بخشی از تحلیل مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی دربارهٔ عامل اصلی فاجعهٔ کربلا:
آن روز ابوبکر و حاضران در سقیفه شاید فکر این را نمیکردند که این امتیاز ممکن است مقدمهٔ امتیازهای دیگر شود و نوع زمامداری مسلمانان از حکومت انتخابی به حکومت استبدادی موروثی بکشاند ... اما وقتی اصلی در اجتماع بههم خورد چه کسی ضمانت میکند که نسلهای بعد اصلهای دیگری را بهنفع خود بههم نزنند؟ چنین پایانی طبیعی است.
زمامداری از قریش به مداخلهٔ تیرهٔ اموی و زمامداری اموی به سلطنت موروثی و سلطنت موروثی به استبداد مطلق کشیده شد. حقّ مداخلهٔ مردم از آنها سلب گردید، چنانکه در بیست سال آخر این پنجاه سال، دیگر سخن در این نبود که زمامدار باید چه کند؟ عادل باشد یا نه؟ اگر برخلاف عدالت رفت باید به او هشدار دهند یا نه؟ آنچه در این سالها مهم مینمود اینکه چه باید کرد تا زمامدار را راضی نگه داشت.
قیام حسین (علیهالسلام) پس از پنجاه سال، ص ۳۲.
@hamidhossaini
آن روز ابوبکر و حاضران در سقیفه شاید فکر این را نمیکردند که این امتیاز ممکن است مقدمهٔ امتیازهای دیگر شود و نوع زمامداری مسلمانان از حکومت انتخابی به حکومت استبدادی موروثی بکشاند ... اما وقتی اصلی در اجتماع بههم خورد چه کسی ضمانت میکند که نسلهای بعد اصلهای دیگری را بهنفع خود بههم نزنند؟ چنین پایانی طبیعی است.
زمامداری از قریش به مداخلهٔ تیرهٔ اموی و زمامداری اموی به سلطنت موروثی و سلطنت موروثی به استبداد مطلق کشیده شد. حقّ مداخلهٔ مردم از آنها سلب گردید، چنانکه در بیست سال آخر این پنجاه سال، دیگر سخن در این نبود که زمامدار باید چه کند؟ عادل باشد یا نه؟ اگر برخلاف عدالت رفت باید به او هشدار دهند یا نه؟ آنچه در این سالها مهم مینمود اینکه چه باید کرد تا زمامدار را راضی نگه داشت.
قیام حسین (علیهالسلام) پس از پنجاه سال، ص ۳۲.
@hamidhossaini