با فتاوای خلاف عقل چه کنیم؟
بخشی از پرسشی دربارهٔ تقلید:
بیانات اخیرتان حاوی این نکته بود که ملاک در تبعیت از پدران و رجوع به عالمان دینی این است که آن تبعیت متعصبانه و این تقلید کورکورانه نباشد. بدین معنا که از سخنان جدید استقبال کنیم و بر شنیدهها و مواریث فکری و فرهنگی تعصب نورزیم که جداً حرف متین و ملاک قویمی است.
اما در ارتباط با امور دینی و فتاوای عالمان و فقیهان مشکل اینجاست که شما رجوع به آنان را به حکم تبعیت از رأی متخصص لازم دانستید و از طرفی آنان نه تنها خود را متخصص در احکام، بلکه متولی در امور و شؤون مردم نیز میدانند. حالا اگر کسی التزام به متابعت از فقیهان داشته باشد و در عین حال در برخی از امور چالش برانگیز امروزی برایش سؤال جدی پیش آید که دیدگاه آنها با یافتههای علمی و عقلانی تعارض دارد، تکلیفش چیست؟
بخشی از پاسخ به پرسش بالا:
نکتهٔ مهمی که در این زمینه باید به آن توجه شود این است که نمیتوان بدون مطالعه و بررسی لازم دربارهٔ احکام و مسائل شرعی قضاوت کرد و همین که حکمت و جوانب حکمی را نفهمیدیم، آن را خلاف عقل و علم بهشمار آوریم. اما حتماً منظور شما جایی است که فردی آگاه و متخصص با بررسی و تحقیق کافی به چنین نتیجهای برسد.
در اینجا بسیاری میگویند با توجه به تقدم و اهمیت دین، نباید به این نوع برداشتها توجه کرد و چارهای جز تبعیت و تقلید از مجتهدان نداریم؛ نهایتاً میتوانیم به فقها توصیه کنیم توجه بیشتری به دستاوردهای علمی داشته باشند و اقتضائات زمان و وجدان را در فهم و استنباط خود لحاظ کنند. اما اگر آنها حکمی را بیان کردند که با عقل و علم ناسازگار بهنظر میآمد ناچاریم به همان تن داده و حکم آنها را بر فهم خود ترجیح دهیم.
آنچه از توصیههای روشن قرآن و سنت بهدست میآید این است که اهمیت و اعتبار عقل و علم در اسلام، اجازهٔ نادیده گرفتن و سرکوب وجدان را حتی بهاسم تبعیت از دین نمیدهد. البته حرمت و اهمیت احکام الهی نیز در نگاه قرآن و سنت از جایگاهی برخوردار است که آن را نیز نمیتوان نادیده گرفت و در انجام وظیفهٔ شرعی کوتاهی کرد. پس چاره چیست؟
راه حلی که بهنظر میرسد این است که در مرحلهٔ نخست باید در پی شناسایی فقیهان و متخصصانی بود که برداشتی معقولتر و روزآمدتر از دین دارند. چرا که در میان متخصصان دینشناس هستند کسانی که برداشتهایی متفاوت از احکام شرعی داشته باشند و حتی اگر فضای رسمی حوزههای علمیه اجازهٔ مطرح شدن آنها را نداده باشد، با اندکی تحقیق و بررسی میتوان به تخصص و تعهد آنها اطمینان یافت و برای عمل به فتاوای آنان نزد خداوند حجت داشت. بهویژه آنکه در اغلب اوقات، تشخیص فقیه اعلم غیرممکن است و مکلفان حق دارند همانگونه که در سایر رشتهها خودشان یکی از متخصصان را انتخاب و به نظر او عمل میکنند در امور فقهی نیز مجتهدی را برگزینند که فتاوا و مبانی علمی و اخلاقی او را میپسندند. اینگونه میتوانیم بدون سرکوب فهم و عقلمان، وظایف دینی خود را مستند به نظر متخصصان دینشناس انجام دهیم.
اما اگر بر فرض، کسی در موضوعی خاص، فتوای همهٔ فقها را مخالف عقل و وجدان تشخیص داد، لازم است در آن زمینه به مطالعه و بررسی بیشتر بپردازد و ضمن گفتگو و درخواست توضیح از متخصصان تلاش کند با کسب آگاهیهای بیشتر، یا به منطقی و عقلانی بودن حکم پی ببرد یا با مراجعه به متون دینی، خودش به تخصص و اطلاعات لازم در آنباره دست یابد و به فهم خود عمل کند. حتی اگر نهایتاً بررسیهای او به نتیجهای مشخص نرسید، وظیفهٔ او سکوت و توقف خواهد بود و نه تبعیت کورکورانه و بیاعتنایی به حکم عقل.
#دین_حنیف ۱۶
@hamidhossaini
بخشی از پرسشی دربارهٔ تقلید:
بیانات اخیرتان حاوی این نکته بود که ملاک در تبعیت از پدران و رجوع به عالمان دینی این است که آن تبعیت متعصبانه و این تقلید کورکورانه نباشد. بدین معنا که از سخنان جدید استقبال کنیم و بر شنیدهها و مواریث فکری و فرهنگی تعصب نورزیم که جداً حرف متین و ملاک قویمی است.
اما در ارتباط با امور دینی و فتاوای عالمان و فقیهان مشکل اینجاست که شما رجوع به آنان را به حکم تبعیت از رأی متخصص لازم دانستید و از طرفی آنان نه تنها خود را متخصص در احکام، بلکه متولی در امور و شؤون مردم نیز میدانند. حالا اگر کسی التزام به متابعت از فقیهان داشته باشد و در عین حال در برخی از امور چالش برانگیز امروزی برایش سؤال جدی پیش آید که دیدگاه آنها با یافتههای علمی و عقلانی تعارض دارد، تکلیفش چیست؟
بخشی از پاسخ به پرسش بالا:
نکتهٔ مهمی که در این زمینه باید به آن توجه شود این است که نمیتوان بدون مطالعه و بررسی لازم دربارهٔ احکام و مسائل شرعی قضاوت کرد و همین که حکمت و جوانب حکمی را نفهمیدیم، آن را خلاف عقل و علم بهشمار آوریم. اما حتماً منظور شما جایی است که فردی آگاه و متخصص با بررسی و تحقیق کافی به چنین نتیجهای برسد.
در اینجا بسیاری میگویند با توجه به تقدم و اهمیت دین، نباید به این نوع برداشتها توجه کرد و چارهای جز تبعیت و تقلید از مجتهدان نداریم؛ نهایتاً میتوانیم به فقها توصیه کنیم توجه بیشتری به دستاوردهای علمی داشته باشند و اقتضائات زمان و وجدان را در فهم و استنباط خود لحاظ کنند. اما اگر آنها حکمی را بیان کردند که با عقل و علم ناسازگار بهنظر میآمد ناچاریم به همان تن داده و حکم آنها را بر فهم خود ترجیح دهیم.
آنچه از توصیههای روشن قرآن و سنت بهدست میآید این است که اهمیت و اعتبار عقل و علم در اسلام، اجازهٔ نادیده گرفتن و سرکوب وجدان را حتی بهاسم تبعیت از دین نمیدهد. البته حرمت و اهمیت احکام الهی نیز در نگاه قرآن و سنت از جایگاهی برخوردار است که آن را نیز نمیتوان نادیده گرفت و در انجام وظیفهٔ شرعی کوتاهی کرد. پس چاره چیست؟
راه حلی که بهنظر میرسد این است که در مرحلهٔ نخست باید در پی شناسایی فقیهان و متخصصانی بود که برداشتی معقولتر و روزآمدتر از دین دارند. چرا که در میان متخصصان دینشناس هستند کسانی که برداشتهایی متفاوت از احکام شرعی داشته باشند و حتی اگر فضای رسمی حوزههای علمیه اجازهٔ مطرح شدن آنها را نداده باشد، با اندکی تحقیق و بررسی میتوان به تخصص و تعهد آنها اطمینان یافت و برای عمل به فتاوای آنان نزد خداوند حجت داشت. بهویژه آنکه در اغلب اوقات، تشخیص فقیه اعلم غیرممکن است و مکلفان حق دارند همانگونه که در سایر رشتهها خودشان یکی از متخصصان را انتخاب و به نظر او عمل میکنند در امور فقهی نیز مجتهدی را برگزینند که فتاوا و مبانی علمی و اخلاقی او را میپسندند. اینگونه میتوانیم بدون سرکوب فهم و عقلمان، وظایف دینی خود را مستند به نظر متخصصان دینشناس انجام دهیم.
اما اگر بر فرض، کسی در موضوعی خاص، فتوای همهٔ فقها را مخالف عقل و وجدان تشخیص داد، لازم است در آن زمینه به مطالعه و بررسی بیشتر بپردازد و ضمن گفتگو و درخواست توضیح از متخصصان تلاش کند با کسب آگاهیهای بیشتر، یا به منطقی و عقلانی بودن حکم پی ببرد یا با مراجعه به متون دینی، خودش به تخصص و اطلاعات لازم در آنباره دست یابد و به فهم خود عمل کند. حتی اگر نهایتاً بررسیهای او به نتیجهای مشخص نرسید، وظیفهٔ او سکوت و توقف خواهد بود و نه تبعیت کورکورانه و بیاعتنایی به حکم عقل.
#دین_حنیف ۱۶
@hamidhossaini