لازمهٔ تحقق آن بپذیرید. فردا باید مبانی آزادی غربی را بپذیرید و ...
در خصوص مردمسالاری با شما موافق نیستم زیرا مردمسالاری دینی مراد است، نه صرف مردمسالاری. (یکی از فرقهای این دو در این است که در دومی، ارزشها و قوانین جامعه صرفاً بر اساس خواست مقطعی اکثریت شکل نمیگیرند.)
نکته دوم اینکه مردمسالاری بهعنوان روش هم در تاریخ اسلام سابقه دارد (به شکل ساده و تاریخمندش) و هم در قرآن و احادیث، بالاخص نهج البلاغه.
این وظیفهٔ امثال حضرتعالی بود که قبل از غرب آن را کشف و عملیاتی میکردید.
حال آنان که تعمقی کردند، همچون آیات عظام نایینی، کرکی، امام، منتظری و ... از مبانی اسلامی استفاده نمودهاند!
حسینی: مطالب شما بر اساس این تصور نادرست است که دین باید به ما روش حکومت کردن ارائه دهد و ما در استنباط این روش از متون دینی کوتاهی داشتیم و امثال مرحوم نائینی که نکاتی از مردمسالاری را بیان کردهاند آن را از مبانی دینی بهدست آوردهاند. این در حالی است که اساساً کار دین این نیست که به ما روش مدیریت یاد دهد، همانگونه که قرار نیست به ما روش آشپزی یا معماری آموزش دهد. اینها امور عادی زندگی است که باید خودمان با تلاش و بهصورت علمی بهدست آوریم. دین به زندگی ما هدف و معنی میبخشد و چارچوبهای کلی بهرهگیری از روشهای علمی و عادی را مشخص میکند.
اشکال شما مثل این است که در برابر توصیه به بهرهگیری از فناوری اطلاعات، اعتراض کنید که باید بگویی فناوری اطلاعات دینی تا کسی تصور نکند ما با تمامی مبانی بهرهگیری از طبیعت و تکنولوژی غربی موافقیم!
@hamidhossaini