بازنگری در انصاف
پس از انتشار یادداشت جناب ترکاشوند که در آن علامهٔ طباطبایی را در کنار صاحبان نگاه تکفیری قرار داده بود، در مطلبی کوتاه توضیح دادم انتساب چنین نگاهی به آن مفسر بزرگ روا نیست و اگر سخنان صریح ایشان دربارهٔ حقوق دگراندیشان و معذور بودن غیرمسلمانان را در نظر بکیریم به غیر منصفانه بودن این قضاوت پی خواهیم برد.
پس از انتشار این نقد انتظار داشتم با پاسخ یا اصلاحیهای در کانال بازنگری مواجه شوم، اما با مشاهدهٔ یادداشت جدید این صفحه امیدم به برخورد علمی ایشان کمتر شد؛ زیرا نهتنها در این تکمله هیچ اثری از پذیرش، پاسخ یا اشاره به محتوای نقدها وجود نداشت، با بیدقتی بیشتری بر همان روش نادرست اصرار شده بود.
نویسندهٔ محترم این بار با نقل عبارتی از المیزان، علامهٔ طباطبایی را منکر حق حیات غیرمسلمانان جلوه داده است؛ در حالی که دقت در سیاق متن و نکات ایشان در اعتراض به بیاعتنایی یهودیان نسبت به حقوق دگراندیشان، بهوضوح نشان میدهد آن جمله دربارهٔ سلبکنندگان حقوق و آزادی مردم است. گذشته از توضیحات قبل و بعد آن جمله، تصریحی که در ترجمهٔ المیزان وجود دارد جایی برای تردید و عیبجویی باقی نمیگذارد؛ اما در کمال شگفتی جناب ترکاشوند بهجای توجه به این دلیل روشن، با اینکه میداند ترجمهٔ المیزان زیر نظر علامه انجام گرفته و به تأیید ایشان رسیده، خواستار در نظر نگرفتن این ترجمه شده است!
وی سپس متن دیگری را نقل میکند که دربارهٔ جهاد ابتدایی است، و با اینکه میتوان انتقادهایی را به آن وارد دانست، ربطی به نادیده گرفتن حق حیات یا حیوان دانستن غیرمسلمانان ندارد. ضمن اینکه در اینجا نیز مرحوم علامه برخورد و جنگ را مشروط به بیان روشن و اتمام حجت دانستهاند؛ شرطی که تحقق آن برای تودهها غیرممکن بهنظر میرسد. پس باید منظور ایشان از جهاد ابتدایی را مقابله با طاغوتهایی دانست که مانع شنیدن سخنان متفاوت و انتخاب آزادانهٔ مردم میشوند.
اگرچه نقد برداشتهای بزرگان از قرآن و سنت بلامانع است و چارهای جز بازنگری در پیشفرضهای غیراخلاقی برخی از مشهورات نداریم، ولی بهکارگیری روشهای نادرست و تخریب سرمایههای ارزشمند این مسیر، جز دشوارتر کردن اصلاحات دینی نتیجهای در بر نخواهد داشت.
@hamidhossaini
پس از انتشار یادداشت جناب ترکاشوند که در آن علامهٔ طباطبایی را در کنار صاحبان نگاه تکفیری قرار داده بود، در مطلبی کوتاه توضیح دادم انتساب چنین نگاهی به آن مفسر بزرگ روا نیست و اگر سخنان صریح ایشان دربارهٔ حقوق دگراندیشان و معذور بودن غیرمسلمانان را در نظر بکیریم به غیر منصفانه بودن این قضاوت پی خواهیم برد.
پس از انتشار این نقد انتظار داشتم با پاسخ یا اصلاحیهای در کانال بازنگری مواجه شوم، اما با مشاهدهٔ یادداشت جدید این صفحه امیدم به برخورد علمی ایشان کمتر شد؛ زیرا نهتنها در این تکمله هیچ اثری از پذیرش، پاسخ یا اشاره به محتوای نقدها وجود نداشت، با بیدقتی بیشتری بر همان روش نادرست اصرار شده بود.
نویسندهٔ محترم این بار با نقل عبارتی از المیزان، علامهٔ طباطبایی را منکر حق حیات غیرمسلمانان جلوه داده است؛ در حالی که دقت در سیاق متن و نکات ایشان در اعتراض به بیاعتنایی یهودیان نسبت به حقوق دگراندیشان، بهوضوح نشان میدهد آن جمله دربارهٔ سلبکنندگان حقوق و آزادی مردم است. گذشته از توضیحات قبل و بعد آن جمله، تصریحی که در ترجمهٔ المیزان وجود دارد جایی برای تردید و عیبجویی باقی نمیگذارد؛ اما در کمال شگفتی جناب ترکاشوند بهجای توجه به این دلیل روشن، با اینکه میداند ترجمهٔ المیزان زیر نظر علامه انجام گرفته و به تأیید ایشان رسیده، خواستار در نظر نگرفتن این ترجمه شده است!
وی سپس متن دیگری را نقل میکند که دربارهٔ جهاد ابتدایی است، و با اینکه میتوان انتقادهایی را به آن وارد دانست، ربطی به نادیده گرفتن حق حیات یا حیوان دانستن غیرمسلمانان ندارد. ضمن اینکه در اینجا نیز مرحوم علامه برخورد و جنگ را مشروط به بیان روشن و اتمام حجت دانستهاند؛ شرطی که تحقق آن برای تودهها غیرممکن بهنظر میرسد. پس باید منظور ایشان از جهاد ابتدایی را مقابله با طاغوتهایی دانست که مانع شنیدن سخنان متفاوت و انتخاب آزادانهٔ مردم میشوند.
اگرچه نقد برداشتهای بزرگان از قرآن و سنت بلامانع است و چارهای جز بازنگری در پیشفرضهای غیراخلاقی برخی از مشهورات نداریم، ولی بهکارگیری روشهای نادرست و تخریب سرمایههای ارزشمند این مسیر، جز دشوارتر کردن اصلاحات دینی نتیجهای در بر نخواهد داشت.
@hamidhossaini