پایهٔ طلایی اخلاق
اگرچه اوج ارزشهای انسانی را باید در اخلاق فردی و فضیلتهایی جستجو کرد که با التزام به حقایقی مقدس و متعالی بهدست میآید، ولی آنچه حداقلهای زندگی و فرصت برابر برای حرکت بهسوی فضائل را فراهم میآورد، اخلاق اجتماعی است.
تجربهٔ هزاران سال جنگ و کشتار و رنجآفرینی مدعیان فضیلتهای زمینی یا آسمانی، صاحبنظران اخلاق را به این نتیجه رسانده است که بهجای تلاش برای ارائهٔ تعریفی مشترک از برترین ارزشهای فردی، بر تعیین حداقلهای زندگی جمعی متمرکز شوند و کوشش خود را در ایجاد محیطی صرف کنند که امکان انتخاب بهترینها را برای همگان فراهم میآورد.
قرآن کریم با آنکه بر ارزشهایی آسمانی پافشاری میکند و دستیابی به فضیلت را در گرو ایمان و رفتار توحیدی میداند (طه، ۷۵)، وقتی به اخلاق اجتماعی میپردازد، همچون زمینیترین نگاهها با تأکید بر منافع مشترک انسانی از زندگی مسالمتآمیز همهٔ سلایق و باورها سخن میگوید. (ممتحنه، ۸)
بررسی دهها آیه از قرآن که توصیههایی اجتماعی را در بر دارد نشان میدهد در هیچیک از آنها مبنایی جز قسط و عدل مطرح نشده و از نوشتن بدهی (بقره، ۲۸۲) و انتساب فرزندخوانده (احزاب، ۵) گرفته تا رسیدگی به ایتام (نساء، ۳) ) و قضاوت (یونس، ۴۷)، و تا کلانترین مسائل سیاسی (حدید، ۲۵) بر همین محور استوار گردیده است.
اهمیت این نکته وقتی بیشتر روشن میشود که بدانیم در هیچکدام از کاربردهای فراوان قسط و عدل و توصیههای مکرر قرآن و حدیث به آن، تعریف جدید و متفاوتی از عدالت ارائه نشده و همان معنای متعارف انسانی (اعراف، ۱۹۹) و مفهوم کاملاً دنیاییِ خوبی و بدی (لقمان، ۱۵) بهعنوان معیار رفتار اخلاقی مد نظر بوده است.
البته اگر با مبنای قرآن در الهی و آسمانی دانستن فطرت (روم، ۳۰) و اعلام وجدان بشر بهعنوان ملاک خوب و بد (بقره، ۱۷۰) آشنا باشیم، منافاتی میان این دو حوزه احساس نخواهیم کرد، ولی با توجه به احتمال خطا و برداشتهای متفاوت، چارهای جز تکیه بر قاعدهٔ طلایی «آنچه برای خود میپسندی برای دیگران بپسند» نخواهیم داشت.
#اخلاق_اجتماعی_در_قرآن ۱
@hamidhossaini
اگرچه اوج ارزشهای انسانی را باید در اخلاق فردی و فضیلتهایی جستجو کرد که با التزام به حقایقی مقدس و متعالی بهدست میآید، ولی آنچه حداقلهای زندگی و فرصت برابر برای حرکت بهسوی فضائل را فراهم میآورد، اخلاق اجتماعی است.
تجربهٔ هزاران سال جنگ و کشتار و رنجآفرینی مدعیان فضیلتهای زمینی یا آسمانی، صاحبنظران اخلاق را به این نتیجه رسانده است که بهجای تلاش برای ارائهٔ تعریفی مشترک از برترین ارزشهای فردی، بر تعیین حداقلهای زندگی جمعی متمرکز شوند و کوشش خود را در ایجاد محیطی صرف کنند که امکان انتخاب بهترینها را برای همگان فراهم میآورد.
قرآن کریم با آنکه بر ارزشهایی آسمانی پافشاری میکند و دستیابی به فضیلت را در گرو ایمان و رفتار توحیدی میداند (طه، ۷۵)، وقتی به اخلاق اجتماعی میپردازد، همچون زمینیترین نگاهها با تأکید بر منافع مشترک انسانی از زندگی مسالمتآمیز همهٔ سلایق و باورها سخن میگوید. (ممتحنه، ۸)
بررسی دهها آیه از قرآن که توصیههایی اجتماعی را در بر دارد نشان میدهد در هیچیک از آنها مبنایی جز قسط و عدل مطرح نشده و از نوشتن بدهی (بقره، ۲۸۲) و انتساب فرزندخوانده (احزاب، ۵) گرفته تا رسیدگی به ایتام (نساء، ۳) ) و قضاوت (یونس، ۴۷)، و تا کلانترین مسائل سیاسی (حدید، ۲۵) بر همین محور استوار گردیده است.
اهمیت این نکته وقتی بیشتر روشن میشود که بدانیم در هیچکدام از کاربردهای فراوان قسط و عدل و توصیههای مکرر قرآن و حدیث به آن، تعریف جدید و متفاوتی از عدالت ارائه نشده و همان معنای متعارف انسانی (اعراف، ۱۹۹) و مفهوم کاملاً دنیاییِ خوبی و بدی (لقمان، ۱۵) بهعنوان معیار رفتار اخلاقی مد نظر بوده است.
البته اگر با مبنای قرآن در الهی و آسمانی دانستن فطرت (روم، ۳۰) و اعلام وجدان بشر بهعنوان ملاک خوب و بد (بقره، ۱۷۰) آشنا باشیم، منافاتی میان این دو حوزه احساس نخواهیم کرد، ولی با توجه به احتمال خطا و برداشتهای متفاوت، چارهای جز تکیه بر قاعدهٔ طلایی «آنچه برای خود میپسندی برای دیگران بپسند» نخواهیم داشت.
#اخلاق_اجتماعی_در_قرآن ۱
@hamidhossaini