زن، اسلام، زمانپریشی
۱. زمان پریشی (Anachronism) یکی از لغزشهای شناختی در بررسیهای تاریخی است. در این لغزش انسان ناخودآگاه ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک و ... دوران خود را به گذشته تعمیم میدهد و بر آن اساس مردم آن زمان را داوری میکند. مثلاً اگر کسی مردم ۳۰۰ سال پیش را ملامت کند که چرا از اسب و درشکه استفاده میکردند و نه از اتومبیل، چنین کسی دچار زمانپریشی شده است؛ زیرا در ۳۰۰ سال پیش هنوز اتومبیل اختراع نشده بود. و یا اگر کسی چند همسری در صدر اسلام را محکوم کند، دچار چنین لغزشی شده است؛ زیرا بهدلیل تلفات بالای مردان در جنگها و سوانح، چند همسری نیاز آن جامعه بوده است.
۲. شک نیست ساختار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و تکنولوژیک صدر اسلام با دوران معاصر کاملاً متفاوت بوده است. در آن زمان ساختار قبیلهای مبتنی بر وراثت از پدر به پسر بر جامعهٔ عرب حاکم بود. بین قبائل مدام بر سر آب و مرتع و زمین جنگهای خونین در میگرفت و قبیلهای پیروز بود که مردان جنگاور بیشتری داشت. در چنین ساختاری طبعاً زن اهمیتی درجهٔ دو پیدا میکرد و صرفاً به دو کار میآمد: تمتع جنسی و تولید پسرانی که جنگاوران فردا شوند. در این ساختار، وجود زنانی چون خدیجه همسر محمد و هند همسر ابوسفیان با حقوق اجتماعی برابر با مردان، صرفاً استثناء بود و قاعده همان بود که بیان شد.
در بعضی از قبایل دختران را چون نانخور اضافه بودند و به کار جنگ نمیآمدند و حتی با اسیر شدن باعث ننگ قبیله میشدند، زنده به گور میکردند. زنان شویمرده یا به ارث مردان قبیله میرسید و یا از قبیله اخراج میشد که در این صورت قبیلهٔ پدری هم غالباً او را نمیپذیرفت و در بیابانها به اسارت و کنیزی قبایل دیگر در میآمد.
۳. اسلام با تعیین حقوق اجتماعی برای زنان و حق مالکیت برای آنها و سهم ارث و دیه و حق شهادت و ... ، زنان را به چنان جایگاهی در آن زمان جامعه عرب رساند که نه تنها یک سر و گردن بالاتر از متمدنترین جوامع آن روز یعنی روم و ایران و چین، بلکه حتی بالاتر از کشورهای اروپایی تا همین ۳۰۰ سال پیش بود. زنان صدر اسلام حق بیعت با حاکم اسلام و شرکت در مشارکت سیاسی پیدا کردند (ممتحنه/۱۲) در حالی که تا همین ۱۰۰ سال اخیر در آمریکا و اروپا زنان حق رأی نداشتند. و این معجزه تنها در ۱۰ سال دوران مدنی رخ داد. و آنان که فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی کردهاند میدانند که این تحول واقعاً یک معجزه بود.
۴. برای چنین انقلاب بزرگی طبیعی بود که قرآن بیشتر مردان را خطاب قرار دهد که در این رفتار ددمنشانهٔ خود تجدید نظر کنند و تحولی اساسی در درون خود ایجاد نمایند. در این میان با بیان قصهٔ آفرینش از آدم و حوا آغاز میکند که مرد و زن یکسان در آن نقش داشتهاند. آنگاه از زنان بزرگ تاریخ چون آسیه زن فرعون و یوکابد مادر موسی و مریم مادر عیسی میگوید. و سپس به آن مردان خشن یادآور میشود که این تناوری امروزتان مرهون مراحل سخت بارداری و وضع حمل و شیردهی و تربیت مادرانتان بوده است.
علاوه بر آیات قرآن، رفتار و سنت خود پيامبر (ص) نیز به گونهای بود که مردان عرب را به تجدید نظر وا میداشت. او دختردار شدن را به عنوان رحمت خدا به خانواده معرفي کرد و با تمام مقامی که داشت دست دخترش را ميبوسيد و به هنگام رفتن و مراجعت از سفر، او را ديدار ميکرد.
۵. در این راستا طبیعی بود که قرآن در ابتدا از زبانی استفاده کند که قابل درک برای آن مردان باشد. و لذا با اینکه زنان کشتزار شمایند (بقره/۲۲۳)، شروع میکند و کمکم آنها را به جایی میرساند که بپذیرند زن نیز مانند مرد به تمام معني مستقل و آزاد و بدون هيچ تفاوتي از نظر داشتن روح کامل انساني و اراده و اختيار است به طوری که در (احزاب/۳۵) ده بار مردان و زنان با صفات مختلف در کنار هم ذکر میشوند. در شأن نزول این آیه نقل است که روزی امسلمه نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و گفت: چرا در قرآن کریم راجع به مردان آیاتی آمده، اما نسبت به زنان چیزی وجود ندارد؟
پس از آن بود که خداوند این آیه را نازل کرد و فرمود که زن و مرد در پيشگاه او از نظر قرب و منزلت يکسانند.
۶. مواردی توسط دوستان گفته شد که: چرا پیامبر در آخر عمر چند همسر داشته است و این ظلم به زنان بوده است؟ و یا چرا بعضی زنان پیامبر از ایشان جوانتر بودهاند؟ و یا چرا زنان ابزاری برای پیوندهای سیاسی بودهاند؟ اینها همه مبتنی بر زمانپریشی و عدم اشراف بر فرهنگ زمانه است. در آن زمان به دلیل عدم وجود تقویم رسمی درک صحیحی از سن و سال وجود نداشت و زنان آن زمان تعریف متفاوتی از مردان شایسته داشتند و بر اساس آن ملاکها پیامبر ص بهترین بود و بسیار محبوب. تاریخ هم گواه است که تمام ازدواجهای پیامبر با رضایت زنان صورت گرفته بوده است نه تحمیل. با توجه به اینکه همهٔ همسران پیامبر بیوه و مطلقه و غالباً مسن بودهاند.
علی طبیعتپور
.
۱. زمان پریشی (Anachronism) یکی از لغزشهای شناختی در بررسیهای تاریخی است. در این لغزش انسان ناخودآگاه ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک و ... دوران خود را به گذشته تعمیم میدهد و بر آن اساس مردم آن زمان را داوری میکند. مثلاً اگر کسی مردم ۳۰۰ سال پیش را ملامت کند که چرا از اسب و درشکه استفاده میکردند و نه از اتومبیل، چنین کسی دچار زمانپریشی شده است؛ زیرا در ۳۰۰ سال پیش هنوز اتومبیل اختراع نشده بود. و یا اگر کسی چند همسری در صدر اسلام را محکوم کند، دچار چنین لغزشی شده است؛ زیرا بهدلیل تلفات بالای مردان در جنگها و سوانح، چند همسری نیاز آن جامعه بوده است.
۲. شک نیست ساختار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و تکنولوژیک صدر اسلام با دوران معاصر کاملاً متفاوت بوده است. در آن زمان ساختار قبیلهای مبتنی بر وراثت از پدر به پسر بر جامعهٔ عرب حاکم بود. بین قبائل مدام بر سر آب و مرتع و زمین جنگهای خونین در میگرفت و قبیلهای پیروز بود که مردان جنگاور بیشتری داشت. در چنین ساختاری طبعاً زن اهمیتی درجهٔ دو پیدا میکرد و صرفاً به دو کار میآمد: تمتع جنسی و تولید پسرانی که جنگاوران فردا شوند. در این ساختار، وجود زنانی چون خدیجه همسر محمد و هند همسر ابوسفیان با حقوق اجتماعی برابر با مردان، صرفاً استثناء بود و قاعده همان بود که بیان شد.
در بعضی از قبایل دختران را چون نانخور اضافه بودند و به کار جنگ نمیآمدند و حتی با اسیر شدن باعث ننگ قبیله میشدند، زنده به گور میکردند. زنان شویمرده یا به ارث مردان قبیله میرسید و یا از قبیله اخراج میشد که در این صورت قبیلهٔ پدری هم غالباً او را نمیپذیرفت و در بیابانها به اسارت و کنیزی قبایل دیگر در میآمد.
۳. اسلام با تعیین حقوق اجتماعی برای زنان و حق مالکیت برای آنها و سهم ارث و دیه و حق شهادت و ... ، زنان را به چنان جایگاهی در آن زمان جامعه عرب رساند که نه تنها یک سر و گردن بالاتر از متمدنترین جوامع آن روز یعنی روم و ایران و چین، بلکه حتی بالاتر از کشورهای اروپایی تا همین ۳۰۰ سال پیش بود. زنان صدر اسلام حق بیعت با حاکم اسلام و شرکت در مشارکت سیاسی پیدا کردند (ممتحنه/۱۲) در حالی که تا همین ۱۰۰ سال اخیر در آمریکا و اروپا زنان حق رأی نداشتند. و این معجزه تنها در ۱۰ سال دوران مدنی رخ داد. و آنان که فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی کردهاند میدانند که این تحول واقعاً یک معجزه بود.
۴. برای چنین انقلاب بزرگی طبیعی بود که قرآن بیشتر مردان را خطاب قرار دهد که در این رفتار ددمنشانهٔ خود تجدید نظر کنند و تحولی اساسی در درون خود ایجاد نمایند. در این میان با بیان قصهٔ آفرینش از آدم و حوا آغاز میکند که مرد و زن یکسان در آن نقش داشتهاند. آنگاه از زنان بزرگ تاریخ چون آسیه زن فرعون و یوکابد مادر موسی و مریم مادر عیسی میگوید. و سپس به آن مردان خشن یادآور میشود که این تناوری امروزتان مرهون مراحل سخت بارداری و وضع حمل و شیردهی و تربیت مادرانتان بوده است.
علاوه بر آیات قرآن، رفتار و سنت خود پيامبر (ص) نیز به گونهای بود که مردان عرب را به تجدید نظر وا میداشت. او دختردار شدن را به عنوان رحمت خدا به خانواده معرفي کرد و با تمام مقامی که داشت دست دخترش را ميبوسيد و به هنگام رفتن و مراجعت از سفر، او را ديدار ميکرد.
۵. در این راستا طبیعی بود که قرآن در ابتدا از زبانی استفاده کند که قابل درک برای آن مردان باشد. و لذا با اینکه زنان کشتزار شمایند (بقره/۲۲۳)، شروع میکند و کمکم آنها را به جایی میرساند که بپذیرند زن نیز مانند مرد به تمام معني مستقل و آزاد و بدون هيچ تفاوتي از نظر داشتن روح کامل انساني و اراده و اختيار است به طوری که در (احزاب/۳۵) ده بار مردان و زنان با صفات مختلف در کنار هم ذکر میشوند. در شأن نزول این آیه نقل است که روزی امسلمه نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و گفت: چرا در قرآن کریم راجع به مردان آیاتی آمده، اما نسبت به زنان چیزی وجود ندارد؟
پس از آن بود که خداوند این آیه را نازل کرد و فرمود که زن و مرد در پيشگاه او از نظر قرب و منزلت يکسانند.
۶. مواردی توسط دوستان گفته شد که: چرا پیامبر در آخر عمر چند همسر داشته است و این ظلم به زنان بوده است؟ و یا چرا بعضی زنان پیامبر از ایشان جوانتر بودهاند؟ و یا چرا زنان ابزاری برای پیوندهای سیاسی بودهاند؟ اینها همه مبتنی بر زمانپریشی و عدم اشراف بر فرهنگ زمانه است. در آن زمان به دلیل عدم وجود تقویم رسمی درک صحیحی از سن و سال وجود نداشت و زنان آن زمان تعریف متفاوتی از مردان شایسته داشتند و بر اساس آن ملاکها پیامبر ص بهترین بود و بسیار محبوب. تاریخ هم گواه است که تمام ازدواجهای پیامبر با رضایت زنان صورت گرفته بوده است نه تحمیل. با توجه به اینکه همهٔ همسران پیامبر بیوه و مطلقه و غالباً مسن بودهاند.
علی طبیعتپور
.