نوروز بمانید که ایّام شمایید
آغاز شمایید و سرانجام شمایید
آن صبح نخستین بهاری که به شادی
میآورد از چلچله پیغام، شمایید
آن دشت طراوتزده آن جنگل هشیار
آن گنبد گردندهٔ آرام شمایید
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
خورشید شما، عشق شما، بام شمایید
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
اسطورهٔ جمشید و جم و جام شمایید
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
افسانهٔ بهرام و گلاندام شمایید
هم آینهٔ مهر و هم آتشکدهٔ عشق،
هم صاعقهٔ خشم ِ بهنگام شمایید
امروز اگر میچمد ابلیس غمی نیست
در فنّ کمین حوصلهٔ دام شمایید
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است
در کوچهٔ خاموش زمان، گام شمایید
ایّام به دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید
پیرایه یغمایی
@hamidhossaini