معنای انحرافی حنیف
با وجود تأکید مکرر قرآن بر ضرورت حنیف بودن دینداری، دربارهٔ معنای این واژهٔ کلیدی اختلاف و پیچیدگیهایی وجود دارد که بهنظر میرسد با انحصارطلبیهای دینی بیارتباط نیست.
ریشهٔ واژهٔ حنیف در اصل بهمعنی انحنا و انحراف است، اما بسیاری کوشیدهاند با توجیههایی آن را معادل مستقیم و بدون انحراف معرفی کنند. راز این نکته را باید در گرایش ناخودآگاهی جستجو کرد که در اغلب افراد وجود دارد و آنها را به این نتیجه میرساند که هر کس همفکر خودشان باشد حقطلب است و دیگران به دام انحراف افتادهاند.
تحقیقات نشان میدهد در دوران غلبه و گسترش هر یک از فرقههایی که بهعنوان دینی رسمی پذیرفته میشد، کسانی را که در آن قالب قرار نمیگرفتند، حنیف یعنی منحرف مینامیدند. مثلاً اصل آرامی حنیف بهمعنای کافر و منافق بوده و برخی منابع تاریخی از ستارهپرستان، صابئان و دیگر افرادی که زیر بار آیینهای بزرگی چون یهودیت و مسیحیت نمیرفتند با عنوان حنیف یاد کردهاند.
البته گروههایی که از سوی متولیان ادیان، منحرف اعلام میشدند، آن چیزی را که دیگران انحراف میخواندند، عین استقامت و راستی بهشمار میآورند؛ لذا بهتدریج واژهٔ حنیف را از معنای سلبی و انحرافیاش دور میکردند و بهکار رفتن آن دربارهٔ خودشان را نه بهخاطر جدایی از حقیقت، بلکه از باب انحراف از گمراهی جلوه میدادند. بیان راستی و استقامت بهعنوان معنای اصلی مادهٔ حنف در برخی از کتب لغت را باید متأثر از همین گرایش و فرایند دانست.
در میان اقوال و نکات پراکندهٔ واژهنامهها آنچه در لسانالعرب آمده است به ریشهٔ لغوی و کاربرد قرآنی حنیف نزدیکتر بهنظر میرسد. چرا که ابنمنظور ضمن نقل توجیه دیگران، معنای آن را همان انحراف و متمایل شدن ذکر میکند و میگوید حنیف آن مُسلمی است که با همهٔ ادیان زاویه و از آنها انحراف پیدا میکند و به حق متمایل میشود. همین نکته در کتاب جمهرة اللغة با صراحت بیشتری مطرح و بر این نکته تأکید شده است که افراد را بهخاطر عدول از یک دین، حنیف مینامند و کسانی که از یهودیت و نصرانیت منحرف شده بودند، پیرو دین حنیفیت بهشمار میآمدهاند.
راز پسندیده بودن این انحراف را باید در خاصیّت طبیعی تبدیل شدن دین واحد به ادیان متعدد و پدید آمدن مرزبندی و هویتهای جداگانهٔ مذهبی جستجو کرد. چرا که وقتی دین به نهادی اجتماعی با ساز و کار و مناسبات قدرت غیر معصوم تبدیل شود، ظهور خطا و تحریف تدریجی در آن گریزناپذیر است و سرسپردگی کامل به چنین نهادی با حقطلبی سازگاری ندارد.
اینجاست که انسانهای دقیق و جویای حقیقت در چارچوب قرائت رسمی از هیچ دین و فرقهای محدود نمیمانند و با وجود تبعیت از آموزههای معتبر و منطقی آیینی که برگزیدهاند، مشی مستقل خود را پیش میگیرند و با مقاومت در برابر آنچه تحریف و خرافات تشخیص میدهند، طرد و لعن و تکفیر مدافعان دینداری مقلّدانه را به جان میخرند.
#دین_حنیف ۳
@hamidhossaini
با وجود تأکید مکرر قرآن بر ضرورت حنیف بودن دینداری، دربارهٔ معنای این واژهٔ کلیدی اختلاف و پیچیدگیهایی وجود دارد که بهنظر میرسد با انحصارطلبیهای دینی بیارتباط نیست.
ریشهٔ واژهٔ حنیف در اصل بهمعنی انحنا و انحراف است، اما بسیاری کوشیدهاند با توجیههایی آن را معادل مستقیم و بدون انحراف معرفی کنند. راز این نکته را باید در گرایش ناخودآگاهی جستجو کرد که در اغلب افراد وجود دارد و آنها را به این نتیجه میرساند که هر کس همفکر خودشان باشد حقطلب است و دیگران به دام انحراف افتادهاند.
تحقیقات نشان میدهد در دوران غلبه و گسترش هر یک از فرقههایی که بهعنوان دینی رسمی پذیرفته میشد، کسانی را که در آن قالب قرار نمیگرفتند، حنیف یعنی منحرف مینامیدند. مثلاً اصل آرامی حنیف بهمعنای کافر و منافق بوده و برخی منابع تاریخی از ستارهپرستان، صابئان و دیگر افرادی که زیر بار آیینهای بزرگی چون یهودیت و مسیحیت نمیرفتند با عنوان حنیف یاد کردهاند.
البته گروههایی که از سوی متولیان ادیان، منحرف اعلام میشدند، آن چیزی را که دیگران انحراف میخواندند، عین استقامت و راستی بهشمار میآورند؛ لذا بهتدریج واژهٔ حنیف را از معنای سلبی و انحرافیاش دور میکردند و بهکار رفتن آن دربارهٔ خودشان را نه بهخاطر جدایی از حقیقت، بلکه از باب انحراف از گمراهی جلوه میدادند. بیان راستی و استقامت بهعنوان معنای اصلی مادهٔ حنف در برخی از کتب لغت را باید متأثر از همین گرایش و فرایند دانست.
در میان اقوال و نکات پراکندهٔ واژهنامهها آنچه در لسانالعرب آمده است به ریشهٔ لغوی و کاربرد قرآنی حنیف نزدیکتر بهنظر میرسد. چرا که ابنمنظور ضمن نقل توجیه دیگران، معنای آن را همان انحراف و متمایل شدن ذکر میکند و میگوید حنیف آن مُسلمی است که با همهٔ ادیان زاویه و از آنها انحراف پیدا میکند و به حق متمایل میشود. همین نکته در کتاب جمهرة اللغة با صراحت بیشتری مطرح و بر این نکته تأکید شده است که افراد را بهخاطر عدول از یک دین، حنیف مینامند و کسانی که از یهودیت و نصرانیت منحرف شده بودند، پیرو دین حنیفیت بهشمار میآمدهاند.
راز پسندیده بودن این انحراف را باید در خاصیّت طبیعی تبدیل شدن دین واحد به ادیان متعدد و پدید آمدن مرزبندی و هویتهای جداگانهٔ مذهبی جستجو کرد. چرا که وقتی دین به نهادی اجتماعی با ساز و کار و مناسبات قدرت غیر معصوم تبدیل شود، ظهور خطا و تحریف تدریجی در آن گریزناپذیر است و سرسپردگی کامل به چنین نهادی با حقطلبی سازگاری ندارد.
اینجاست که انسانهای دقیق و جویای حقیقت در چارچوب قرائت رسمی از هیچ دین و فرقهای محدود نمیمانند و با وجود تبعیت از آموزههای معتبر و منطقی آیینی که برگزیدهاند، مشی مستقل خود را پیش میگیرند و با مقاومت در برابر آنچه تحریف و خرافات تشخیص میدهند، طرد و لعن و تکفیر مدافعان دینداری مقلّدانه را به جان میخرند.
#دین_حنیف ۳
@hamidhossaini