یادداشت‌ها#۲۳۸۳

ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۳۷ تا ۴۱ سورهٔ آل‌عمران

فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿۳۷﴾
پس خداوندگارش او را به خوبی پذیرفت و او را به زیبایی رویاند. و زکریّا را عهده‌دار امور او قرار داد. هر بار که زکریّا در محراب بر او وارد می‌شد، نزد او رزقی می‌یافت. گفت: «ای مریم، چگونه این از آنِ توست؟» گفت: «آن از جانب خداست. به‌راستی خدا هر کس را بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد.»

«حسن» بسته به کاربردش در جمله، معانی «خوبی»، «زیبایی» و «نیکی» را بیان می‌کند.
«انبات» به‌معنی «بیرون آوردن چیزی با رشد دادن آن» است که در فارسی به آن «رویاندن» گفته می‌شود. استفاده از این تعبیر بهتر از تعابیری چون «تربیت کردن» و «بار آوردن» است. زیرا علاوه بر انطباق بیشتر با معنای لغوی، جسمانی و روحانی بودن زیبایی آن حضرت را بهتر بیان می‌کند.
«کفالت» به‌معنی «تعهد پیدا کردن نسبت به تأمین امور زندگی دیگری» است و با «ولایت» و «سرپرستی» تفاوت دارد.
از آنجا که تعبیر «روزی‌ای» به‌خوبی تلفظ نمی‌شود از «رزقی» که در فارسی نیز به‌کار می‌رود استفاده شد.

هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ ﴿۳۸﴾
آنجا بود که زکریّا خداوندگارش را خواند. گفت: «ای خداوندگار من، از پیشگاه خودت دودمانی پاکیزه ارزانی‌ام فرما که به‌راستی تو شنوای دعایی.»

توضیح معنای «وهب» و «لدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۸ همین سوره گذشت.
همان‌گونه که در سایر آیات قرآن «ذریّة» را «دودمان» ترجمه می‌کنیم در اینجا نیز باید از همان معادل استفاده کنیم؛ نه آن‌گونه که اغلب مترجمان انجام داده‌اند.

فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۳۹﴾
پس در حالی که او در محراب به نماز ایستاده بود، فرشتگان ندایش دادند: «به‌راستی خدا تو را به یحیی که تأییدکنندهٔ کلمه‌ای از جانب خدا و سرور و پرهیزکار و پیامبری از شایستگان است مژده می‌دهد.»

«تأیید» رایج‌ترین و گویاترین تعبیر برای معنای «تصدیق» در فارسی است.
«سیّد» از مادهٔ «سود» به‌معنی «تشخص و برتری» است.
«حصور» به‌معنی «کسی که خود را در محدودیت و تنگنا قرار می‌دهد» است. نزدیک‌ترین معادلی که برای آن به نظر می‌رسد «پرهیزکار» است که معمولاً آن را برای ترجمهٔ «متقّي» استفاده می‌کنند؛ در حالی که «پروا» معادل بهتری برای «تقوا» است.

قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ﴿۴۰﴾
گفت: «ای خداوندگار من، چگونه پسربچه‌ای داشته باشم در حالی که مرا پیری فرا رسیده است و زنم نازاست؟» گفت: «بدان‌سان خدا هر چه بخواهد می‌کند.»

مادهٔ «غلم» به‌معنی «بازیگوشی و شهوت بیش از حد» است و به طفلی که هنوز به بلوغ عقلانی نرسیده باشد به‌خاطر غرق بودن در بازیگوشی و شهوات «غلام» می‌گویند. شاید نزدیک‌ترین تعبیر برای این منظور در فارسی «پسربچه» باشد.
«الکِبَر» مصدر و به‌معنی «بزرگی یا بزرگسالی» است، ولی از آنجا که در فارسی به جوانان نیز «بزرگسال» گفته می‌شود، بهتر است در ترجمه از واژهٔ «پیر» استفاده شود.

قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ﴿۴۱﴾
گفت: «ای خداوندگار من، برایم نشانه‌ای قرار بده.» گفت: «نشانهٔ تو این است که سه روز جز به اشاره با مردم سخن نگویی و خداوندگارت را بسیار یاد کن و شامگاهان و بامدادان، پاک و منزّه بدان.»

«عشي» به‌معنی «ورود در تاریکی» و کنایه از «اوایل شب» است و «بکر» به‌معنی «در مرحلهٔ نخست بودن» است و «ابکار» یعنی «تازه کردن و وارد شدن به مرحلهٔ نخست» که کنایه از «ورود به ابتدای روز» است.

این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.

#ترجمه_گروهی_قرآن

@hamidhossaini
مشاهده در Telegramقرآن۳:۳۷–۴۱

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».