دین اخلاقی
فطری و انسانی دانستن دین حق (روم، ۳۰) و اعلام عقل و فکر آدمی بهعنوان تنها ملاک پذیرش درست و غلط (بقره، ۱۷۰ و انعام، ۵۰)، پیامدهای مهمی دارد که قرآن کریم در همهٔ آیاتش به آن ملتزم مانده و به بیانهایی گوناگون در تأیید آن سخن گفته است.
مهمترین لازمهٔ عقلگرایی واقعی پذیرش تقدم اخلاقِ برآمده از وجدان بر ظواهر و متون دینی است. زیرا اگر چه سرچشمهٔ عقل و وحی یکی است و در واقع، تضادی ندارند، ولی گاهی برداشتها از این دو متفاوت و متضاد میشود. اخلاقی یا غیراخلاقی بودن مکاتب، متأثر از شیوهٔ برخورد و انتخاب آنها در همین موقعیتهاست.
کسانی که اساس دینداری را بر ایمان به وحی الهی و تعبد به متون دینی قرار میدهند، در مواجهه با اعتراض به سنتهای غیراخلاقی، فوراً آن را به خدا و مقدسات منتسب میکنند و اینگونه عذر خود را موجه میپندارند. ولی قرآن که عقل و فطرت را مبنا قرار داده و ارزش وحی را نیز در پرتو آن تبیین کرده است، حکم وجدان را برای بطلان دین غیر اخلاقی کافی میداند. (اعراف، ۲۸)
ضرورت مقدم داشتن عقل و اخلاق بر ظواهر دینی مختصّ مرحلهٔ شناسایی و انتخاب دین نیست و اگر این اولویت در هنگام فهم آموزههای آیین برگزیده استمرار نیابد، همان متونی که قرار بود هدایتبخش باشد، نتیجهای جز خسارت و گمراهی نخواهد داشت. (بقره، ۲۶ و اسراء، ۸۲)
در دین اخلاقی بر ارزشهای انسانی تأکید (نحل، ۹۰) و بر مشترکات تکیه میشود (آلعمران، ۶۴) و از رفتارهای شایسته، فارغ از عقاید و هویتهای مذهبی تجلیل بهعمل میآید. (بقره، ۱۱۲) تمجید قرآن از امانتداری (آلعمران، ۷۵) فروتنی (مائده، ۸۲) و روحیهٔ عبادی (آلعمران، ۱۱۳) گروهی از پیروان مکاتبی که با عقاید آنها مبارزه میکند، ریشه در همین رویکرد دارد.
البته معنای عقلانیت این نیست که تعبد به وحی و فرمان معتبر فرستادگان خدا را به دانستن حکمت و جوانب آن مشروط کنیم؛ زیرا هر وجدان سالمی درک میکند که آگاهیهای ما بسیار اندک است (اسراء، ۸۵) و تن ندادن به حکم کسی که مصالح ما را میداند بدترین بیاخلاقی است. (مائده، ۴۵)
مهم این است که برای اخلاقی ماندن دینداری، در کنار تعبد به آنچه از وحیانی بودنش مطمئن شدهایم، هر آنچه به پیشوایان دین نسبت داده میشود را در معرض داوری وجدان بشری قرار دهیم و نقلها یا برداشتهای خلاف عقل متعارف را نپذیریم و بر فرض صحت سند، علمش را به اهلش برگردانیم.
این پافشاری بر فهمی که با تکیهٔ منطقی بر دانستهها بهدست میآید، همان چیزی است که قرآن بارها بر آن تأکید کرده و حتی در داستان موسی و خضر (علیهما السلام) که مستند برخی عقلستیزان قرار گرفته، بهعنوان رفتار پیامبر بزرگ خدا و اقدامی غیر قابل اجتناب مطرح شده است. (کهف، ۶۸)
#دین_حنیف ۵
#اخلاق_دین
@hamidhossaini
فطری و انسانی دانستن دین حق (روم، ۳۰) و اعلام عقل و فکر آدمی بهعنوان تنها ملاک پذیرش درست و غلط (بقره، ۱۷۰ و انعام، ۵۰)، پیامدهای مهمی دارد که قرآن کریم در همهٔ آیاتش به آن ملتزم مانده و به بیانهایی گوناگون در تأیید آن سخن گفته است.
مهمترین لازمهٔ عقلگرایی واقعی پذیرش تقدم اخلاقِ برآمده از وجدان بر ظواهر و متون دینی است. زیرا اگر چه سرچشمهٔ عقل و وحی یکی است و در واقع، تضادی ندارند، ولی گاهی برداشتها از این دو متفاوت و متضاد میشود. اخلاقی یا غیراخلاقی بودن مکاتب، متأثر از شیوهٔ برخورد و انتخاب آنها در همین موقعیتهاست.
کسانی که اساس دینداری را بر ایمان به وحی الهی و تعبد به متون دینی قرار میدهند، در مواجهه با اعتراض به سنتهای غیراخلاقی، فوراً آن را به خدا و مقدسات منتسب میکنند و اینگونه عذر خود را موجه میپندارند. ولی قرآن که عقل و فطرت را مبنا قرار داده و ارزش وحی را نیز در پرتو آن تبیین کرده است، حکم وجدان را برای بطلان دین غیر اخلاقی کافی میداند. (اعراف، ۲۸)
ضرورت مقدم داشتن عقل و اخلاق بر ظواهر دینی مختصّ مرحلهٔ شناسایی و انتخاب دین نیست و اگر این اولویت در هنگام فهم آموزههای آیین برگزیده استمرار نیابد، همان متونی که قرار بود هدایتبخش باشد، نتیجهای جز خسارت و گمراهی نخواهد داشت. (بقره، ۲۶ و اسراء، ۸۲)
در دین اخلاقی بر ارزشهای انسانی تأکید (نحل، ۹۰) و بر مشترکات تکیه میشود (آلعمران، ۶۴) و از رفتارهای شایسته، فارغ از عقاید و هویتهای مذهبی تجلیل بهعمل میآید. (بقره، ۱۱۲) تمجید قرآن از امانتداری (آلعمران، ۷۵) فروتنی (مائده، ۸۲) و روحیهٔ عبادی (آلعمران، ۱۱۳) گروهی از پیروان مکاتبی که با عقاید آنها مبارزه میکند، ریشه در همین رویکرد دارد.
البته معنای عقلانیت این نیست که تعبد به وحی و فرمان معتبر فرستادگان خدا را به دانستن حکمت و جوانب آن مشروط کنیم؛ زیرا هر وجدان سالمی درک میکند که آگاهیهای ما بسیار اندک است (اسراء، ۸۵) و تن ندادن به حکم کسی که مصالح ما را میداند بدترین بیاخلاقی است. (مائده، ۴۵)
مهم این است که برای اخلاقی ماندن دینداری، در کنار تعبد به آنچه از وحیانی بودنش مطمئن شدهایم، هر آنچه به پیشوایان دین نسبت داده میشود را در معرض داوری وجدان بشری قرار دهیم و نقلها یا برداشتهای خلاف عقل متعارف را نپذیریم و بر فرض صحت سند، علمش را به اهلش برگردانیم.
این پافشاری بر فهمی که با تکیهٔ منطقی بر دانستهها بهدست میآید، همان چیزی است که قرآن بارها بر آن تأکید کرده و حتی در داستان موسی و خضر (علیهما السلام) که مستند برخی عقلستیزان قرار گرفته، بهعنوان رفتار پیامبر بزرگ خدا و اقدامی غیر قابل اجتناب مطرح شده است. (کهف، ۶۸)
#دین_حنیف ۵
#اخلاق_دین
@hamidhossaini