طب اسلامی و حفرههای دین/دانش رسمی
بخشهایی از یادداشت محسن حسام مظاهری درباره فیلم آتشزدن کتاب طب هاریسون:
یکی از ویژگی مشترک جریانهای حاشیهای همین است که مطرود جریان رسمی دانش/دین اند. هیچکدام توسط حوزه رسمی دانش/دین و نخبگان به رسمیت شناخته نمیشوند. اما این طرد و عدمرسمیت، خللی که در فعالیت آنها وارد نمیسازد هیچ، حتی نوعاً امتیاز آنان محسوب میشود و بر جذابیتشان میافزاید...
دلیلش آن است که این جریانها درست پاسخگوی آن نیازی از مخاطبانشان هستند که جریانهای رسمی علم/دین به آن توجهی ندارند. این جریانها درست در محل حفرههای گفتمان رسمی پدید میآیند و ازجمله نوعاً «عامهپسند»اند؛ دغدغهشان، محور فعالیتشان، زبان و ادبیاتشان، همه و همه آنگونه است که عامه مردم میپسندند.
برخورد قضایی با جریانهای دینی حاشیهای، متعارفترین و البته سادهترین و کمهزینهترین نوع مواجهه با آنهاست. نمونههای قبلی نشان میدهد که این جنس برخوردها، شاید مصرف رسانهای داشته باشد، اما مانا نیست و اصل پدیده را از بین نمیبرد. تنها ادامه حیات این جریانها را زیرزمینی میکند که بهمراتب مخاطرات بیشتری دارد.
برای فهم و حل مسئله بهجای پرداختن به تبریزیان و غفاری و ابطحی و آقامیری و دیگر نمایندگان جریانهای دینی حاشیهای، به زمینه اجتماعی ـ فرهنگی و دینیای باید پرداخت که چنین جریانهایی در آن پدید آمده و بهسرعت رشد میکنند. همچنین فراموش نکنیم که بخشی از رونق دکان جریانهای حاشیهای و عامهپسند، ریشه در افول منابع معرفتی "رسمی" در جامعه دارد؛ چه عرفان نظری باشد، چه اسلام فقاهتی باشد و چه پزشکی مدرن.
متن کامل در اینستنت ویو
متن کامل در کانال نویسنده
@hamidhossaini
بخشهایی از یادداشت محسن حسام مظاهری درباره فیلم آتشزدن کتاب طب هاریسون:
یکی از ویژگی مشترک جریانهای حاشیهای همین است که مطرود جریان رسمی دانش/دین اند. هیچکدام توسط حوزه رسمی دانش/دین و نخبگان به رسمیت شناخته نمیشوند. اما این طرد و عدمرسمیت، خللی که در فعالیت آنها وارد نمیسازد هیچ، حتی نوعاً امتیاز آنان محسوب میشود و بر جذابیتشان میافزاید...
دلیلش آن است که این جریانها درست پاسخگوی آن نیازی از مخاطبانشان هستند که جریانهای رسمی علم/دین به آن توجهی ندارند. این جریانها درست در محل حفرههای گفتمان رسمی پدید میآیند و ازجمله نوعاً «عامهپسند»اند؛ دغدغهشان، محور فعالیتشان، زبان و ادبیاتشان، همه و همه آنگونه است که عامه مردم میپسندند.
برخورد قضایی با جریانهای دینی حاشیهای، متعارفترین و البته سادهترین و کمهزینهترین نوع مواجهه با آنهاست. نمونههای قبلی نشان میدهد که این جنس برخوردها، شاید مصرف رسانهای داشته باشد، اما مانا نیست و اصل پدیده را از بین نمیبرد. تنها ادامه حیات این جریانها را زیرزمینی میکند که بهمراتب مخاطرات بیشتری دارد.
برای فهم و حل مسئله بهجای پرداختن به تبریزیان و غفاری و ابطحی و آقامیری و دیگر نمایندگان جریانهای دینی حاشیهای، به زمینه اجتماعی ـ فرهنگی و دینیای باید پرداخت که چنین جریانهایی در آن پدید آمده و بهسرعت رشد میکنند. همچنین فراموش نکنیم که بخشی از رونق دکان جریانهای حاشیهای و عامهپسند، ریشه در افول منابع معرفتی "رسمی" در جامعه دارد؛ چه عرفان نظری باشد، چه اسلام فقاهتی باشد و چه پزشکی مدرن.
متن کامل در اینستنت ویو
متن کامل در کانال نویسنده
@hamidhossaini