دین انسانی
نفی عناوین و مرزهای ادیان رسمی در کنار مبارزهٔ صریح با دینداری تقلیدی، هشدار دربارهٔ پیروی از هوس، بیارزش دانستن گمان و گوشزد کردن خطر سطحینگری، تبیینهایی است که قرآن کریم دربارهٔ جنبههای سلبی مفهوم «حنیف» ارائه میدهد.
گویاترین بیان قرآن دربارهٔ جنبهٔ ایجابی دین حنیف در آیهٔ ۳۰ سورهٔ روم آمده و با تعبیر «فطرت الله التی فطر الناس علیها» معیار تشخیص حقیقت یعنی همان چیزی که باید در برابرش تسلیم باشیم، ساختمان وجودی و وجدان مشترک انسانی اعلام شده است.
صدها آیهٔ دیگر قرآن نیز با تعابیری گوناگون، عقل و شعور انسان را معتبر میشمرد. مثلاً میگوید خدا به همگان، قدرت تشخیص خوب و بد را الهام کرده (شمس، ۷ و ۸)، نقش و مأموریت پیامبران را منحصر در یادآوری آنچه خودِ بشر میداند قرار داده (آیات ذکر و تذکّر)، بارها بر معتبر بودن برهان تأکید کرده (مانند: بقره، ۱۱۱) و این استدلال را حتی بر خداوند حجت دانسته (نساء، ۱۶۵) و صدها بار بر تفکر، تعقل، بیّنه و مانند آن تأکید ورزیده است. اینها و دلایل متعدد دیگر نشان میدهد که این کتاب، هیچ معیار و مبنایی جز عقل بشری را برای شناخت حقیقت، معتبر نمیداند.
مهمترین حربهٔ مخالفان خردگرایی، برجسته نشان دادن اندک بودن آگاهی انسان از یکسو و خطای بسیار او از سویی دیگر است. این در حالی است که همین دو نکته نیز جز از طریق وجدان آدمی فهمیده و پذیرفته نمیشود و بر خلاف مقصود آنها دلیلی بر اعتبار خرد انسانی است.
قرآن به همان اندازه که بر اهمیت و اعتبار عقل پافشاری میکند از اندک بودن علم انسان و خطاکار بودن او نیز سخن میگوید (مانند: اسراء، ۸۵ و بقره، ۲۱۶)، ولی برای کسب آگاهی و جلوگیری از خطا هیچ راه حلی جز تکیه بر عقل انسانی را مجاز و معتبر نمیشمارد.
تأکید قرآن بر پیروی از وحی و فرمان خدا نه بهخاطر نقصان یا خطاکار بودن عقل، بلکه بر اساس کمال و اعتبار وجدان آدمی است و این کتاب آسمانی گمراهی انسان در برداشت از وحی را کمتر از خطای او در دیگر موضوعات نمیداند.
راه حل مشکل، توجه به این نکته است که عقل ما منبع آگاهی نیست، بلکه معیاری برای تشخیص درستی علم و سنجش اعتبار منابع آگاهی است. پس هرگز نباید اندک بودن دانش آدمی را بهمعنی نقصان عقل دانست و به این بهانه، امور خلاف انسانیت را بر او تحمیل کرد.
#دین_حنیف ۴
@hamidhossaini
نفی عناوین و مرزهای ادیان رسمی در کنار مبارزهٔ صریح با دینداری تقلیدی، هشدار دربارهٔ پیروی از هوس، بیارزش دانستن گمان و گوشزد کردن خطر سطحینگری، تبیینهایی است که قرآن کریم دربارهٔ جنبههای سلبی مفهوم «حنیف» ارائه میدهد.
گویاترین بیان قرآن دربارهٔ جنبهٔ ایجابی دین حنیف در آیهٔ ۳۰ سورهٔ روم آمده و با تعبیر «فطرت الله التی فطر الناس علیها» معیار تشخیص حقیقت یعنی همان چیزی که باید در برابرش تسلیم باشیم، ساختمان وجودی و وجدان مشترک انسانی اعلام شده است.
صدها آیهٔ دیگر قرآن نیز با تعابیری گوناگون، عقل و شعور انسان را معتبر میشمرد. مثلاً میگوید خدا به همگان، قدرت تشخیص خوب و بد را الهام کرده (شمس، ۷ و ۸)، نقش و مأموریت پیامبران را منحصر در یادآوری آنچه خودِ بشر میداند قرار داده (آیات ذکر و تذکّر)، بارها بر معتبر بودن برهان تأکید کرده (مانند: بقره، ۱۱۱) و این استدلال را حتی بر خداوند حجت دانسته (نساء، ۱۶۵) و صدها بار بر تفکر، تعقل، بیّنه و مانند آن تأکید ورزیده است. اینها و دلایل متعدد دیگر نشان میدهد که این کتاب، هیچ معیار و مبنایی جز عقل بشری را برای شناخت حقیقت، معتبر نمیداند.
مهمترین حربهٔ مخالفان خردگرایی، برجسته نشان دادن اندک بودن آگاهی انسان از یکسو و خطای بسیار او از سویی دیگر است. این در حالی است که همین دو نکته نیز جز از طریق وجدان آدمی فهمیده و پذیرفته نمیشود و بر خلاف مقصود آنها دلیلی بر اعتبار خرد انسانی است.
قرآن به همان اندازه که بر اهمیت و اعتبار عقل پافشاری میکند از اندک بودن علم انسان و خطاکار بودن او نیز سخن میگوید (مانند: اسراء، ۸۵ و بقره، ۲۱۶)، ولی برای کسب آگاهی و جلوگیری از خطا هیچ راه حلی جز تکیه بر عقل انسانی را مجاز و معتبر نمیشمارد.
تأکید قرآن بر پیروی از وحی و فرمان خدا نه بهخاطر نقصان یا خطاکار بودن عقل، بلکه بر اساس کمال و اعتبار وجدان آدمی است و این کتاب آسمانی گمراهی انسان در برداشت از وحی را کمتر از خطای او در دیگر موضوعات نمیداند.
راه حل مشکل، توجه به این نکته است که عقل ما منبع آگاهی نیست، بلکه معیاری برای تشخیص درستی علم و سنجش اعتبار منابع آگاهی است. پس هرگز نباید اندک بودن دانش آدمی را بهمعنی نقصان عقل دانست و به این بهانه، امور خلاف انسانیت را بر او تحمیل کرد.
#دین_حنیف ۴
@hamidhossaini