توسّل یا توکّل؟
اگر دین حق را روش درست و عاقلانهٔ زندگی بدانیم، هر آنچه مبنایی عقلانی و رویکردی اخلاقی نداشته باشد و در برابر دلایل منطقی قرار گیرد، غیر دینی است. بر این اساس چنانچه مثلاً دلیلی تجربی تأثیر روشی علمی را در درمان یک بیماری اثبات کند، مخالفت با آن روش، در تضاد با دین است. همانگونه که نسبت دادن قطعی بسیاری از روایات و برداشتهای ظنی به پیشوایان الهی نیز با دینداری سازگار نیست.
مخالفت یا موافقت دروندینی با موضوعی چون توسّل به اولیای الهی هم تنها در چارچوب دلایل عقلی و منطقی پذیرفتنی است و هرگز نباید احساسات مذهبی یا واکنش نسبت به تندرویها و ندانمکاریها را جایگزین استدلال دربارهٔ این موضوع مهم اعتقادی قرار دهیم.
در نگاهی مبنایی، استفاده از وسائل متناسب برای رسیدن به اهداف گوناگون، امری عاقلانه، درست و گریزناپذیر است و پیشوایان دین ضمن صحه گذاشتن بر این اصل عقلایی، بر ضرورت اتکای استخدام وسیله بر دلیل منطقی و مخالف نبودن آن با حقایق مستدلّ دیگر تأکید کردهاند.
ما همانگونه که برای رفع نیازهای خود به افراد متخصّص مراجعه میکنیم و مثلاً درمان بیماری را از پزشکی که دلیلی بر توانمندی او داریم میجوییم، اگر دلیل معتبری بر تأثیر وساطت یکی از اولیای الهی در رسیدن به حاجتی مادی یا معنوی داشته باشیم میتوانیم از این وسیله نیز استفاده کنیم و چنین کاری اگر با اعتقاد به انحصار قدرت حقیقی در خداوند متعال و همراه با التزام به یافتههای علمی باشد، نه با توحید و توکّل منافات دارد و نه با تدبیر و عقلانیت؛ بلکه خود، نمودی از توکّل و عقلانیّت است.
بر همین مبناست که قرآن کریم بعد از توبیخ مشرکان دربارهٔ واسطهٔ قرب الهی قرار دادن بتها، اشکال کار آنها را دروغگویی و ادّعای بیدلیلشان اعلام میکند و با آنکه بارها به این موضوع میپردازد، نهتنها متعرّض اصل توسّل نمیشود، بلکه با تأیید اثربخشی استغفار ، دعا و حتی پیراهن مردان خدا، توسّل به آنان را کارگشا و مفید میداند.
البته بهرهگیری از هر وسیلهای مشروط به رعایت آداب و شرایط آن است و توجّه به این نکته دربارهٔ دعا و توسّل که کارکرد اصلی آن، رشد معنوی و ارتباط با عالم بالاست و نه ابزاری برای زندگی، ضروریتر بهنظر میرسد. ضمن اینکه در این باره باید بهشدت مراقب زمینههای مساعد گسترش خرافات، علمگریزی و بیعملی بود و از پیچیدگی سنتهای الهی و تأثیر دیگر عوامل هستی نیز غافل نشد.
نقدهایی چون تفکیک میان توسّل به افراد زنده و مرده یا شبهاتی چون فراهم بودن امکان درخواست مستقیم از خدا نیز قیاسهایی نادرست و نوعی بیتوجّهی به تفاوت نقش مادّی و معنوی مردان خدا در هستی و غفلت از جنبههای الهی زندگی ساده و مردمی این بزرگان است. همانگونه که نسبت دادن این اصل دینی به شیعیان غالی یا حکومتهایی چون صفویّه، چشم بستن به سیرهٔ دیرینهٔ عالمان و عارفان همهٔ مذاهب اسلامی است.
بر این اساس هرگز نباید توسّل به اولیای الهی را مخالف توحید یا قرآن قلمداد کرد. چرا که آنچه از نظر قرآن نامطلوب شمرده میشود، قرار دادن واسطههایی دروغین و انحرافی در نظام طولی ارتباط با خداست و با آنکه این کتاب آسمانی بارها انتساب عناوین جعلی به پیامبران و اولیای الهی را مذمّت کرده، نهتنها با واسطه قرار دادن آنان به مخالفت برنخاسته، بلکه مؤیّد آن نیز بوده است.
این همه، هرگز بهمعنی نادرستی مبارزه با افراط، مناسکسازی و خرافه نیست، ولی این کار ارزشمند باید بدون تفریط و تخریب و مستند به دلایلی محکم انجام پذیرد و چنین انتظاری از کسانی که خود را مروّج و مدافع رواداری مذهبی و احترام به باورهای پیروان دیگر ادیان و مذاهب میدانند بهمراتب بیشتر است.
#باورها
@hamidhossaini
اگر دین حق را روش درست و عاقلانهٔ زندگی بدانیم، هر آنچه مبنایی عقلانی و رویکردی اخلاقی نداشته باشد و در برابر دلایل منطقی قرار گیرد، غیر دینی است. بر این اساس چنانچه مثلاً دلیلی تجربی تأثیر روشی علمی را در درمان یک بیماری اثبات کند، مخالفت با آن روش، در تضاد با دین است. همانگونه که نسبت دادن قطعی بسیاری از روایات و برداشتهای ظنی به پیشوایان الهی نیز با دینداری سازگار نیست.
مخالفت یا موافقت دروندینی با موضوعی چون توسّل به اولیای الهی هم تنها در چارچوب دلایل عقلی و منطقی پذیرفتنی است و هرگز نباید احساسات مذهبی یا واکنش نسبت به تندرویها و ندانمکاریها را جایگزین استدلال دربارهٔ این موضوع مهم اعتقادی قرار دهیم.
در نگاهی مبنایی، استفاده از وسائل متناسب برای رسیدن به اهداف گوناگون، امری عاقلانه، درست و گریزناپذیر است و پیشوایان دین ضمن صحه گذاشتن بر این اصل عقلایی، بر ضرورت اتکای استخدام وسیله بر دلیل منطقی و مخالف نبودن آن با حقایق مستدلّ دیگر تأکید کردهاند.
ما همانگونه که برای رفع نیازهای خود به افراد متخصّص مراجعه میکنیم و مثلاً درمان بیماری را از پزشکی که دلیلی بر توانمندی او داریم میجوییم، اگر دلیل معتبری بر تأثیر وساطت یکی از اولیای الهی در رسیدن به حاجتی مادی یا معنوی داشته باشیم میتوانیم از این وسیله نیز استفاده کنیم و چنین کاری اگر با اعتقاد به انحصار قدرت حقیقی در خداوند متعال و همراه با التزام به یافتههای علمی باشد، نه با توحید و توکّل منافات دارد و نه با تدبیر و عقلانیت؛ بلکه خود، نمودی از توکّل و عقلانیّت است.
بر همین مبناست که قرآن کریم بعد از توبیخ مشرکان دربارهٔ واسطهٔ قرب الهی قرار دادن بتها، اشکال کار آنها را دروغگویی و ادّعای بیدلیلشان اعلام میکند و با آنکه بارها به این موضوع میپردازد، نهتنها متعرّض اصل توسّل نمیشود، بلکه با تأیید اثربخشی استغفار ، دعا و حتی پیراهن مردان خدا، توسّل به آنان را کارگشا و مفید میداند.
البته بهرهگیری از هر وسیلهای مشروط به رعایت آداب و شرایط آن است و توجّه به این نکته دربارهٔ دعا و توسّل که کارکرد اصلی آن، رشد معنوی و ارتباط با عالم بالاست و نه ابزاری برای زندگی، ضروریتر بهنظر میرسد. ضمن اینکه در این باره باید بهشدت مراقب زمینههای مساعد گسترش خرافات، علمگریزی و بیعملی بود و از پیچیدگی سنتهای الهی و تأثیر دیگر عوامل هستی نیز غافل نشد.
نقدهایی چون تفکیک میان توسّل به افراد زنده و مرده یا شبهاتی چون فراهم بودن امکان درخواست مستقیم از خدا نیز قیاسهایی نادرست و نوعی بیتوجّهی به تفاوت نقش مادّی و معنوی مردان خدا در هستی و غفلت از جنبههای الهی زندگی ساده و مردمی این بزرگان است. همانگونه که نسبت دادن این اصل دینی به شیعیان غالی یا حکومتهایی چون صفویّه، چشم بستن به سیرهٔ دیرینهٔ عالمان و عارفان همهٔ مذاهب اسلامی است.
بر این اساس هرگز نباید توسّل به اولیای الهی را مخالف توحید یا قرآن قلمداد کرد. چرا که آنچه از نظر قرآن نامطلوب شمرده میشود، قرار دادن واسطههایی دروغین و انحرافی در نظام طولی ارتباط با خداست و با آنکه این کتاب آسمانی بارها انتساب عناوین جعلی به پیامبران و اولیای الهی را مذمّت کرده، نهتنها با واسطه قرار دادن آنان به مخالفت برنخاسته، بلکه مؤیّد آن نیز بوده است.
این همه، هرگز بهمعنی نادرستی مبارزه با افراط، مناسکسازی و خرافه نیست، ولی این کار ارزشمند باید بدون تفریط و تخریب و مستند به دلایلی محکم انجام پذیرد و چنین انتظاری از کسانی که خود را مروّج و مدافع رواداری مذهبی و احترام به باورهای پیروان دیگر ادیان و مذاهب میدانند بهمراتب بیشتر است.
#باورها
@hamidhossaini