آیا دین در تلگرام، غریب است؟
یکی از دوستان دانشجو، برای درس دانشگاهیاش، تحقیقی ارائه داده است که موضوع آن، «میزان گرایش گروهها و کانالهای تلگرام به دین» است. نتیجۀ تحقیق را برای من هم فرستاده است. به گواهی این تحقیق، گرایش به دین در گروههای مجازی، ضعیفتر از همین گرایش در دنیای حقیقی است. وقتی فرم ارزیابی تحقیق را دیدم، دانستم که این دانشجوی ارشد، در میان شاخصهای دینداری، به واکنش گروهها و کانالها به مناسبتهای مذهبی، توجه ویژه و فراوان کرده است. در بخش نتیجهگیری تحقیق، نوشته است: «از میان صد گروه و کانال در تلگرام، کمتر از نیمی از آنها روز شهادت امام هفتم را تسلیت گفتهاند، یا به آن توجه کردهاند. این رقم در روز شهادت امام نهم تا یازدهم، از این هم کمتر است. همچنین عزاداری شهروندان دنیای مجازی برای امام حسین(ع) در دهۀ محرم، بسیار بسیار کمتر از عزاداری مردم در کوچه و بازار است.» شاخص دیگری که وی برای ارزیابی دینداری در گروههای مجازی به آن توجه کرده است، میزان دفاع نویسندگان این گروهها و کانالها از اصول و فروع دین و شخصیتهای دینی و سیاسی است.
من پس از مطالعۀ این تحقیق، بنا به درخواست پدیدآورندۀ آن، نظرم را دربارۀ آن نوشتم. آنچه در پی میآید، پاسخ من به درخواست ایشان است؛ با اندکی تغییر و ویرایش:
دوست گرامیام، آقای...
سلام... به نظرم اگر پیامبر اسلام یا حضرت علی یا یکی دیگر از پیشوایان صدر اسلام، میخواست برای سنجش میزان دینداری مردم، فرم ارزیابی بنویسد، به شاخصهای دیگری توجه میکرد. مثلا راستگویی، شجاعت علمی، جدّیت در فهم و گفتوگو، انصاف، مراعات اخلاق شهروندی در دنیای مجازی، ادب، پرهیز از مجادلات بیهوده، سخاوتمندی در بازگویی آخرین اندیشهها و پژوهشها، تولید نوشتارهای تمیز و پاکیزه که خوانندهآزار نباشد و مانند اینها را نیز در شمار نشانههای تدین و اخلاقمداری میآورد. خطای بزرگ، ویرانگر و نابخشودنی ما، در همین روش طبقهبندی شاخصهای دینداری است. دین در تعریف ما، چنان دایرۀ تنگ، بسته و منجمدی دارد که بهزحمت میتوان چند میلیون دیندار در کل دنیا سرشماری کرد. با شاخصهای شما، اکثر دانشآموختگان و نویسندگان در محیطهای مجازی و حقیقی، منحرف محسوب میشوند، ولی با شاخصهایی که متون نخستین معرفی میکنند، اکثر نویسندگان و نخبگان ما دیندارند یا لاقل بیدین به شمار نمیآیند. شاخصهای دینداری در این متون، با آنچه اکنون ما بر روی آن سرمایهگذاری کلان میکنیم، زمین تا آسمان فرق میکند.
دربارۀ شاخص دوم، یعنی دفاع از فروع و اصول دین در گروهها و کانالهای تلگرام هم چندان نگران نباشید. وقت شما را نمیگیرم و توضیح بیشتر را به فرصتی دیگر میسپارم. همینقدر بگویم که قرار بود دین از ما در برابر ناپاکیها و بیمرامیها و زشتکاریها حمایت کند؛ نه اینکه ما صبح تا شب در دفاع و حمایت از دین، بجنگیم و غصهدار باشیم و دندان بر جگر بفشاریم. میدانم که الان فریضۀ «امر به معروف و نهی از منکر» به ذهن مبارکتان میآید و میپرسید: مگر ما مکلف نیستیم که از دین حمایت کنیم؟ عرض میکنم: بله؛ باید حمایت کرد؛ اما حمایت از دین نیز در مرتبۀ نخست، همان حمایت از راستگویی، حقیقتپرستی، شجاعت علمی، ادب، انصاف، مهربانی و شفقت بر خلق خدا است. اگر ما «امر به معروف و نهی از منکر» را آن اندازه که صرف برخی احکام فرعی دین کردیم، برای اخلاق و حقوق انسانها و اصلاح حاکمان هزینه میکردیم، الان در دنیایی دینیتر و بسیار معنویتر نفس میکشیدیم.
رضا بابایی
@rezababaei43
یکی از دوستان دانشجو، برای درس دانشگاهیاش، تحقیقی ارائه داده است که موضوع آن، «میزان گرایش گروهها و کانالهای تلگرام به دین» است. نتیجۀ تحقیق را برای من هم فرستاده است. به گواهی این تحقیق، گرایش به دین در گروههای مجازی، ضعیفتر از همین گرایش در دنیای حقیقی است. وقتی فرم ارزیابی تحقیق را دیدم، دانستم که این دانشجوی ارشد، در میان شاخصهای دینداری، به واکنش گروهها و کانالها به مناسبتهای مذهبی، توجه ویژه و فراوان کرده است. در بخش نتیجهگیری تحقیق، نوشته است: «از میان صد گروه و کانال در تلگرام، کمتر از نیمی از آنها روز شهادت امام هفتم را تسلیت گفتهاند، یا به آن توجه کردهاند. این رقم در روز شهادت امام نهم تا یازدهم، از این هم کمتر است. همچنین عزاداری شهروندان دنیای مجازی برای امام حسین(ع) در دهۀ محرم، بسیار بسیار کمتر از عزاداری مردم در کوچه و بازار است.» شاخص دیگری که وی برای ارزیابی دینداری در گروههای مجازی به آن توجه کرده است، میزان دفاع نویسندگان این گروهها و کانالها از اصول و فروع دین و شخصیتهای دینی و سیاسی است.
من پس از مطالعۀ این تحقیق، بنا به درخواست پدیدآورندۀ آن، نظرم را دربارۀ آن نوشتم. آنچه در پی میآید، پاسخ من به درخواست ایشان است؛ با اندکی تغییر و ویرایش:
دوست گرامیام، آقای...
سلام... به نظرم اگر پیامبر اسلام یا حضرت علی یا یکی دیگر از پیشوایان صدر اسلام، میخواست برای سنجش میزان دینداری مردم، فرم ارزیابی بنویسد، به شاخصهای دیگری توجه میکرد. مثلا راستگویی، شجاعت علمی، جدّیت در فهم و گفتوگو، انصاف، مراعات اخلاق شهروندی در دنیای مجازی، ادب، پرهیز از مجادلات بیهوده، سخاوتمندی در بازگویی آخرین اندیشهها و پژوهشها، تولید نوشتارهای تمیز و پاکیزه که خوانندهآزار نباشد و مانند اینها را نیز در شمار نشانههای تدین و اخلاقمداری میآورد. خطای بزرگ، ویرانگر و نابخشودنی ما، در همین روش طبقهبندی شاخصهای دینداری است. دین در تعریف ما، چنان دایرۀ تنگ، بسته و منجمدی دارد که بهزحمت میتوان چند میلیون دیندار در کل دنیا سرشماری کرد. با شاخصهای شما، اکثر دانشآموختگان و نویسندگان در محیطهای مجازی و حقیقی، منحرف محسوب میشوند، ولی با شاخصهایی که متون نخستین معرفی میکنند، اکثر نویسندگان و نخبگان ما دیندارند یا لاقل بیدین به شمار نمیآیند. شاخصهای دینداری در این متون، با آنچه اکنون ما بر روی آن سرمایهگذاری کلان میکنیم، زمین تا آسمان فرق میکند.
دربارۀ شاخص دوم، یعنی دفاع از فروع و اصول دین در گروهها و کانالهای تلگرام هم چندان نگران نباشید. وقت شما را نمیگیرم و توضیح بیشتر را به فرصتی دیگر میسپارم. همینقدر بگویم که قرار بود دین از ما در برابر ناپاکیها و بیمرامیها و زشتکاریها حمایت کند؛ نه اینکه ما صبح تا شب در دفاع و حمایت از دین، بجنگیم و غصهدار باشیم و دندان بر جگر بفشاریم. میدانم که الان فریضۀ «امر به معروف و نهی از منکر» به ذهن مبارکتان میآید و میپرسید: مگر ما مکلف نیستیم که از دین حمایت کنیم؟ عرض میکنم: بله؛ باید حمایت کرد؛ اما حمایت از دین نیز در مرتبۀ نخست، همان حمایت از راستگویی، حقیقتپرستی، شجاعت علمی، ادب، انصاف، مهربانی و شفقت بر خلق خدا است. اگر ما «امر به معروف و نهی از منکر» را آن اندازه که صرف برخی احکام فرعی دین کردیم، برای اخلاق و حقوق انسانها و اصلاح حاکمان هزینه میکردیم، الان در دنیایی دینیتر و بسیار معنویتر نفس میکشیدیم.
رضا بابایی
@rezababaei43