سیذارتا گوتاما
ادامه (قسمت اول) از اینجا
«رنج وجود دارد. چه طور میتوانم از آن برهم؟» - 2
گوتاما این شگردهای مراقبه را بر مجموعی از احکام اخلاقی استوار کرد تا برای مردم آسانتر شود که بر تجربههای واقعی تمرکز کنند و از افتادن به دام امیال و آرزوها و تخیلات بپرهیزند. به پیروانش آموخت که از قتل و بی بندوباری جنسی و دزدی دوری کنند، زیرا چنین اعمالی لزوما آتش امیال و آرزوها را (برای کسب قدرت یا لذت شهوانی یا ثروت)، مشتعل می کند. وقتی آتش امیال کاملا فروکش کند، یک وضعیت رضایت و آرامش کامل جایگزین امیال و آرزوها خواهد شد که نیروانا (در لغت به معنای فرونشاندن آتش) خوانده می شود. کسانی که به نیروانا نائل می شوند، کاملا فارغ از هر رنجی هستند. واقعیت را در منتهای وضوح، بری از خیالات و توهمات، تجربه می کنند. حتی اگر همچنان با ناخشنودی و درد مواجه شوند، این تجربیات آنها را به نکبت درنمیغلتاند. فردی که اسیر هوس نمیشود نمی تواند عذاب بکشد.
بر اساس سنت بودیسم، گوتاما خود به نیروانا نائل آمد و کاملا از رنج و عذاب رهید. از آن پس او به «بودا» شهرت یافت که به معنای «روشنییافته» است. بودا بقيه عمرش را صرف توضیح یافتههایش برای دیگران کرد تا همه بتوانند از درد برهند. او آموزههایش را در پوشش یک قانون واحد درآورد: رنج از میل و هوس برمیخیزد؛ تنها راه رهایی از رنج رهایی کامل از میل و هوس است؛ و تنها راه رهایی از میل و هوس تمرین دادن مغز است برای تجربه کردن واقعیت به همان صورت که هست.
بودیستها این قانون را که معروف به دارما یا داما است قانون فراگیر طبیعت میدانند. این که «رنج از هوس برمیخیزد» همواره در همه جا صادق است، همان طور که در فیزیک مدرن E همواره برابر است با mc2. بودیستها مردمی هستند که به این قانون وفادارند و آن را محور تمام فعالیتهایشان قرار میدهند. از طرف دیگر، اعتقاد به خدایان نزد آنها اهمیت کمتری دارد. اولین اصل ادیان یگانه پرست این است که «خدا وجود دارد. او از من چه می خواهد؟» اولین اصل بودیسم این است که «رنج وجود دارد. چه طور میتوانم از آن برهم؟»
بودیسم وجود خدایان را انکار نمیکند - خدایان موجودات توانایی توصیف شدهاند که میتوانند باران و پیروزی به ما ارزانی دارند. اما هیچ نفوذی بر این قانون که «رنج از هوس بر میخیزد» ندارند. اگر ذهن فردی فارغ از هر میل و هوسی باشد، هیچ خدایی نمیتواند او را به تباهی بکشاند. بالعکس، هر گاه میل و هوس در ذهن کسی بروز کند، تمام خدایان جهان - هم نمیتوانند او را از عذاب برهانند.
اما اديان پیشامدرن مبتنی بر قانون طبیعت مثل بودیسم، همانند ادیان یگانهپرست، هرگز به واقع خود را از پرستش خدایان نرهانیدند. بودیسم به مردم میآموخت که باید به دنبال هدف نهایی رهایی کامل از رنج باشند، نه اینکه در میانه راه برای کسب ثروت اقتصادی و قدرت سیاسی توقفهایی داشته باشند. با این حال، ۹۹ درصد از بودیستها به نیروانا دست نیافتند و حتی اگر هم امیدوار بودند که زمانی در عمر آتی شان چنین کنند، بیش زندگی کنونی شان را به کسب موفقیت های دنیوی اختصاص دادند.
از «انسان خردمند» | نوشته یووال نوح هراری | ترجمه نیک گرگین | صفحات 314 تا 318
@mmoeeni1
ادامه (قسمت اول) از اینجا
«رنج وجود دارد. چه طور میتوانم از آن برهم؟» - 2
گوتاما این شگردهای مراقبه را بر مجموعی از احکام اخلاقی استوار کرد تا برای مردم آسانتر شود که بر تجربههای واقعی تمرکز کنند و از افتادن به دام امیال و آرزوها و تخیلات بپرهیزند. به پیروانش آموخت که از قتل و بی بندوباری جنسی و دزدی دوری کنند، زیرا چنین اعمالی لزوما آتش امیال و آرزوها را (برای کسب قدرت یا لذت شهوانی یا ثروت)، مشتعل می کند. وقتی آتش امیال کاملا فروکش کند، یک وضعیت رضایت و آرامش کامل جایگزین امیال و آرزوها خواهد شد که نیروانا (در لغت به معنای فرونشاندن آتش) خوانده می شود. کسانی که به نیروانا نائل می شوند، کاملا فارغ از هر رنجی هستند. واقعیت را در منتهای وضوح، بری از خیالات و توهمات، تجربه می کنند. حتی اگر همچنان با ناخشنودی و درد مواجه شوند، این تجربیات آنها را به نکبت درنمیغلتاند. فردی که اسیر هوس نمیشود نمی تواند عذاب بکشد.
بر اساس سنت بودیسم، گوتاما خود به نیروانا نائل آمد و کاملا از رنج و عذاب رهید. از آن پس او به «بودا» شهرت یافت که به معنای «روشنییافته» است. بودا بقيه عمرش را صرف توضیح یافتههایش برای دیگران کرد تا همه بتوانند از درد برهند. او آموزههایش را در پوشش یک قانون واحد درآورد: رنج از میل و هوس برمیخیزد؛ تنها راه رهایی از رنج رهایی کامل از میل و هوس است؛ و تنها راه رهایی از میل و هوس تمرین دادن مغز است برای تجربه کردن واقعیت به همان صورت که هست.
بودیستها این قانون را که معروف به دارما یا داما است قانون فراگیر طبیعت میدانند. این که «رنج از هوس برمیخیزد» همواره در همه جا صادق است، همان طور که در فیزیک مدرن E همواره برابر است با mc2. بودیستها مردمی هستند که به این قانون وفادارند و آن را محور تمام فعالیتهایشان قرار میدهند. از طرف دیگر، اعتقاد به خدایان نزد آنها اهمیت کمتری دارد. اولین اصل ادیان یگانه پرست این است که «خدا وجود دارد. او از من چه می خواهد؟» اولین اصل بودیسم این است که «رنج وجود دارد. چه طور میتوانم از آن برهم؟»
بودیسم وجود خدایان را انکار نمیکند - خدایان موجودات توانایی توصیف شدهاند که میتوانند باران و پیروزی به ما ارزانی دارند. اما هیچ نفوذی بر این قانون که «رنج از هوس بر میخیزد» ندارند. اگر ذهن فردی فارغ از هر میل و هوسی باشد، هیچ خدایی نمیتواند او را به تباهی بکشاند. بالعکس، هر گاه میل و هوس در ذهن کسی بروز کند، تمام خدایان جهان - هم نمیتوانند او را از عذاب برهانند.
اما اديان پیشامدرن مبتنی بر قانون طبیعت مثل بودیسم، همانند ادیان یگانهپرست، هرگز به واقع خود را از پرستش خدایان نرهانیدند. بودیسم به مردم میآموخت که باید به دنبال هدف نهایی رهایی کامل از رنج باشند، نه اینکه در میانه راه برای کسب ثروت اقتصادی و قدرت سیاسی توقفهایی داشته باشند. با این حال، ۹۹ درصد از بودیستها به نیروانا دست نیافتند و حتی اگر هم امیدوار بودند که زمانی در عمر آتی شان چنین کنند، بیش زندگی کنونی شان را به کسب موفقیت های دنیوی اختصاص دادند.
از «انسان خردمند» | نوشته یووال نوح هراری | ترجمه نیک گرگین | صفحات 314 تا 318
@mmoeeni1