جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
حقیقت آنگونه که بسیاری تصور میکنند روشن نیست و بخش قابل توجهی از اختلاف نظرها و اشتباهها را نمیتوان به بیدقتی، نادرست بودن مبنا یا لجبازی و مسائلی از این دست نسبت داد. یعنی به این سادگی نیست که بگوییم هر کس چشمش را باز کند و فکرش را بهکار اندازد، حتماً به نتیجۀ درست و مطلوب خواهد رسید و اگر کسی با روش و استدلال ما به نتیجهای مشابه نرسید، حتماً بیدقت و بیفکر یا معاند و لجباز است. زیرا عوامل فراوانی در شکلگیری ذهنیتها تأثیر میگذارد و برداشتهای متفاوت از حقیقت، امری طبیعی است.
حدود ۱۳۰ سال پیش، روانکاوی آمریکایی بهنام جوزف جاسترو در ضمن فعالیتها و تحقیقاتش از تصویری که قبلاً در مباحث #زاویه_دید ارائه شد استفاده کرد تا نشان دهد ادراک ما از واقعیتها صرفاً به آنچه میبینیم بستگی ندارد و مغز انسان میتواند به صورت جداگانه دو درک مختلف از یک شکل واحد داشته باشد؛ یعنی هم میتواند آن را به شکل سر یک خرگوش ببیند و هم به صورت سر اردک.
سالها بعد، گروهی دیگر از روانکاوان این تحقیقات را ادامه دادند و به نتیجهٔ جالبی رسیدند. آنها این تصویر را در موقعیتهای زمانی مختلفی به کودکان نشان دادند و از آنها خواستند توضیح دهند چه چیزی را در تصویر میبینند. بهصورت اعجابآوری کودکان در ایام نزدیک به عید پاک (که نمادش خرگوش است) گفتهاند در تصویر، خرگوش میبینند. در حالی که کودکان در ماه اکتبر گزارش کردهاند که در تصویر اردک میبینند.
توجه به دشواری و پیچیدگی شناخت حقایق، به همان اندازه که ضرورت مدارا با افکار و عقاید دیگران را آشکار میسازد، اهمیت در اختیار داشتن معیاری دقیق برای تشخیص برداشتهای درست از نادرست را نیز روشن میکند. زیرا همانگونه که احتمال میدهیم دیگران تحت تأثیر زاویهٔ دیدی خاص دچار خطا شده باشند، ممکن است خود ما نیز از محیط، خانواده، تبلیغات و بسیاری امور دیگر اثر پذیرفته باشیم و با آنکه بهخیال خود یقین داریم دلایل و جوانب موضوع را با دقت بررسی کردهایم و به شناختی درست رسیدهایم، در جهل مرکب بهسر ببریم و حقیقت را بهدرستی نبینیم.
@hamidhossaini
حقیقت آنگونه که بسیاری تصور میکنند روشن نیست و بخش قابل توجهی از اختلاف نظرها و اشتباهها را نمیتوان به بیدقتی، نادرست بودن مبنا یا لجبازی و مسائلی از این دست نسبت داد. یعنی به این سادگی نیست که بگوییم هر کس چشمش را باز کند و فکرش را بهکار اندازد، حتماً به نتیجۀ درست و مطلوب خواهد رسید و اگر کسی با روش و استدلال ما به نتیجهای مشابه نرسید، حتماً بیدقت و بیفکر یا معاند و لجباز است. زیرا عوامل فراوانی در شکلگیری ذهنیتها تأثیر میگذارد و برداشتهای متفاوت از حقیقت، امری طبیعی است.
حدود ۱۳۰ سال پیش، روانکاوی آمریکایی بهنام جوزف جاسترو در ضمن فعالیتها و تحقیقاتش از تصویری که قبلاً در مباحث #زاویه_دید ارائه شد استفاده کرد تا نشان دهد ادراک ما از واقعیتها صرفاً به آنچه میبینیم بستگی ندارد و مغز انسان میتواند به صورت جداگانه دو درک مختلف از یک شکل واحد داشته باشد؛ یعنی هم میتواند آن را به شکل سر یک خرگوش ببیند و هم به صورت سر اردک.
سالها بعد، گروهی دیگر از روانکاوان این تحقیقات را ادامه دادند و به نتیجهٔ جالبی رسیدند. آنها این تصویر را در موقعیتهای زمانی مختلفی به کودکان نشان دادند و از آنها خواستند توضیح دهند چه چیزی را در تصویر میبینند. بهصورت اعجابآوری کودکان در ایام نزدیک به عید پاک (که نمادش خرگوش است) گفتهاند در تصویر، خرگوش میبینند. در حالی که کودکان در ماه اکتبر گزارش کردهاند که در تصویر اردک میبینند.
توجه به دشواری و پیچیدگی شناخت حقایق، به همان اندازه که ضرورت مدارا با افکار و عقاید دیگران را آشکار میسازد، اهمیت در اختیار داشتن معیاری دقیق برای تشخیص برداشتهای درست از نادرست را نیز روشن میکند. زیرا همانگونه که احتمال میدهیم دیگران تحت تأثیر زاویهٔ دیدی خاص دچار خطا شده باشند، ممکن است خود ما نیز از محیط، خانواده، تبلیغات و بسیاری امور دیگر اثر پذیرفته باشیم و با آنکه بهخیال خود یقین داریم دلایل و جوانب موضوع را با دقت بررسی کردهایم و به شناختی درست رسیدهایم، در جهل مرکب بهسر ببریم و حقیقت را بهدرستی نبینیم.
@hamidhossaini