توضیح ارسالی یکی از دوستان دربارهٔ یادداشت قبل
١- اولاً چنين شبهه اى اساساً بى مورد است زيرا هيچگونه «اسناد تاريخيى» درباره حضرت مريم (س) وجود ندارد، تأكيد ميكنم هيچ سند و يا حتى متن عادى و غيرمعتبر تاريخى درباره ايشان وجود ندارد تا بعد بخواهيم آن را با قرآن در تعارض بدانيم. ظاهراً مسيحيت در بدو تكوين خود (و به تبع آن شخصيتهاى آن) حادثه و حادثه سازان مهمى تلقى نشده اند تا در وقايع نگارى رومى يا حتى يهودى انعكاسى داشته باشند. حتى نام خود حضرت عيسى (ع) هم با فاصله بسيار طولانى در يك متن تاريخى متعلق به اواخر قرن اول اثر فلاويوس يوسيفوس آن هم به صورت بسيار كوتاه و گذرا آمده است. پس در اين قضيه اصلاً تعارضى نه بدوى و نه مستقرّ بين تاريخ و قرآن وجود ندارد تا نوبت به حلّ آن برسد.
٢- نام حضرت مريم (س) در اناجيل اربعه آمده است ولى كوچكترين اشاره اى به نام پدر و مادر و برادران و يا كلاً خانواده آن بانو نشده است. ابداً هيچ اشاره اى. شخصيت آن بانوى بزرگوار در اناجيل اصلى نسبتاً محو و كمرنگ است. پس فرمايش قرآن كريم حتى با متون معتبر مسيحى هم تعارض و ناسازگارى ندارد.
٣- نام پدر و مادر آن بانو براى نخستين بار تحت عنوان يواخيم و آنا در بعضى از اناجيل بى اعتبار قرن دوم به بعد موسوم به اناجيل آپوكريف (ساختگى) كه مورد تأييد كليسا نيست مثل شبه-انجيل يعقوب و چند متن داستان گونه ديگر (همه از قرن دوم به بعد و از نويسندگان گمنام) آمده كه درباره بى اعتبارى آنها و انگيزه داستان سرايان اين متون، مقالات و كتب زيادى توسط انجيل پژوهان نوشته شده است.
نتيجه: فرمايش قرآن كريم هيچ تعارضى نه با تاريخ دارد زيرا اصلاً منبع تاريخيى در اين موضوعات وجود ندارد ثانياً حتى تعارضى با يك متن معتبر دينى مسيحى هم ندارد. تازه در صورت دوم اگر هم تعارضى بود، آن وقت مى شد مثل ديگر تعارضها بين منابع مسيحى و اسلامى كه طبعاً در تضادهاى اعتقادى ترجيح با اعتقاد اسلامى است. آنچه مهم است اين است كه با واقعيت تاريخى نبايد ناسازگارى و تعارضى باشد كه نيست. البته جوابهاى ارائه شده حتماً خوب و مفيد است، اما خواستم تذكر دهم كه شبهه مذكور از بيخ و بن هيچ مبناى تاريخى ندارد.
(درباره تاريخ گريز بودن اين مسائل مراجعه شود به مقدمه و فصول نخست كتاب تاريخ مذهبى اروپا تأليف پاتريسيا بريل انتشارات اطلاعات)
@hamidhossaini
١- اولاً چنين شبهه اى اساساً بى مورد است زيرا هيچگونه «اسناد تاريخيى» درباره حضرت مريم (س) وجود ندارد، تأكيد ميكنم هيچ سند و يا حتى متن عادى و غيرمعتبر تاريخى درباره ايشان وجود ندارد تا بعد بخواهيم آن را با قرآن در تعارض بدانيم. ظاهراً مسيحيت در بدو تكوين خود (و به تبع آن شخصيتهاى آن) حادثه و حادثه سازان مهمى تلقى نشده اند تا در وقايع نگارى رومى يا حتى يهودى انعكاسى داشته باشند. حتى نام خود حضرت عيسى (ع) هم با فاصله بسيار طولانى در يك متن تاريخى متعلق به اواخر قرن اول اثر فلاويوس يوسيفوس آن هم به صورت بسيار كوتاه و گذرا آمده است. پس در اين قضيه اصلاً تعارضى نه بدوى و نه مستقرّ بين تاريخ و قرآن وجود ندارد تا نوبت به حلّ آن برسد.
٢- نام حضرت مريم (س) در اناجيل اربعه آمده است ولى كوچكترين اشاره اى به نام پدر و مادر و برادران و يا كلاً خانواده آن بانو نشده است. ابداً هيچ اشاره اى. شخصيت آن بانوى بزرگوار در اناجيل اصلى نسبتاً محو و كمرنگ است. پس فرمايش قرآن كريم حتى با متون معتبر مسيحى هم تعارض و ناسازگارى ندارد.
٣- نام پدر و مادر آن بانو براى نخستين بار تحت عنوان يواخيم و آنا در بعضى از اناجيل بى اعتبار قرن دوم به بعد موسوم به اناجيل آپوكريف (ساختگى) كه مورد تأييد كليسا نيست مثل شبه-انجيل يعقوب و چند متن داستان گونه ديگر (همه از قرن دوم به بعد و از نويسندگان گمنام) آمده كه درباره بى اعتبارى آنها و انگيزه داستان سرايان اين متون، مقالات و كتب زيادى توسط انجيل پژوهان نوشته شده است.
نتيجه: فرمايش قرآن كريم هيچ تعارضى نه با تاريخ دارد زيرا اصلاً منبع تاريخيى در اين موضوعات وجود ندارد ثانياً حتى تعارضى با يك متن معتبر دينى مسيحى هم ندارد. تازه در صورت دوم اگر هم تعارضى بود، آن وقت مى شد مثل ديگر تعارضها بين منابع مسيحى و اسلامى كه طبعاً در تضادهاى اعتقادى ترجيح با اعتقاد اسلامى است. آنچه مهم است اين است كه با واقعيت تاريخى نبايد ناسازگارى و تعارضى باشد كه نيست. البته جوابهاى ارائه شده حتماً خوب و مفيد است، اما خواستم تذكر دهم كه شبهه مذكور از بيخ و بن هيچ مبناى تاريخى ندارد.
(درباره تاريخ گريز بودن اين مسائل مراجعه شود به مقدمه و فصول نخست كتاب تاريخ مذهبى اروپا تأليف پاتريسيا بريل انتشارات اطلاعات)
@hamidhossaini