تفسیرهای الاهیاتی بارانهای سیل آسای اخیر
چه تفسیری از باران و سیلهای اخیر داشته باشیم؟ آیا آنچه اتفاق افتاد، باران عذاب بود یا رحمت و یا هیچ کدام؟
حداقل چهار نگرش یا فرضیه میتوان در این زمینه ارایه نمود:
یکم: بارانهای سیل آسا یک حادثه طبیعی با توصیفهای علمی است و نسبت دادن چنین وقایعی به امور متافیزیکی نادرست است. نحوه عملکرد گروههای اجتماعی چه نیک و چه بد، و ایمان و عدم ایمان انسان به خدا، هیچ تأثیری در فرآیندهای طبیعی ندارند. لذا هیچ معنای الاهیاتی از حوادث اخیر نمیتوان گرفت.
دوم: سیل و سایر حوادث طبیعی، در حقیقت «عذاب» خداوند و نشانه خشم و غضب پروردگار است.
سوم: سیل و سایر حوادث طبیعی ، نه عذاب، بلکه «بلا» است. اراده الهی بر این است که نشانه هایی بیاورد تا «بیداری» و «تنبیه» صورت گیرد. فرق عذاب و بلا در این است که اولی نشانه خشم و قهر خداوند است ولی دومی نشانه مهر و لطف است. در اولی خداوند میخواهد جامعهای را نابود کند، ولی در دومی بنا بر نابودی نیست بلکه تلنگری است برای بیداری.
چهارم: سیل و باران، خصوصا در مورد اخیر که پس از سالها خشکسالی اتفاق افتاد، نه عذاب بود و نه بلا، بلکه «رحمت» پرودگار بر مردمان سرزمینمان بود. سیل البته که خسارتهایی داشت ولی خسارتهای آن (به غیر از خسارتهای جانی)، در مقابل منافع کوتاه مدت و بلند مدت پرآب شدن کشور ناچیز است و باید خداوند را بر این نعمت آشکار شاکر بود.
از میان چهار فرضیه فوق، اولی -حداقل برای مؤمنان به خداوند- قابل پذیرش نیست. این که جهان دارای توصیفهای علمی است، منافاتی با اعمال اراده خداوند ندارد. در متن قرآن و نیز کلام اولیای دین، بارها و به گونههای مختلف عنوان شده که رفتار انسانها در نزول نعمتها و نقمتها تأثیر گذارند. بنابراین نمیتوان گفت حوادث طبیعی هیچ معنای الاهیاتی ندارند. عبارتی از نهج البلاغه در این زمینه جالب توجه است:
«خداوند بندگان خود را که گناهکارند، با کمبود میوهها، جلوگیری از نزول برکات و بستن گنجهای خیرات، آزمایش میکند، برای آن که توبه کنندهای بازگردد و گناهکار دل از معصیت بکند و پند گیرد. همانا خدا استغفار و طلب آمرزش را وسیلهای دائمی برای فروریختن روزی و موجب رحمت آفریدگان قرار داد (خطبه ۱۴۴)».
فرضیه دوم نیز به احتمال بسیار زیاد مردود است. عذاب خداوند در جایی است که گروهی از مردمان در مقابل حق و حقیقت بایستند و سد راه هدایت الهی بشوند و خداوند عذابی میفرستد تا این افراد را از میان بردارد و هلاکشان کند. مصداق عذاب الهی عموما در مواردی است که پیامبران «بینات» و «آیههای روشن» را برای جامعهای بیاورند ولی آن جامعه دست به استهزاء و آزار و اذیت فرستادگان الهی بزند و منکر حقیقت و سد راه بندگی خداوند شود. بسیار بعید است که بتوان چنین برداشتی را از حوادث اخیر داشت. ضمن این که اساسا معلوم نیست در زمینه و زمانه ما که جهان پر از شبهه و پیچیدگی است و عدم ایمان مردمان عموما از سردرگمی و نه از سر انکار حقیقت است، عذاب الهی هیچ مصداقی، حتی در سایر نقاط جهان داشته باشد.
فرضیه سوم (بلا)، از فرضیات محتمل است. شاید خواست خداوند براین بوده باشد که قدرت خود را پس از سالها خشکی و تشنگی، سوار بر موجهای گل آلود و خشمناک که کوبنده میآیند و خراب میکنند نشان دهد تا غفلتها را بزداید و ندایی باشد که «آی مردم به غلط آمدهاید، برگردید....»
فرضیه چهارم (باران رحمت)، ماهیتا فرضیهای است که برای رد یا اثبات آن احتیاج به شواهد تجربی است. من تخصصی در این زمینه ندارم و هنوز هم گزارشی مورد وثوق در مورد اثرات مثبت و منفی بارانهای اخیر ارایه نشده است. شاید کارشناسان، پس از فروکش کردن بحران، بتوانند توضیح دهند که در مجموع، حاصل بارانهای پرحجم اخیر، به نفع زیرساختهای طبیعی و محیط زیستی کشور بوده یا نه.
ضمنا ترکیبی از فرضیه سوم و چهارم نیز قابل تصور است: گرچه بارانهای اخیر خروشان از کوهها و درهها به راه افتادند و سنگ و آهن و چوب و جسم و جانها را درهم کوبیدند و پیش آمدند تا ندایی باشند برای بیداری، ولی در مجموع آنچه اتفاق افتاد، رحمت و برکت بود. زنجیره حیات بر روی کره زمین از آغاز بر همین منوال بوده است. مرگ و حیات، ویرانی و آبادی، خشکی و سبزی دو روی یک سکهاند.
https://t.me/delshodeyevelshode
چه تفسیری از باران و سیلهای اخیر داشته باشیم؟ آیا آنچه اتفاق افتاد، باران عذاب بود یا رحمت و یا هیچ کدام؟
حداقل چهار نگرش یا فرضیه میتوان در این زمینه ارایه نمود:
یکم: بارانهای سیل آسا یک حادثه طبیعی با توصیفهای علمی است و نسبت دادن چنین وقایعی به امور متافیزیکی نادرست است. نحوه عملکرد گروههای اجتماعی چه نیک و چه بد، و ایمان و عدم ایمان انسان به خدا، هیچ تأثیری در فرآیندهای طبیعی ندارند. لذا هیچ معنای الاهیاتی از حوادث اخیر نمیتوان گرفت.
دوم: سیل و سایر حوادث طبیعی، در حقیقت «عذاب» خداوند و نشانه خشم و غضب پروردگار است.
سوم: سیل و سایر حوادث طبیعی ، نه عذاب، بلکه «بلا» است. اراده الهی بر این است که نشانه هایی بیاورد تا «بیداری» و «تنبیه» صورت گیرد. فرق عذاب و بلا در این است که اولی نشانه خشم و قهر خداوند است ولی دومی نشانه مهر و لطف است. در اولی خداوند میخواهد جامعهای را نابود کند، ولی در دومی بنا بر نابودی نیست بلکه تلنگری است برای بیداری.
چهارم: سیل و باران، خصوصا در مورد اخیر که پس از سالها خشکسالی اتفاق افتاد، نه عذاب بود و نه بلا، بلکه «رحمت» پرودگار بر مردمان سرزمینمان بود. سیل البته که خسارتهایی داشت ولی خسارتهای آن (به غیر از خسارتهای جانی)، در مقابل منافع کوتاه مدت و بلند مدت پرآب شدن کشور ناچیز است و باید خداوند را بر این نعمت آشکار شاکر بود.
از میان چهار فرضیه فوق، اولی -حداقل برای مؤمنان به خداوند- قابل پذیرش نیست. این که جهان دارای توصیفهای علمی است، منافاتی با اعمال اراده خداوند ندارد. در متن قرآن و نیز کلام اولیای دین، بارها و به گونههای مختلف عنوان شده که رفتار انسانها در نزول نعمتها و نقمتها تأثیر گذارند. بنابراین نمیتوان گفت حوادث طبیعی هیچ معنای الاهیاتی ندارند. عبارتی از نهج البلاغه در این زمینه جالب توجه است:
«خداوند بندگان خود را که گناهکارند، با کمبود میوهها، جلوگیری از نزول برکات و بستن گنجهای خیرات، آزمایش میکند، برای آن که توبه کنندهای بازگردد و گناهکار دل از معصیت بکند و پند گیرد. همانا خدا استغفار و طلب آمرزش را وسیلهای دائمی برای فروریختن روزی و موجب رحمت آفریدگان قرار داد (خطبه ۱۴۴)».
فرضیه دوم نیز به احتمال بسیار زیاد مردود است. عذاب خداوند در جایی است که گروهی از مردمان در مقابل حق و حقیقت بایستند و سد راه هدایت الهی بشوند و خداوند عذابی میفرستد تا این افراد را از میان بردارد و هلاکشان کند. مصداق عذاب الهی عموما در مواردی است که پیامبران «بینات» و «آیههای روشن» را برای جامعهای بیاورند ولی آن جامعه دست به استهزاء و آزار و اذیت فرستادگان الهی بزند و منکر حقیقت و سد راه بندگی خداوند شود. بسیار بعید است که بتوان چنین برداشتی را از حوادث اخیر داشت. ضمن این که اساسا معلوم نیست در زمینه و زمانه ما که جهان پر از شبهه و پیچیدگی است و عدم ایمان مردمان عموما از سردرگمی و نه از سر انکار حقیقت است، عذاب الهی هیچ مصداقی، حتی در سایر نقاط جهان داشته باشد.
فرضیه سوم (بلا)، از فرضیات محتمل است. شاید خواست خداوند براین بوده باشد که قدرت خود را پس از سالها خشکی و تشنگی، سوار بر موجهای گل آلود و خشمناک که کوبنده میآیند و خراب میکنند نشان دهد تا غفلتها را بزداید و ندایی باشد که «آی مردم به غلط آمدهاید، برگردید....»
فرضیه چهارم (باران رحمت)، ماهیتا فرضیهای است که برای رد یا اثبات آن احتیاج به شواهد تجربی است. من تخصصی در این زمینه ندارم و هنوز هم گزارشی مورد وثوق در مورد اثرات مثبت و منفی بارانهای اخیر ارایه نشده است. شاید کارشناسان، پس از فروکش کردن بحران، بتوانند توضیح دهند که در مجموع، حاصل بارانهای پرحجم اخیر، به نفع زیرساختهای طبیعی و محیط زیستی کشور بوده یا نه.
ضمنا ترکیبی از فرضیه سوم و چهارم نیز قابل تصور است: گرچه بارانهای اخیر خروشان از کوهها و درهها به راه افتادند و سنگ و آهن و چوب و جسم و جانها را درهم کوبیدند و پیش آمدند تا ندایی باشند برای بیداری، ولی در مجموع آنچه اتفاق افتاد، رحمت و برکت بود. زنجیره حیات بر روی کره زمین از آغاز بر همین منوال بوده است. مرگ و حیات، ویرانی و آبادی، خشکی و سبزی دو روی یک سکهاند.
https://t.me/delshodeyevelshode