از ژنرال هایزر تا ژنرال سلیمانی
در مسجد جمکران در میان سیل خروشان جمعیت منتظر رسیدن پیکر مطهر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی هستم. تا قبل از رسیدن پیکر شهدا مشغول خواندن خبرهای خبرگزاریهای مختلف میشوم. در میان خبرها میخوانم که تا کنون هیئتهای مختلف از کشورهای متعدد از جانب آمریکا میانجی شدهاند که ایران از انتقام خون سردار سلیمانی صرف نظر کند. در دل این خواهش و تمناهای آمریکا که گاه با روتوش دیپلماتیک و گاه با زبان تهدید بیان میشود، ذلتی بزرگ نهفته که به هر ایرانی حس غرور و عزت ملی میدهد؛ اینکه ایران به قدرت و اقتداری رسیده که این چنین در دل قدرتهای دنیا رعب و وحشت انداخته است.
ناخودآگاه ذهنم به چهل سال پیش باز میگردد. به دی ماه سال ۵۷ که ژنرال هایزر آمریکایی بدون هماهنگی و به صورت مخفیانه وارد ایران میشود و به شاه ایران دستور خروج از کشور میدهد. شاه تصمیم میگیرد غلامحسین صدیقی استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران را به نخست وزیری منصوب نماید. صدیقی پیشنهاد شاه را میپذیرد مشروط به آنکه شاه در ایران بماند. شاه در پاسخ می گوید :
"نظر سفیر امریکا و انگلیس آن است که کشور را ترک کنم."
صدیقی میگوید : "غلط میکنند که در امور داخلی ایران دخالت میکنند"
اما شاه نهتنها قدرت مخالفت با نظر آمریکا را ندارد، بلکه ژنرال هایزر آمریکایی را بر ارتش ایران حاکم میکند و خطاب به فرماندهان ارتش میگوید: "به هایزر اعتماد کنید، از او اطاعت کنید ، او ژنرال شماست."
آری از دی ماه ۵۷ تا دی ماه ۹۸ راه درازی را پیموده ایم، از ذلتی که ژنرال هایزر بر ملت و ارتش ایران تحمیل کرد تا عزت و افتخاری که ژنرال سلیمانی برای ایران به ارمغان آورد.
با خود میگویم ای کاش در سایر عرصهها از اقتصاد و فرهنگ و سیاست هم حاج قاسمهایی داشتیم با همان اعتدال با همان هوشمندی و عقلانیت و با همان خودباوری و با همان خلوص و پاکی.
حسین سعادت
مسجد مقدس جمکران، مراسم تشییع پیکر سپهبد سردار شهید حاج قاسم سلیمانی
@hamidhossaini
در مسجد جمکران در میان سیل خروشان جمعیت منتظر رسیدن پیکر مطهر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی هستم. تا قبل از رسیدن پیکر شهدا مشغول خواندن خبرهای خبرگزاریهای مختلف میشوم. در میان خبرها میخوانم که تا کنون هیئتهای مختلف از کشورهای متعدد از جانب آمریکا میانجی شدهاند که ایران از انتقام خون سردار سلیمانی صرف نظر کند. در دل این خواهش و تمناهای آمریکا که گاه با روتوش دیپلماتیک و گاه با زبان تهدید بیان میشود، ذلتی بزرگ نهفته که به هر ایرانی حس غرور و عزت ملی میدهد؛ اینکه ایران به قدرت و اقتداری رسیده که این چنین در دل قدرتهای دنیا رعب و وحشت انداخته است.
ناخودآگاه ذهنم به چهل سال پیش باز میگردد. به دی ماه سال ۵۷ که ژنرال هایزر آمریکایی بدون هماهنگی و به صورت مخفیانه وارد ایران میشود و به شاه ایران دستور خروج از کشور میدهد. شاه تصمیم میگیرد غلامحسین صدیقی استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران را به نخست وزیری منصوب نماید. صدیقی پیشنهاد شاه را میپذیرد مشروط به آنکه شاه در ایران بماند. شاه در پاسخ می گوید :
"نظر سفیر امریکا و انگلیس آن است که کشور را ترک کنم."
صدیقی میگوید : "غلط میکنند که در امور داخلی ایران دخالت میکنند"
اما شاه نهتنها قدرت مخالفت با نظر آمریکا را ندارد، بلکه ژنرال هایزر آمریکایی را بر ارتش ایران حاکم میکند و خطاب به فرماندهان ارتش میگوید: "به هایزر اعتماد کنید، از او اطاعت کنید ، او ژنرال شماست."
آری از دی ماه ۵۷ تا دی ماه ۹۸ راه درازی را پیموده ایم، از ذلتی که ژنرال هایزر بر ملت و ارتش ایران تحمیل کرد تا عزت و افتخاری که ژنرال سلیمانی برای ایران به ارمغان آورد.
با خود میگویم ای کاش در سایر عرصهها از اقتصاد و فرهنگ و سیاست هم حاج قاسمهایی داشتیم با همان اعتدال با همان هوشمندی و عقلانیت و با همان خودباوری و با همان خلوص و پاکی.
حسین سعادت
مسجد مقدس جمکران، مراسم تشییع پیکر سپهبد سردار شهید حاج قاسم سلیمانی
@hamidhossaini