اولین کامپیوتر در حوزه علمیه قم/بخش اول
سال ۱۳۶۶ بنده دانشجوی الکترونیک دانشگاه تهران بودم و برای خواندن درس های حوزوی عازم قم شدم. تازه کامپیوتر به ایران آمده بود .من دوره کارآموزی ام را در مرکز تحقیقات مخابرات میگذراندم.این مرکز ، کامپیوتری به نام لاله ۸ ساخته بود که من طی مدت کارآموزی با آن کار می کردم. رم آن شصت و چهار کی بود و سرعتش بسیار پایین. چون من دروس حوزه را نیز در آن موقع تا کفایه خوانده بودم و با اهمیت تتبع در اطلاعات حجیم در این حوزه واقف بودم، کاملا روشن و واضح بود که به فکر استفاده از این ابزار در آن دروس باشم.
طی مدت سه ماه کار آموزی برنامه مختصری را با این کامپیوتر آماده نمودم که روی متن آیات ابتدایی سوره بقره جستجو می کرد. یادم نمی رود برای نمایش پیغام بسم الله نزديك به يك هفته تلاش شبانه روزی کردم که نهایتا با فراگیری دستورات Z 80 که CPU آن کامپیوتر بود و نوشتن خطوط زیادی موفق به نمایش این پیغام شدم! از آنجا که خیلی از وقت طلاب و روحانیون و فضلا به جستجو و پژوهش در کتب مختلف اختصاص پیدا می کند، به ذهنم رسیده بود که برای این منظور از کامپیوتر استفاده کنیم تا به طلاب در این زمینه کمک نماییم.بعد از سه ماه با آماده کردن طرحی به قم رفتم و خدمت علمای بزرگ رسیدم.
اولین کسی که به محضرشان رسیدم حضرت آیه الله جوادی آملی بود. ایشان فرمودند نامه تان را می خوانم و پاسختان را فردا می دهم، فردای آن روز که به خدمتشان رفتم بنده را تشویق کردند و فرمودند به دفتر امکانات حوزه بروم که البته من موفق نشدم به آن دفتر بروم . سپس به دیدار آیت الله مکارم رفتم و ایشان بعد از مطالعه نامه من به حدی به وجد آمده بودند که به من فرمودند که اگر شما اجازه بدهید نامه شما را در مقدمه تفسیر نمونه جلد اخیری که می خواست چاپ شود بیاورند. من که از این پیشنهاد شوکه شدم هاج و واج ایشان را تماشا کردم و شاید همین شد که ایشان فکر کردند من استقبال نکرده ام.
نقطه عطف فعالیتم را می توان دیدار با آقای خاتمی که آن موقع وزیر ارشاد بودند اعلام کنم. ایشان با توجه به آشنایی خانوادگی که با من داشت به من اعتماد کرد، حرفهای من را پذیرفت و دستور داد قراردادی با بنده منعقد شود که بر اساس آن ده جلد اول بحارالانوار به صورت موضوعی و کامپیوتری در آید به طوری که بعد از انجام این کار قادر باشیم روایاتی که راجع به یك موضوع خاصی است را نمایش دهیم.با آماده شدن این پروژه و برای تحویل کار مجددا خدمت وزیر ارشاد جناب خانمی رسیدم و ایشان چنان از این کار خوششان آمده بود که دستور دادند قرارداد انجام این کار برای کل کتاب بحار الانوار با بنده منعقد گردد!
به واسطه یکی از دوستانم به نام محمد سمیعی با خانواده آیت الله شبیری زنجانی آشنا شدم.سید جواد و سید علی و سید حسن کاملا به نقش کامپیوتر در علوم اسلامی واقف شده بودند و پدر بزرگوار خود، حضرت آیه الله العظمی سید موسی شبیری – دام ظله العالی - را نیز در این امر توجیه کرده بودند. ایشان در نامه ای که به درخواست بنده نوشته بودند، خطاب به حضرت آیه الله العظمی اراکی - طاب ثراه - نوشتند: « استفاده از سهم مبارك امام در تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی از مصادیق بارز حليت سهم امام است»
راوی: علیرضا طالب پور
فتوای آیت الله اراکی پیرامون استفاده از سهم امام برای تحقیقات کامپیوتری
نامه حجت الاسلام سید محمد خاتمی وزیر ارشاد وقت برای نمایه سازی کامپیوتری بحارالانوار
https://t.me/horalhistory/408
@howzehoralhistory
سال ۱۳۶۶ بنده دانشجوی الکترونیک دانشگاه تهران بودم و برای خواندن درس های حوزوی عازم قم شدم. تازه کامپیوتر به ایران آمده بود .من دوره کارآموزی ام را در مرکز تحقیقات مخابرات میگذراندم.این مرکز ، کامپیوتری به نام لاله ۸ ساخته بود که من طی مدت کارآموزی با آن کار می کردم. رم آن شصت و چهار کی بود و سرعتش بسیار پایین. چون من دروس حوزه را نیز در آن موقع تا کفایه خوانده بودم و با اهمیت تتبع در اطلاعات حجیم در این حوزه واقف بودم، کاملا روشن و واضح بود که به فکر استفاده از این ابزار در آن دروس باشم.
طی مدت سه ماه کار آموزی برنامه مختصری را با این کامپیوتر آماده نمودم که روی متن آیات ابتدایی سوره بقره جستجو می کرد. یادم نمی رود برای نمایش پیغام بسم الله نزديك به يك هفته تلاش شبانه روزی کردم که نهایتا با فراگیری دستورات Z 80 که CPU آن کامپیوتر بود و نوشتن خطوط زیادی موفق به نمایش این پیغام شدم! از آنجا که خیلی از وقت طلاب و روحانیون و فضلا به جستجو و پژوهش در کتب مختلف اختصاص پیدا می کند، به ذهنم رسیده بود که برای این منظور از کامپیوتر استفاده کنیم تا به طلاب در این زمینه کمک نماییم.بعد از سه ماه با آماده کردن طرحی به قم رفتم و خدمت علمای بزرگ رسیدم.
اولین کسی که به محضرشان رسیدم حضرت آیه الله جوادی آملی بود. ایشان فرمودند نامه تان را می خوانم و پاسختان را فردا می دهم، فردای آن روز که به خدمتشان رفتم بنده را تشویق کردند و فرمودند به دفتر امکانات حوزه بروم که البته من موفق نشدم به آن دفتر بروم . سپس به دیدار آیت الله مکارم رفتم و ایشان بعد از مطالعه نامه من به حدی به وجد آمده بودند که به من فرمودند که اگر شما اجازه بدهید نامه شما را در مقدمه تفسیر نمونه جلد اخیری که می خواست چاپ شود بیاورند. من که از این پیشنهاد شوکه شدم هاج و واج ایشان را تماشا کردم و شاید همین شد که ایشان فکر کردند من استقبال نکرده ام.
نقطه عطف فعالیتم را می توان دیدار با آقای خاتمی که آن موقع وزیر ارشاد بودند اعلام کنم. ایشان با توجه به آشنایی خانوادگی که با من داشت به من اعتماد کرد، حرفهای من را پذیرفت و دستور داد قراردادی با بنده منعقد شود که بر اساس آن ده جلد اول بحارالانوار به صورت موضوعی و کامپیوتری در آید به طوری که بعد از انجام این کار قادر باشیم روایاتی که راجع به یك موضوع خاصی است را نمایش دهیم.با آماده شدن این پروژه و برای تحویل کار مجددا خدمت وزیر ارشاد جناب خانمی رسیدم و ایشان چنان از این کار خوششان آمده بود که دستور دادند قرارداد انجام این کار برای کل کتاب بحار الانوار با بنده منعقد گردد!
به واسطه یکی از دوستانم به نام محمد سمیعی با خانواده آیت الله شبیری زنجانی آشنا شدم.سید جواد و سید علی و سید حسن کاملا به نقش کامپیوتر در علوم اسلامی واقف شده بودند و پدر بزرگوار خود، حضرت آیه الله العظمی سید موسی شبیری – دام ظله العالی - را نیز در این امر توجیه کرده بودند. ایشان در نامه ای که به درخواست بنده نوشته بودند، خطاب به حضرت آیه الله العظمی اراکی - طاب ثراه - نوشتند: « استفاده از سهم مبارك امام در تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی از مصادیق بارز حليت سهم امام است»
راوی: علیرضا طالب پور
فتوای آیت الله اراکی پیرامون استفاده از سهم امام برای تحقیقات کامپیوتری
نامه حجت الاسلام سید محمد خاتمی وزیر ارشاد وقت برای نمایه سازی کامپیوتری بحارالانوار
https://t.me/horalhistory/408
@howzehoralhistory