سنج در گنج و رنج
(روحانیت و عدد)
علی طبیعت پور
1. یکی از تفاوت های بارز علم جدید از علوم کهن ، کمی بودن آن است. نقطه ی آغاز این علم را گالیله می دانند که سعی کرد از هر پدیده ی فیزیکی تعریفی کمی ارائه کند و با عدد بیان نماید. او می گفت زبان طبیعت ، ریاضی است. باید با طبیعت با زبان ریاضی و عدد صحبت کرد و قوانین آن را فهمید.
2. به عنوان مثال او از حرکت اجسام ، تعریفی کمی ارائه داد به نام سرعت که از تقسیم مسافت طی شده به زمان صرف شده به دست می آمد. هم مسافت و هم زمان هر دو عدد هستند و حاصل تقسیم آنها هم یک عدد می شود. تا قبل از او حرکت یک مفهومی کیفی بود که صرفا با عباراتی کیفی چون تند یا کند یا ملایم توصیف می شد.
3. کارهای گالیله توسط نیوتن و فیزیکدانان دیگر پیگیری شد و از مفاهیم جرم ، نیرو ، انرژی ، فشار ، گرما و ... تعریفی کمی ارائه شد که با عدد بیان می شدند و دستگاهی برای سنجش هر یک از آنها نیز ساخته شد.
4. حتی برای مفاهیم بسیار کیفی که جنبه های ذوقی و زیباشناسانه در هنر دارند چون رنگ های نور و نت های موسیقی نیز تعریفی کمی به نام فرکانس ارائه شد که عبارت بود از تعداد نوسانات موج تقسیم بر زمان.
5. اینک انسان زبان طبیعت را یافته بود و هم صحبتی با او ، انسان را قادر ساخت تا طبیعت را رام خود سازد و به استخدام خود درآورد. هواپیماها و کشتی های غول پیکر بسازد. دل اتم را بشکافد و انرژیش را خارج سازد و ...
6. موفقیت های نگاه کمی در فیزیک ، باعث شد در دیگر علوم چون شیمی و پزشکی و حتی در علوم انسانی چون اقتصاد ، جامعه شناسی ، روانشناسی و ... نیز این پارادایم بکار رود.
7. اگر در پزشکی سابقا تنها با دست گذشتن بر پیشانی صرفا طبیب می گفت تب دارد یا ندارد ، اینک دما سنج دقیقا با عدد دمای بدن را معلوم می کرد. یا با دستگاه فشار سنج ، فشار خونش با عدد بیان می شد. با بررسی خون و ادرار وی میزان کلسترول و اوره و ... وی با عدد بیان می شد و ...
8. در علوم انسانی نیز با تعریف شاخص های کمی ، این علوم به نتایج خیره کننده ای رسیدند که به دانشمندان امکان ارائه ی مشاوره های دقیق به مدیران جامعه را می داد. رهبران این جوامع می توانستند با بررسی اعدادی که در اختیارشان گذاشته می شد ، دریابند در چه نقطه ای از مراحل توسعه هستند و چگونه می توانند برای نیل به توسعه یافتگی بیشتر اقدام کنند.
9.چرا نگاه کمی به وقایع اینقدر مهم است؟ چرا از زمان گالیله تا کنون که کمتر از ۵۰۰ سال گذشته است این همه اختراع و اکتشاف رخ داده است ولی تا قبل از آن صدها سال می گذشت تا آتشی کشف و چرخی اختراع شود؟ چرا معیار توسعه یافتگی یک کشور بر اساس حجم داده های عددی است که در شاخص های مختلف آن کشور در اختیار است؟ اینها سوالاتی است که پاسخ به آنها مرز بین دنیای مدرن و دنیای کهن را تعیین می کند.
1.یکی از فواید نگاه کمی اینست که به انسان قدرت پیش بینی ، و نه پیش گویی ، می دهد. مثلا شما با نگاه به سرعت سنج اتومبیل می بینید که سرعت ۸۰ کیلومتر بر ساعت است و ضمنا تا مقصد ۸۰۰ کیلومتر فاصله دارید، پس پیش بینی می کنید که اگر با همین سرعت ادامه دهید تا ۱۰ ساعت دیگر به مقصد خواهید رسید. به همین ترتیب رهبران یک کشوری که می خواهد در ۲۰ سال آینده در تمام شاخص ها رتبه ی اول منطقه باشد، نرخ رشد خود را در آن شاخص ها مرتبا بررسی می کند تا ببیند با این سرعت رشد آیا در ۲۰ سال به آن هدف می رسد یا خیر. گفتیم پیش بینی و نه پیش گویی. پیش بینی مربوط به علم است و دنیای مدرن. پیش گویی مربوط به جادوگری است و دنیای کهن.
1.1.فایده ی دیگری که نگاه کمی دارد، امکان تصحیح خطا است. رهبران کشوری که چنین نگاهی ندارند و صرفا بصورت کیفی به ارزیابی امور کشور خود می پردازند و بجای بیان اعداد صرفا از کلماتی چون خوب، بد، تند، کند و ... استفاده می کنند، غرق در توهمات مالیخولیایی خود باقی می مانند و چربزبانان مجیز گو آنان را از وقوف به اشتباهات و تصحیح آنها محروم می کنند. این اعداد هستند که با ما حرف می زنند و ما را از میزان انحراف از هدف آگاه می سازند.
2.1. روحانیت معزز از آنجا که اولا به دنیای سنت تعلق دارد و ثانیا به الفاظ بیشتر مشغول است، بیشترین فاصله را در میان اقشار ملت از عدد و علم جدید دارد. لذا در سخنرانی های این عزیزان ، فراوان پیش می آید که "با ضرس قاطع" بیان می کنند که در آینده چنان می شود و چنان نمی شود. بدون این که دستگاه سنجشی برای این پیش بینی خود داشته باشند. برای کشوری که مهمترین مناصب آن در اختیار روحانیت است، اگر برای رفع این نقیصه فکری نشود، نتایجی فاجعه بار خواهد داشت، کما این که داشته است.
@namehayehawzavi
(روحانیت و عدد)
علی طبیعت پور
1. یکی از تفاوت های بارز علم جدید از علوم کهن ، کمی بودن آن است. نقطه ی آغاز این علم را گالیله می دانند که سعی کرد از هر پدیده ی فیزیکی تعریفی کمی ارائه کند و با عدد بیان نماید. او می گفت زبان طبیعت ، ریاضی است. باید با طبیعت با زبان ریاضی و عدد صحبت کرد و قوانین آن را فهمید.
2. به عنوان مثال او از حرکت اجسام ، تعریفی کمی ارائه داد به نام سرعت که از تقسیم مسافت طی شده به زمان صرف شده به دست می آمد. هم مسافت و هم زمان هر دو عدد هستند و حاصل تقسیم آنها هم یک عدد می شود. تا قبل از او حرکت یک مفهومی کیفی بود که صرفا با عباراتی کیفی چون تند یا کند یا ملایم توصیف می شد.
3. کارهای گالیله توسط نیوتن و فیزیکدانان دیگر پیگیری شد و از مفاهیم جرم ، نیرو ، انرژی ، فشار ، گرما و ... تعریفی کمی ارائه شد که با عدد بیان می شدند و دستگاهی برای سنجش هر یک از آنها نیز ساخته شد.
4. حتی برای مفاهیم بسیار کیفی که جنبه های ذوقی و زیباشناسانه در هنر دارند چون رنگ های نور و نت های موسیقی نیز تعریفی کمی به نام فرکانس ارائه شد که عبارت بود از تعداد نوسانات موج تقسیم بر زمان.
5. اینک انسان زبان طبیعت را یافته بود و هم صحبتی با او ، انسان را قادر ساخت تا طبیعت را رام خود سازد و به استخدام خود درآورد. هواپیماها و کشتی های غول پیکر بسازد. دل اتم را بشکافد و انرژیش را خارج سازد و ...
6. موفقیت های نگاه کمی در فیزیک ، باعث شد در دیگر علوم چون شیمی و پزشکی و حتی در علوم انسانی چون اقتصاد ، جامعه شناسی ، روانشناسی و ... نیز این پارادایم بکار رود.
7. اگر در پزشکی سابقا تنها با دست گذشتن بر پیشانی صرفا طبیب می گفت تب دارد یا ندارد ، اینک دما سنج دقیقا با عدد دمای بدن را معلوم می کرد. یا با دستگاه فشار سنج ، فشار خونش با عدد بیان می شد. با بررسی خون و ادرار وی میزان کلسترول و اوره و ... وی با عدد بیان می شد و ...
8. در علوم انسانی نیز با تعریف شاخص های کمی ، این علوم به نتایج خیره کننده ای رسیدند که به دانشمندان امکان ارائه ی مشاوره های دقیق به مدیران جامعه را می داد. رهبران این جوامع می توانستند با بررسی اعدادی که در اختیارشان گذاشته می شد ، دریابند در چه نقطه ای از مراحل توسعه هستند و چگونه می توانند برای نیل به توسعه یافتگی بیشتر اقدام کنند.
9.چرا نگاه کمی به وقایع اینقدر مهم است؟ چرا از زمان گالیله تا کنون که کمتر از ۵۰۰ سال گذشته است این همه اختراع و اکتشاف رخ داده است ولی تا قبل از آن صدها سال می گذشت تا آتشی کشف و چرخی اختراع شود؟ چرا معیار توسعه یافتگی یک کشور بر اساس حجم داده های عددی است که در شاخص های مختلف آن کشور در اختیار است؟ اینها سوالاتی است که پاسخ به آنها مرز بین دنیای مدرن و دنیای کهن را تعیین می کند.
1.یکی از فواید نگاه کمی اینست که به انسان قدرت پیش بینی ، و نه پیش گویی ، می دهد. مثلا شما با نگاه به سرعت سنج اتومبیل می بینید که سرعت ۸۰ کیلومتر بر ساعت است و ضمنا تا مقصد ۸۰۰ کیلومتر فاصله دارید، پس پیش بینی می کنید که اگر با همین سرعت ادامه دهید تا ۱۰ ساعت دیگر به مقصد خواهید رسید. به همین ترتیب رهبران یک کشوری که می خواهد در ۲۰ سال آینده در تمام شاخص ها رتبه ی اول منطقه باشد، نرخ رشد خود را در آن شاخص ها مرتبا بررسی می کند تا ببیند با این سرعت رشد آیا در ۲۰ سال به آن هدف می رسد یا خیر. گفتیم پیش بینی و نه پیش گویی. پیش بینی مربوط به علم است و دنیای مدرن. پیش گویی مربوط به جادوگری است و دنیای کهن.
1.1.فایده ی دیگری که نگاه کمی دارد، امکان تصحیح خطا است. رهبران کشوری که چنین نگاهی ندارند و صرفا بصورت کیفی به ارزیابی امور کشور خود می پردازند و بجای بیان اعداد صرفا از کلماتی چون خوب، بد، تند، کند و ... استفاده می کنند، غرق در توهمات مالیخولیایی خود باقی می مانند و چربزبانان مجیز گو آنان را از وقوف به اشتباهات و تصحیح آنها محروم می کنند. این اعداد هستند که با ما حرف می زنند و ما را از میزان انحراف از هدف آگاه می سازند.
2.1. روحانیت معزز از آنجا که اولا به دنیای سنت تعلق دارد و ثانیا به الفاظ بیشتر مشغول است، بیشترین فاصله را در میان اقشار ملت از عدد و علم جدید دارد. لذا در سخنرانی های این عزیزان ، فراوان پیش می آید که "با ضرس قاطع" بیان می کنند که در آینده چنان می شود و چنان نمی شود. بدون این که دستگاه سنجشی برای این پیش بینی خود داشته باشند. برای کشوری که مهمترین مناصب آن در اختیار روحانیت است، اگر برای رفع این نقیصه فکری نشود، نتایجی فاجعه بار خواهد داشت، کما این که داشته است.
@namehayehawzavi