ما و کرونا
جهان امروز، جهان آکنده از خبر است و تکنولوژی هم این روند را سرعت بخشیده است. خبرها چنان تشنه و به خود معتادمان کردهاند که هیچوقت از خود نمیپرسیم که مثلاً چرا باید خبر فرار کردن تمساح از باغوحش شیلی را هم دنبال کنم و به اندازهٔ همسایگان باغ وحش وحشت کنم؟!
این ذات بشر است که «ارادهٔ معطوف به حیات» همیشه گوشهای او را برای خطر و در نتیجه اخبار منفی تیزتر میکند. همین مسائل است که به اخبار منفی این فرصت را میدهد که مخاطب نگاه دقیقتر را کنار بگذارد وبه همان سویی برود که خبر میرود.
مثلاً در ایران هر ۵۲ دقیقه یک نفر بر اثر تصادف رانندگی میمیرد، اما جامعه، اکنون زیر فشار و نگرانی ویروس کرونایی است که در جهان هفت میلیارد و نیمی ۱۷۰۰ نفر را کشته است.
دهها متغیر وجود دارد که باعث میشود شما از کرونا بترسید، اما هر وقت نوبت ثبتنام پراید بشود اصلاً و ابداً یاد آمار کشتههای تصادف نیفتید. همچنانکه خیلی آمار دیگر مثل شمار کشتههای مصرف کنسرو مسموم یا هوای آلوده یا حتا قتلهای ناشی از خشم و لجامگسیختگی جامعه.
در اینجا من قصد ندارم بگویم کرونا خطرناک نیست، بیخیالش، یا هواپیما سقوط نمیکند یا هوا آلوده نیست. اینها همه هست و این، «همه» نیست.
ما در کرهای زندگی میکنیم که تا بدینجا هم دوام آوردنش در بزرگراه شهابسنگها به یک معجزه شبیه است و هر چند با مقیاس زمانی حقیر ما انسانها فاصله شهابسنگ ویرانگر پیشین - که به انقراض بیشتر موجودات منجمله دایناسورها انجامید - تا ما خیلی زیاد است اما در مقیاسهای جهان هستی زمان زیادی نگذشته است واین آرامش یک استثنای موقت است.
کرونا مثل آنفلوآنزا مرگبار نیست، اما شیوعش از آن بیشتر است و بیشتر سالمندان و افرادی با سابقه بیماریهای ریوی یا سیستم ایمنی ضعیف را در معرض خطر قرار میدهد. با رعایت اصول اولیه بهداشت احتمال ابتلای شما ضعیف است و پس از ابتلا احتمال بهبودتان چندان دورتر از آخرین باری که آنفلونزا گرفتید نیست.
پس برای کرونا نگران نباشید اما یادتان نرود که در جامعهای هستید که مردم به آمبولانس حامل بیمار کرونا سنگ پرتاب میکنند، ماسک پنج هزار تومنی را در داروخانهها هفدههزار تومن میفروشند، وقتی آمار کرونا اعلام میشود کسی باور نمیکند و برخلاف مردم «ووهان» که از پنجره به هم قوت قلب میدادند و دلخوش به همدلی خود و مدیریت مسئولانشان بودند در اینجا ما جز ترساندن یکدیگر، سود بیشتر از ترس و نیاز مردم، بیاعتمادی به مسئولان بواسطه سوء رفتار و گفتارشان چیز دیگری نداریم. از اینجا به بعد ماجرا تقصیر ماهیت جهان و زندگی نیست مشکل خود ما هستیم اگر در قدرتیم بواسطه بیمبالاتی و بیکفایتیمان و اگر در خارج از قدرت، به خاطر انفعال و بیخاصیت ماندنمان.
تب کرونا هم مثل تب آنفلونزای خوکی فرو مینشیند اما در نهایت کرونایی که ما در مناسبات اجتماعی و اندیشه و ساختار سیاسی و فرهنگی خود داریم باقی خواهد ماند.
برای حل آن کرونا چارهای نداریم که اول از هر چیز یاد بگیریم «زندگی کنیم».
زندگی کردن یعنی وقتی میبینید توان شما برای مقابله با شهابسنگ، کرونا، موشک تور امیک و ... ناکافی است پیش از هر چیز به توانی که برای فعال کردن احساسات و اندیشهٔ خود دارید فکر کنید.
شما میتوانید همه آنچه بهعنوان لذتبردنداز داشتهها وزندگیومصاحبت بادوستانوخانواده قلمداد میکنید، همچنان ادامه بدهید به شرطی که کرونا وسایر خطرات را در اندازه خودش ببینید واگر توان لذت بردن را ندارید به فکر مصونیت در برابر این ویروس باشید که شما را از در دسترسترین لذتها هم محروم کرده است و عادتتان داده است که همیشه ناامید و خشمگین و در نگرانی و ترس باشید. اگر هم خودتان را توجیه کردهاید که نمیشود رها شد کمی دقیقتر به آنهایی که مثل شما بودهاند و توانستهاند تمرکز و تامل کنید. چون قطعاً در پیرامون خود چنین آدمهایی را دیدهاید!
بخشهایی از یادداشت سهند ایرانمهر
@hamidhossaini
جهان امروز، جهان آکنده از خبر است و تکنولوژی هم این روند را سرعت بخشیده است. خبرها چنان تشنه و به خود معتادمان کردهاند که هیچوقت از خود نمیپرسیم که مثلاً چرا باید خبر فرار کردن تمساح از باغوحش شیلی را هم دنبال کنم و به اندازهٔ همسایگان باغ وحش وحشت کنم؟!
این ذات بشر است که «ارادهٔ معطوف به حیات» همیشه گوشهای او را برای خطر و در نتیجه اخبار منفی تیزتر میکند. همین مسائل است که به اخبار منفی این فرصت را میدهد که مخاطب نگاه دقیقتر را کنار بگذارد وبه همان سویی برود که خبر میرود.
مثلاً در ایران هر ۵۲ دقیقه یک نفر بر اثر تصادف رانندگی میمیرد، اما جامعه، اکنون زیر فشار و نگرانی ویروس کرونایی است که در جهان هفت میلیارد و نیمی ۱۷۰۰ نفر را کشته است.
دهها متغیر وجود دارد که باعث میشود شما از کرونا بترسید، اما هر وقت نوبت ثبتنام پراید بشود اصلاً و ابداً یاد آمار کشتههای تصادف نیفتید. همچنانکه خیلی آمار دیگر مثل شمار کشتههای مصرف کنسرو مسموم یا هوای آلوده یا حتا قتلهای ناشی از خشم و لجامگسیختگی جامعه.
در اینجا من قصد ندارم بگویم کرونا خطرناک نیست، بیخیالش، یا هواپیما سقوط نمیکند یا هوا آلوده نیست. اینها همه هست و این، «همه» نیست.
ما در کرهای زندگی میکنیم که تا بدینجا هم دوام آوردنش در بزرگراه شهابسنگها به یک معجزه شبیه است و هر چند با مقیاس زمانی حقیر ما انسانها فاصله شهابسنگ ویرانگر پیشین - که به انقراض بیشتر موجودات منجمله دایناسورها انجامید - تا ما خیلی زیاد است اما در مقیاسهای جهان هستی زمان زیادی نگذشته است واین آرامش یک استثنای موقت است.
کرونا مثل آنفلوآنزا مرگبار نیست، اما شیوعش از آن بیشتر است و بیشتر سالمندان و افرادی با سابقه بیماریهای ریوی یا سیستم ایمنی ضعیف را در معرض خطر قرار میدهد. با رعایت اصول اولیه بهداشت احتمال ابتلای شما ضعیف است و پس از ابتلا احتمال بهبودتان چندان دورتر از آخرین باری که آنفلونزا گرفتید نیست.
پس برای کرونا نگران نباشید اما یادتان نرود که در جامعهای هستید که مردم به آمبولانس حامل بیمار کرونا سنگ پرتاب میکنند، ماسک پنج هزار تومنی را در داروخانهها هفدههزار تومن میفروشند، وقتی آمار کرونا اعلام میشود کسی باور نمیکند و برخلاف مردم «ووهان» که از پنجره به هم قوت قلب میدادند و دلخوش به همدلی خود و مدیریت مسئولانشان بودند در اینجا ما جز ترساندن یکدیگر، سود بیشتر از ترس و نیاز مردم، بیاعتمادی به مسئولان بواسطه سوء رفتار و گفتارشان چیز دیگری نداریم. از اینجا به بعد ماجرا تقصیر ماهیت جهان و زندگی نیست مشکل خود ما هستیم اگر در قدرتیم بواسطه بیمبالاتی و بیکفایتیمان و اگر در خارج از قدرت، به خاطر انفعال و بیخاصیت ماندنمان.
تب کرونا هم مثل تب آنفلونزای خوکی فرو مینشیند اما در نهایت کرونایی که ما در مناسبات اجتماعی و اندیشه و ساختار سیاسی و فرهنگی خود داریم باقی خواهد ماند.
برای حل آن کرونا چارهای نداریم که اول از هر چیز یاد بگیریم «زندگی کنیم».
زندگی کردن یعنی وقتی میبینید توان شما برای مقابله با شهابسنگ، کرونا، موشک تور امیک و ... ناکافی است پیش از هر چیز به توانی که برای فعال کردن احساسات و اندیشهٔ خود دارید فکر کنید.
شما میتوانید همه آنچه بهعنوان لذتبردنداز داشتهها وزندگیومصاحبت بادوستانوخانواده قلمداد میکنید، همچنان ادامه بدهید به شرطی که کرونا وسایر خطرات را در اندازه خودش ببینید واگر توان لذت بردن را ندارید به فکر مصونیت در برابر این ویروس باشید که شما را از در دسترسترین لذتها هم محروم کرده است و عادتتان داده است که همیشه ناامید و خشمگین و در نگرانی و ترس باشید. اگر هم خودتان را توجیه کردهاید که نمیشود رها شد کمی دقیقتر به آنهایی که مثل شما بودهاند و توانستهاند تمرکز و تامل کنید. چون قطعاً در پیرامون خود چنین آدمهایی را دیدهاید!
بخشهایی از یادداشت سهند ایرانمهر
@hamidhossaini