داستان انحصارطلبی در دین
مردی میخواهد با پریدن از پل خودکشی کند. زنی متوجه میشود و تلاش میکند به او امید به زندگی بدهد.
برای این منظور از دین و گرایش مذهبی او میپرسد و وقتی میفهمد آن مرد مثل او مسیحی و تعمیدی است، سعی میکند با سؤالاتی دیگر اشتراک بیشتری با او پیدا کند؛ اما همین که به اختلاف نظر او در یگی از موضوعات پی میبرد، مرد را به پایین پرت میکند و میگوید:
«بمیر ای بدعتگذار آشغال!»
@hamidhossaini
مردی میخواهد با پریدن از پل خودکشی کند. زنی متوجه میشود و تلاش میکند به او امید به زندگی بدهد.
برای این منظور از دین و گرایش مذهبی او میپرسد و وقتی میفهمد آن مرد مثل او مسیحی و تعمیدی است، سعی میکند با سؤالاتی دیگر اشتراک بیشتری با او پیدا کند؛ اما همین که به اختلاف نظر او در یگی از موضوعات پی میبرد، مرد را به پایین پرت میکند و میگوید:
«بمیر ای بدعتگذار آشغال!»
@hamidhossaini
0:58