خطر دین تقلیدی و رسمی
قرآن کریم مهمترین مانع در برابر پذیرش دین حنیف را تقلید و پیروی کورکورانه از گذشتگان، قدرتمندان، بزرگان و حتی عالمان مذاهب میداند و بیش از هر خطری دربارهٔ این عامل گمراهی هشدار میدهد.
در بسیاری از آیات قرآن، سخن اصلی مخالفان انبیا اینگونه گزارش شده است که میگفتند ما هدایت را در آیین پدرانمان یافتهایم (زخرف، ۲۲) و به آثار آنها اقتدا میکنیم (زخرف، ۲۳) و حرفی را که از آنها نشنیده باشیم، نمیپذیریم (مؤمنون، ۲۴) و گویندهٔ آن را جادوگر و دروغگو (قصص، ۳۶) و قدرتطلب میدانیم. (یونس، ۷۸)
علاوه بر تأثیرپذیری عمیق از والدین که تجدید نظر در آن بسیار دشوار و شکبرانگیز است (هود، ۶۲) سرسپردگی تودهها به فرمان و تبلیغات قدرتمندان (ابراهیم، ۲۱) و اطاعت مردم از سروران و بزرگانشان (احزاب، ۶۷)، نمونههای دیگری از تقلیدی است که قرآن بارها آن را گمراهکننده و مانع اصلی دینداری معرفی میکند.
اما سؤالبرانگیزترین هشدار قرآن در زمینهٔ تقلید، توبیخ یهودیان و مسیحیانی است که پیروی آنها از فقها و عالمان دینی، ارباب قرار دادن علما بهجای خدا توصیف میشود. (توبه، ۳۱) این در حالی است که علاوه بر حکم عقل دربارهٔ لزوم مراجعه به متخصصان، خود قرآن نیز بر ضرورت پرسیدن از دانایان تأکید دارد. (نحل، ۴۳)
توجه قرآن به فواید بهرهگیری از تجربه و دانش بزرگان، سایر گروههایی را که دربارهٔ پیروی از آنها هشدار داده بود نیز در بر میگیرد و با تأیید تبعیت از برخی پدران (یوسف، ۳۸) و بشارت به برخی از افرادی که از نیاکان خود تبعیت میکنند (طور، ۲۱) و فرمان اطاعت از برخی حاکمان (نساء، ۵۹)، ما را به دقت بیشتر در تشخیص مرزهای تقلید و پیروی فرا میخواند.
بررسی این آیات نشان میدهد قرآن با پیروی از دیگران و بهرهگیری از میراث گذشتگان مشکلی ندارد و نکتهٔ اصلی در آن همه هشدار، توجه دادن به خطر تعطیلی فکر و عقل (بقره، ۱۷۰)، بیتوجهی به علم (مائده، ۱۰۴) و ترجیح دادن اجماع بزرگان بر اخلاق و وجدان انسانی است. (اعراف، ۲۸)
راه حل قرآن برای رهایی از دام تقلید کورکورانه این است که همواره ذهن خود را برای مواجهه با سخنان جدید باز نگه داریم و اصرار بیدلیل بر اعتمادهای خود را وسوسهٔ شیطان بدانیم. (لقمان، ۲۱) اینگونه هر چه را درستتر تشخیص دهیم میپذیریم (زخرف، ۲۴) و با اینکه میدانیم بهتر از قرآن نخواهیم یافت، میگوییم بر فرض مواجهه با کتابی برتر، از آن پیروی خواهیم کرد. (قصص، ۴۹)
مخالفت قرآن با پیروی از ظن (نجم، ۲۸) و سرزنش اکثر مردم بهخاطر تبعیت از گمان (یونس، ۳۶) جز با همین نگاه قابل تحلیل نیست. زیرا اغلب باورهای مؤمنان نیز ظنی است و قرآن مشکلی با کاربرد این واژه برای برترین آموزههایش ندارد (بقره، ۴۶)؛ مشکل قرآن با اعتماد به ذهنیتهایی است که راه شنیدن و بررسی حقایق جدید را میبندد. (نجم، ۲۳)
بر این اساس، تبعیّت در امور دینی اگر به همان معنای متعارف و با رعایت شرایط لازم در مراجعه به متخصصان دیگر رشتهها باشد، چنین تقلیدی حتی در مسائل اعتقادی قابل قبول است؛ اما سرسپردگی به یک دیدگاه و نشنیدن صدایی جز قرائت رسمی را ولو در فروع عملی و مسائل جزئی نمیتوان با قرآن سازگار دانست.
#دین_حنیف ۱۶
@hamidhossaini
قرآن کریم مهمترین مانع در برابر پذیرش دین حنیف را تقلید و پیروی کورکورانه از گذشتگان، قدرتمندان، بزرگان و حتی عالمان مذاهب میداند و بیش از هر خطری دربارهٔ این عامل گمراهی هشدار میدهد.
در بسیاری از آیات قرآن، سخن اصلی مخالفان انبیا اینگونه گزارش شده است که میگفتند ما هدایت را در آیین پدرانمان یافتهایم (زخرف، ۲۲) و به آثار آنها اقتدا میکنیم (زخرف، ۲۳) و حرفی را که از آنها نشنیده باشیم، نمیپذیریم (مؤمنون، ۲۴) و گویندهٔ آن را جادوگر و دروغگو (قصص، ۳۶) و قدرتطلب میدانیم. (یونس، ۷۸)
علاوه بر تأثیرپذیری عمیق از والدین که تجدید نظر در آن بسیار دشوار و شکبرانگیز است (هود، ۶۲) سرسپردگی تودهها به فرمان و تبلیغات قدرتمندان (ابراهیم، ۲۱) و اطاعت مردم از سروران و بزرگانشان (احزاب، ۶۷)، نمونههای دیگری از تقلیدی است که قرآن بارها آن را گمراهکننده و مانع اصلی دینداری معرفی میکند.
اما سؤالبرانگیزترین هشدار قرآن در زمینهٔ تقلید، توبیخ یهودیان و مسیحیانی است که پیروی آنها از فقها و عالمان دینی، ارباب قرار دادن علما بهجای خدا توصیف میشود. (توبه، ۳۱) این در حالی است که علاوه بر حکم عقل دربارهٔ لزوم مراجعه به متخصصان، خود قرآن نیز بر ضرورت پرسیدن از دانایان تأکید دارد. (نحل، ۴۳)
توجه قرآن به فواید بهرهگیری از تجربه و دانش بزرگان، سایر گروههایی را که دربارهٔ پیروی از آنها هشدار داده بود نیز در بر میگیرد و با تأیید تبعیت از برخی پدران (یوسف، ۳۸) و بشارت به برخی از افرادی که از نیاکان خود تبعیت میکنند (طور، ۲۱) و فرمان اطاعت از برخی حاکمان (نساء، ۵۹)، ما را به دقت بیشتر در تشخیص مرزهای تقلید و پیروی فرا میخواند.
بررسی این آیات نشان میدهد قرآن با پیروی از دیگران و بهرهگیری از میراث گذشتگان مشکلی ندارد و نکتهٔ اصلی در آن همه هشدار، توجه دادن به خطر تعطیلی فکر و عقل (بقره، ۱۷۰)، بیتوجهی به علم (مائده، ۱۰۴) و ترجیح دادن اجماع بزرگان بر اخلاق و وجدان انسانی است. (اعراف، ۲۸)
راه حل قرآن برای رهایی از دام تقلید کورکورانه این است که همواره ذهن خود را برای مواجهه با سخنان جدید باز نگه داریم و اصرار بیدلیل بر اعتمادهای خود را وسوسهٔ شیطان بدانیم. (لقمان، ۲۱) اینگونه هر چه را درستتر تشخیص دهیم میپذیریم (زخرف، ۲۴) و با اینکه میدانیم بهتر از قرآن نخواهیم یافت، میگوییم بر فرض مواجهه با کتابی برتر، از آن پیروی خواهیم کرد. (قصص، ۴۹)
مخالفت قرآن با پیروی از ظن (نجم، ۲۸) و سرزنش اکثر مردم بهخاطر تبعیت از گمان (یونس، ۳۶) جز با همین نگاه قابل تحلیل نیست. زیرا اغلب باورهای مؤمنان نیز ظنی است و قرآن مشکلی با کاربرد این واژه برای برترین آموزههایش ندارد (بقره، ۴۶)؛ مشکل قرآن با اعتماد به ذهنیتهایی است که راه شنیدن و بررسی حقایق جدید را میبندد. (نجم، ۲۳)
بر این اساس، تبعیّت در امور دینی اگر به همان معنای متعارف و با رعایت شرایط لازم در مراجعه به متخصصان دیگر رشتهها باشد، چنین تقلیدی حتی در مسائل اعتقادی قابل قبول است؛ اما سرسپردگی به یک دیدگاه و نشنیدن صدایی جز قرائت رسمی را ولو در فروع عملی و مسائل جزئی نمیتوان با قرآن سازگار دانست.
#دین_حنیف ۱۶
@hamidhossaini